
آلبرتین سیمونه
8.2K posts

آلبرتین سیمونه
@AzNakojaAbad
A scientist, a feminist♀️=♂️, proudly🏳️🌈 and a secular humanist in love with Iran 💚🤍❤️ ضدجنگ، بیزار از استبداد شاه و شیخ، علیه ارتجاع و استعمار
Between Heaven and Hell Katılım Ekim 2018
523 Takip Edilen228 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet

@xxE6S7owCrgv3xW در سیستمهای دموکراتیک یا هر حرکت موثر به سمت دموکراسی، مردم 'همیشه' و 'بیهیچ قید وشرطی' حق دارند 'درباره هر رخدادی' که در 'هر برههای از تاریخ' رخ داده پرسشگری کنند. هیچکس و هیچچیزی از این پرسشگری مستثنی نیست.
#از_دموکراسی_بگو
فارسی

@RadioZamaneh پَشوتن آهنگر با سابقه فحاشی جنسی و دست گرفتن پلاکارد حاوی ادبیات تجاوز در تظاهرات سلطنتطلبان هم جزء مردان مدافع برابری جنسیتی محسوب میشد و ما نمیدونستیم؟ لابد علی کریمی، شاهین نجفی، پژمان جمشیدی و محسن نامجو هم جزو مردان فمنیست هستند.
فارسی

باید کاری کرد
بیانیهی جمعی از مردان* مدافع برابری جنسی و جنسیتی:
به این سکوت و همراهی پایان دهیم
radiozamaneh.com/856900/
جمعی از مردان مدافع برابری جنسی و جنسیتی از طیفهای گوناگون در بیانیهای جمعی با انتقاد از نظام مردسالار و پدرسالار موجود که سالهاست زنان، اقلیتها و دیگر گروههای به حاشیه راندهشده را سرکوب کرده، و با اشاره به نزدیک به ۲۰۰ مورد زنکشی ثبتشده در ایران تنها در یک بازه یکساله، شاخص شکاف جنسیتی در ایران و بسیاری دیگر از واقعیتهای نظاممند آزار و تبعیض علیه زنان و اقلیتهای جنسی و جنسیتی، نوشتند که: «باوریم که ما مردان نیاز به بازنگری جدی در مفهوم «مردانگی» داریم ـ واژهای که این روزها بیش از حد تکرار میشود، گویی که دوباره به دوران فیلمفارسیهای مبلغ «قتل ناموسی» بازگشتهایم.» متن کامل این بیانیه را در ادامه خواهید خواند.
فارسی

@samaneh_savadi @masa_zp ربطی بههم نداره. یه نفر ممکنه درحوزه X متخصص و منبع دانش و در حوزه Y و Z نادان و فاقد فهم ابتدایی و درک و آموزش باشه.
فارسی

من وقتی میتونم «نمیدانم» گفتن مرد متهم به آزار و سواستفاده از قدرت در روابط عاطفی رو جدی بگیرم که این ندانستن فقط وقتی به مسئولیت شخصی خودش میرسه ظاهر نشه. نمیشه در هر پنل، سمینار و فضای عمومی حاضر شد، برای جامعه از رهایی و نجات و نقشه راه حرف زد، اما وقتی بحث به ابتداییترین اصول رابطه و رضایت و قدرت میرسه یهو گفت نمیدونم.
فارسی
آلبرتین سیمونه retweetledi
آلبرتین سیمونه retweetledi
آلبرتین سیمونه retweetledi

@Aaandi_ دست برندار و کوتاه نیا. حتما همین رو محترمانه بنویس در جوابشون.
“If war and internet shutdowns due to internal suppression are not considered 'special circumstances', may I ask what might be considered as such?”
آلبرتین سیمونه retweetledi

🔴 ویدیوی خوانندگی و نوازندگی گروهی از زنان در موزه هنرهای معاصر مورد توجه قرار گرفت
💢 در جریان برنامه چهارم «موزیک تک» که روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت در فضای باز و داخلی موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، گروههای مختلف موسیقی جنوب ایران را اجرا کردند.
📌 در این میان تکخوانی یک خواننده زن به همراه گروه نوازندگان که همه زن بودند با استقبال حاضران روبرو شد و انتشار ویدیوی آن هم مورد استقبال قرار گرفت.
📌 برای ممنوعیت تکخوانی زنان در قوانین جمهوری اسلامی هیچ بند و ماده صریحی وجود ندارد. اما همیشه با ممنوعیتها و محدودیتهای اجرایی روبرو بوده است. بارها از نوازندگی زنان روی صحنه کنسرتها جلوگیری شده است.
📌 این محدودیتها برخلاف اصول حقوق بشر و حقوق زنان است. بسیاری از زنان خواننده در ایران بدون توجه به این ممنوعیت، صدایشان را منتشر کردهاند.
فارسی

@Biehameganm @EZK1980 بعدها معلوم میشه؟ سالهاس معلومه. قبل ازین ماجراهای جنگ پشت دوربین، راحت خودشون اسم از فاندر اسراییلی میبردند.
فارسی
آلبرتین سیمونه retweetledi

دوستان این کانال مربوط به یک پدر معلول هستش که توی اینستاگرام لباسای تو خونه ای میفروختن.
الان کانالشون فقط ۱۰۰ عضو داره و فروش ندارن. لطفا حمایتشون کنین.
ble.ir/Avinashopp
هرچقدر میتونین ریت کنید و عضو کانالشون بشین و حتی خرید کنین🙁

فارسی
آلبرتین سیمونه retweetledi

بخش عمدهای از چیزی که ما در غرب بهش میگیم نژادپرستی، اصلاً ربطی به رنگ پوست، نژاد یا زبان نداره؛ بلکه ناشی از یک فاشیسم فرهنگی پنهان است. اغلب اروپاییها (بهویژه در اروپای غربی و شمالی) یک استاندارد زیست فوقالعاده صلب و وسواسی برای زندگی دارند؛ مثلا در مدل شوخی کردن، لحن صحبت، و حتی میزان صمیمیت در روابط. آنها اصرار دارند اینها اصول شهروندی است، اما در واقع این یک خطکشی طبقاتی و فرهنگیه.
اگر شما کاملاً شبیه آنها رفتار نکنید، بایکوت روانی و اجتماعی میشید. این نژادپرستی نیست، "همسانخواهی اجباری" (Aggressive Assimilation) است. آنها شما را به عنوان یک انسان میپذیرند، اما به شرطی که محتوای فرهنگی خودت رو کاملاً پاک کنی و یک کپی برابر اصل از یک شهروند بومی بشی. در اروپا، تنوع فرهنگی (Diversity) تا زمانی جذابه که در حد غذای اگزوتیک و رقصهای محلی بمونه؛ به محض اینکه پای سبک زندگی و تفاوت جهانبینی وسط بیاد، سیستم شما رو پس میزنه.
فارسی
آلبرتین سیمونه retweetledi

@FatemehKh2 @Alinanvayi اینها که بدیهیاته. آیا روایتی منتشر شده که شامل این موارد باشه؟ اگر بله ممنون میشم به اشتراک بگذارید.
فارسی

@AzNakojaAbad @Alinanvayi فکر نمیکنم کسی بگه هر رفتار آزاردهندهای لزوما «آزار جنسی» هستش
اما از اون طرف هم هر نقدی را نمیشه صرفا «دیالوگ» گفت، مخصوصا وقتی پای تحقیر جنسیتی، abuse، manipulation یا نبود consent وسط باشه
اتفاقا مسیله همین مرزها و پیچیدگیهاست، نه حذف گفتوگو
فارسی

تا جایی که خاطرم هست جنبش میتو برای روایت تعرض و تجاوز و خشونت و آزار جنسی بود؛
سلطهگری، بازی-دستکاری روانی، سواستفاده از قدرت، پیچیدهسازی روابط و کلاهبرداری عاطفی، نه تعریف مشخص قابل سنجشی داره و نه به تنهایی مصداق آزار جنسیه و نه ذاتا جنسیتیه؛
در هر شکلی از رابطه شغلی، خانوادگی، والد فرزندی، دوستانه، آکادمیک و... صرف نظر از جنسیت افراد میتونه این تجربیات تلخ آزاردهنده رخ بده و میتونید برای بیان و یافتن راهکارش و همچنین درمان تروماهای تجربیات بد عاطفیتون به تراپیست مراجعه کنید؛
و باز همچنین بهتره صرف آموختهها و نظریاتتون در مورد سرمایه نمادین و روابط پیچیده قدرت و سواستفاده سلبریتیها از سرمایه اجتماعی و... رو هم در فرمی غیر از روایت میتو بیان کنید.
Mina Ghorbani@minamonteguide
نکته جالب روایت حسام سلامت اینه بسیاری مردان میخونن و نمیفهمن چی شده؛ زنان میخونن و گوششون از زنگ تکرار همون الگوهای آزارگرایانه صدا میده :) شاید براتون بهتره شنونده باشید که خودتون در مسیر سلطهگری، بازی-دستکاری روانی، سواستفاده از قدرت، پیچیدهسازی روابط و کلاهبرداری عاطفی نرین :)
فارسی

@Alinanvayi آزار کلامی هم تعریف داره. نمیشه دیالوگ بین دو فرد و تجربه اینترسابجکتیو یکی از اونارو آزار نامید. آزار، عمل تعمدی آسیب زدن به فردی با هدف اعمال قدرت و تحقیر کردن اوست.
فارسی

@AzNakojaAbad حالا اصن فرض میگیریم آزار بوده، آزار سخنی هم بوده
ولی موضوع اینه، اون روایتگری میتو، فرمی برای گفتن شکل مشخصی از آزار بوده، آزار جنسی و تعرض و تجاوز
فارسی

@SamRasoulpour @Sima_Sabet اینکه احمدینژاد هولوکاست رو انکارمیکرد و دایما از نفوذ عوامل موساد در بدنه نظام شاکی بود آیا یه بازی سیاسی بوده از ابتدا؟
فارسی


@colbinab در واقعیت، همون هوش بالا، انطباق رو هم تسهیل میکنه. مثلا خیلی افراد باهوش، به مرور مهارتای ارتباط با افراد کمهوشتر از خودشون رو یادمیگیرن. ممکنه تو نقشایی مث رهبر و مدیر عملکرد خوبی داشته باشن. تاثیرات محیط و temperament و تعامل اینارو در نحوه انطباق هرفرد نمیشه نادیده گرفت.
فارسی

@colbinab ایراد متن اینه که چندتا ازپیامدهای رایج و همبستههای هوشبالا مث فلج تحلیلی، نشخوارذهنی، مشکلات ارتباطی ناشی از شکاف بین خود و دیگران، ترس از شکست و رنج خودآگاهی رو بعنوان نتیجهی غیرقابل اجتناب هوش بالا، تعمیم میده به همه افراد باهوش یعنی نتیجهگیری از جزء دربارهی کُل.
فارسی

هوش بالا، برخلاف تصور عموم، یک نوع معلولیت پنهان است، نه یک مزیت مطلق!
در جامعه جوری از هوش حرف میزنند که انگار بالاترین موهبت بشری است؛ اما اگر از بالا به قضیه نگاه کنیم، هوشِ زیاد بیشتر شبیه به یک جهش ژنتیکی ناسازگار است. به این دلایل:
۱. توهم کارآمدی و تنبلی مفرط
آدمهای باهوش معمولاً در کودکی و نوجوانی یاد میگیرند که بدون تلاش زیاد، بازدهی بالایی داشته باشند. این سیستم پاداشِ آسان، روان آنها را تنبل میکند. در دنیای واقعی که استمرار و پوستکلفتی برنده را تعیین میکند، این افراد به محض برخورد با اولین صخرهی سخت، به سرعت فرو میپاشند چون ماهیچهی ذهنی "تحمل شکست" در آنها رشد نکرده است.
۲. فلج تحلیلی
باهوشها تار و پود مسائل را میبینند؛ خطرات احتمالی، احتمالات شکست و پیچیدگیهای پنهان. نتیجه؟ در حالی که یک آدم معمولی یا کمهوش با جسارت و بدون فکر اضافه، پروژهای را شروع میکند و جلو میرود، آدم باهوش هنوز دارد ابعاد مختلف شکست احتمالی را تحلیل میکند. هوش زیاد، شجاعت اقدام را ترور میکند.
۳. رنج خودآگاهی و عدم انطباق تکاملی
تکامل انسان برای بقاء و تکثیر برنامهریزی شده است، نه برای فهمیدن اسرار کوانتوم یا تحلیل فلسفی پوچی. آدم خیلی باهوش، مکانیسمهای دفاعی و شادکامیهای سادهی زندگی (مثل لذت بردن از یک دورهمی معمولی یا یک مکالمهی ساده) را به عنوان "سطحی بودن" ریجکت میکند. آنها در تحلیل روابط، انگیزههای پنهان آدمها را کشف میکنند و همین باعث میشود همیشه نوعی بدبینی، انزوا و پارانویا همراهشان باشد.
۴. ناتوانی در برقراری ارتباط
آنها فرض را بر این میگذارند که کدهای ذهنیشان برای همه روشن است. لایههای متعددی از معنا را در یک جملهی ساده میگنجانند و وقتی دیگران متوجه منظورشان نمیشوند، دچار ناامیدی یا خودبرتربینی کاذب میشوند. این ویژگی، آنها را به مدیران یا همکاران به شدت کلافهکنندهای تبدیل میکند.
خلاصه اینکه، اگر هوش را بر اساس تعریف بیولوژیکی آن یعنی «توانایی سازگاری با محیط» بسنجیم، هوشِ بیش از حد، فرد را از محیط و جامعهاش جدا میکند. آدم باهوش واقعی کسی نیست که مغزش مثل ابرکامپیوتر پردازش میکند؛ بلکه کسی است که یاد گرفته چطور از رنجِ بیش از حد فهمیدن، جان به در ببرد!
فارسی

@ManouchehrFarr چهارپنج ساله از طریق یه چنل تبادل آنلاین پول میفرستم ایران که کارمزد کمی داره و افراد درستکاری گردانندهش هستند. تابحال به مشکلی برنخوردم. خریداران، فی رو پیشنهاد میکنند که میشه قبول یا رد کرد. کانال نقش
واسطه انتقال پول هردوطرفو داره. از شر صراف جماعت راحت شدم.
فارسی

چرا بعضی از مردم ما اینقدر پفیوز و خودخواه و پدرسوخته هستند مخصوصا بازاریان مواد غذایی. 300 میلیون تومن فرستادم ایران گفتم 200 برای خودتان 100 میلیون هم مواد غذایی بخرید برای اونهایی که در میان فامیل میشناسید وضعشان خراب است بچه دارند برادرم نوشته با 100 میلیون فوقش 200 کیلو برنج بخریم بدهیم آخه برنج از سوئد هم گرانتر درمیاد بعدش اون صرافهای مادرقحبه که کرون 20 تومن میفروشه 16 تومن میخره. رحم به خودمان نمیکنیم میخواهی آخوند رحم کنه.
فارسی

@ashiguitoo آمارشون رد بشه، اختلاف سر سفارت رفتن یا نرفتن، رای دادن یا ندادن، اینا چیزاییه که
در دیاسپورای هندی و ترکی اهمیتی نداره ولی دیاسپورای ایرانی سالهاس باهاش درگیره و مانع مهم همبستگی اجتماعیه.
فارسی

@ashiguitoo بنظرم یه نکته که درقیاس دیاسپورای ایرانی و سایر کشورا نباید نادیده گرفت بحث بیاعتمادیه. شبکهسازی بعد از مهاجرت ازحدی فراتر نمیره چون ج.ا انواع شکافهارو ایجاد کرده. از سویی ترس از نفوذ وابستگان و طرفداران حکومت، از سویی، برای کسایی که رفت و امد به ایران دارن ترس ازینکه/۱
فارسی

دیاسپورای ناکارآمد. چرا؟
این روزها چند توییت خوب از یکی از کاربران دربارهی دیاسپورای ایرانی دیدم و گفتم بد نیست من هم برداشتها و فکرهای خودم را در همین زمینه اینجا بنویسم. این متن قرار نیست تحلیل علمی باشه، بلند فکر میکنم و خیلی از فکرا رو هم جایی خوندم احتمالا: سوال اینه که چرا دیاسپورای ایرانی، با وجود همهی سرمایه و تحصیلات و توانایی فردی اعضایش، در شبکهسازی و کار جمعی به نظرم اینقدر ضعیف عمل میکند.
اول، مسئلهی اندازه. در ادبیات رسمی وزارت خارجهی ج ا، حدود چهار میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی میکنند. برخی برآوردهای دیگر این رقم را تا هشت یا ده میلیون میرسانند، اما حتی با خوشبینانهترین عدد، این دیاسپورا در مقایسه با چند مورد قابلقیاس بسیار کوچک است. دیاسپورای هندی نزدیک به سیوپنج میلیون نفر است. مصریها بین نه تا چهارده میلیون نفر در خارج زندگی میکنند. ترکها در آلمان بهتنهایی نزدیک به سه میلیون نفر هستند. این تفاوت کمّی، به نظر من بر خلاف تصور اولیه، یک تفاوت عددی صرف نیست؛ گمان میکنم مسئله این است که دیاسپورای کوچک، تودهی بحرانی لازم برای ساختن نهاد، رسانه، لابی و شبکهی اقتصادی پایدار را بهسختی فراهم میکند.
دوم، و به نظر من مهمتر، جهت جریان سرمایه. هندیها در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۲۹ میلیارد دلار، مصریها حدود ۲۲ میلیارد دلار، و پاکستانیها حدود ۳۳ میلیارد دلار به کشورشان فرستادند. ترکیه با همهی جمعیت دیاسپورایش در اروپا، تنها حدود یک میلیارد دلار واریز از خارج دریافت میکند که به نظرم خود نشاندهندهی نکتهی دیگری است که حالا اینجا مهم نیست. اما ایران در آمار رسمی بانک جهانی عملاً صفر است. این صفر البته واقعی نیست؛ پول از طریق صرافی و حواله جابهجا میشود. اما نکتهای که به نظرم اهمیت دارد اینجاست: حتی اگر این ارقام را تخمین بزنیم، جهت غالب جریان سرمایه در مورد ایران معکوس است؛ پول از داخل به بیرون میرود، نه از بیرون به داخل. آمار رسمی بانک مرکزی خودِ ایران از خروج سرمایهی حدود بیست میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۴ خبر میدهد. تنها در یک فصل از سال ۲۰۲۵، نُه میلیارد دلار از کشور خارج شده است. ایرانیها در دههی گذشته دهها میلیارد دلار در املاک ترکیه سرمایهگذاری کردهاند.
این یعنی چه؟ به نظر من یعنی خانوادهی هندی در کرالا منتظر چک پسرش از دبی است. خانوادهی مصری به حوالهی برادرش از کویت زنده است. اما خانوادهی ایرانی اغلب در نقش فرستندهی پول است، نه گیرنده. سرمایه از داخل میرود تا فرزند در تورنتو خانه بخرد، تا خواهر در فرانکفورت دانشگاه برود، تا برادر در دوبی شرکت ثبت کند. این یک تفاوت ساختاری به نظرم تعیینکننده است. یک دلیلش هم نبود امنیت سرمایه در ایرانه و سقوط ارزش داراییهای ریالی.
سوم، انگیزهی شبکهسازی. اگر این جهت معکوس جریان سرمایه را در نظر بگیریم، نتیجهی منطقیاش به نظرم این میشود که محرک مادیِ شبکهسازی برای ایرانیها بهشکل بنیادی غایب است. کارگر هندی در امارات به انجمن کرالایی نیاز دارد، چون آن انجمن کار پیدا میکند، در دعواهای حقوقی کمک میکند، عروسی و عزا را سازمان میدهد، پل ارتباطی با خانواده در هند است. کارگر مصری در عربستان به همان دلیل به شبکهی هممحلهایهایش وابسته است. اما مهندس ایرانی در سیلیکونولی به انجمن ایرانی برای پیدا کردن شغل نیاز ندارد؛ شغلش را شرکت آمریکایی به او میدهد. برای حل مسائل حقوقی به وکیل آمریکایی میرود. فرزندش به مدرسهی آمریکایی میرود. شبکهی ایرانی برای او به نظرم یک «گزینهی فرهنگی» است، نه یک ضرورت بقا. وقتی شبکه گزینه است، اولویتش پایین میآید و سرمایهگذاری در آن کم میشود.
اضافه کنم که خود ترکیب اجتماعی این دیاسپورا هم به گمان من به این بینیازی دامن میزند. بخش بزرگی از مهاجران ایرانی پس از ۱۳۵۷ با سرمایه و تحصیلات بالا کشور را ترک کردند. در ایالات متحده، حدود ۵۹ درصد از ایرانیان حداقل مدرک لیسانس دارند و نزدیک به ۳۰ درصد مدرک تحصیلات تکمیلی — بالاترین نسبت در میان دهها گروه قومی بررسیشده. درآمد متوسط خانوار ایرانی-آمریکایی نزدیک به ۹۷ هزار دلار است، در مقابل میانگین ملی حدود ۷۰ هزار دلار. در میان دانشجویان ایرانی در آمریکا، بیش از ۸۰ درصد در مقطع تحصیلات تکمیلی هستند — بالاترین درصد از همهی کشورها. این آمار را اگر در کنار آمار رمیتانس بگذاریم، به نظرم تصویر روشن میشود: دیاسپورایی که در مبدأ هم سرمایه داشت، در مقصد هم موفق است، نه نیازی دارد به خانه پول بفرستد، نه نیازی به نهاد دیاسپورا برای صعود اجتماعی.
ادامه👇
فارسی






