توی اسنپ بودم یه آقایی بربری خیرات میکرد
یه دونه هم سر داد داخل ماشین
نمیدونم چی شد واقعا عطر بربری داغ هوش از سر من و راننده برد
به خودم اومدم دیدم راننده رفته پنیر و قاشق گرفته منم در طول مسیر برای خودم و خودش لقمه میگرفتم:/
ترک بودن و اضطراب اجتماعی نداشتن یه همچین خروجی داره