B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )

5.4K posts

B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای ) banner
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )

B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )

@BParnian1

Iranian Monarchist @PahlaviReza Math teacher دانش آموخته ریاضیات ، عاشق ادبیات ، تاریخ ایران باستان و پادشاهیخواه مشروطه گرا

United Kingdom Katılım Haziran 2022
200 Takip Edilen4.2K Takipçiler
Ali 🇮🇷
Ali 🇮🇷@PeymanAban·
@BParnian1 قرار نیست کسی را قضاوت کنیم خصوصا بنا به ظاهر، نام یا محل زندگی! بهتر است سنحید که خروجی گفته و محتوای ساخته شده چیست و آیا امید و کنش ایجاد می‌کند. متر بزاریم و‌یسنجیم چقدر به براندازی کمک می‌کند. #جاويدشاه‌ ‌
فارسی
1
0
1
13
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )
رشتوی شماره یک: وارده: همین ابتدا از خواننده متن زیر پوزش میخواهم که، این یادداشت کمی طولانی است. اما لطفا با حوصله این سطور پراکنده را بخوانید، ممنون! اما مهمتر از توضیح نخست، توجه داشته باشید که یادداشتِ زیر، به معنای انکار خطر واقعی برای فعالان داخل نیست؛ بلکه تاکیدی بر این نکته دارد که؛ ادعای "خروج" و حتی بودن در آنسوی مرزهای ایران و تنفس در دنیای آزاد، به تنهایی معیار صداقت گفتار و عملکرد نیست. معیار، خروجی حرف‌ها و ردپای اعمالی است که افراد از خود به جا گذاشته‌اند و میگذارند و اینکه، در این بزنگاه تاریخی، در کدام جبهه شمشیر میزنند فارغ از لباس و بِرَندی که مدعی پوشیدن آن هستند !! مخالفانِ مجاز در عصرِ سیم‌کارت‌های سفید مدتی است پدیده‌ای جالب در فضای مجازی ایرانیان دیده می‌شود. سال‌ها اکانت‌هایی را می‌شناختیم که مدعی بودند از دل ایران می‌نویسند؛ بی‌نام، بی‌چهره و بی‌نشانی. مخاطب نیز به احترام خطری که ظاهراً متحمل می‌شدند، برایشان اعتبار قائل بود. اما ناگهان ورق برگشت. همان اکانت‌ها، همان صداها و همان تحلیل‌ها ( البته با لحن کمی تا قسمتی مؤدبانه، با ادعای کوله‌باری از تجربهء تازه و داغِ داغِ داغ از داخل کشور و درنهایت با همان مختصات امر به معروفِِ تمرین خاکستری بودن)، این بار با عکس‌های واضح، نام‌های مثلا واقعی و گاه حتی موقعیت جغرافیایی مشخص ظاهر شدند. همهء هنر مِتُد اَکتینگ خودشان را به صحنه فضای مجازی کشانده‌اند تا کسی گمان نکند یک‌شبه از زیر سنگ بیرون زده‌اند و در تلاشند تا به همه بِقبولانند که از مرزهای نامرئیِ وهم و جعل عبور کرده‌ و مانند یک گربهء سیاه به آنطرف دیوار ترس پریده‌اند با نیشخندی ریز و ظریف که از دور تبسمی هست اغواگرانه به مانند لبخند کَری اُوتیس در فیلمِ ارکیده وحشی !!! پرسش اما این نیست که آیا واقعاً از ایران خارج شده‌اند یا نه. پرسش مهم‌تر این است که آیا محتوای آنچه که در بستر فضای مجازی و در همان اسپیسها و پلتفرم‌هایی که پیش از این ادعا می‌کردند از داخل ایران وارد چنین اسپیسهایی میشوند، هیچ تغییری با آن دوران کرده یا نه؟! زیرا هویت را نه با لباس، بلکه با کارکرد می‌سنجند. اگر کسی دیروز مردم را به صبر دعوت می‌کرد، اما امروز به اَکتِ خاکستری دعوت می‌کند؛ اگر دیروز ناامیدی را به شکل تحلیل عرضه می‌کرد و امروز فعالیتِ دورِ قمری با تحلیلهای آبکی با هدف ایجاد تعلیق در فضای مجازی را با واژگان تازه می‌فروشد؛ اگر دیروز هر نیروی مؤثر را تخریب می‌کرد، امروز نیز همان کار را با ادبیاتی نرم‌تر ادامه می‌دهد، در حقیقت چیزی تغییر نکرده جز دکور صحنه. در نمایش‌های سیاسی، همیشه شخصیت‌هایی وجود دارند که نقششان نه دفاع از حکومت است و نه دفاع از مردم. کارکردشان چیز دیگری است: هدایت خشم به بن‌بست، تبدیل امید به تردید، و تبدیل اراده به تماشاگر. آنها کمتر یا شاید اصلا نمی‌گویند "رژیم خوب است". زیرا چنین حرفی خریداری ندارد. در عوض با عینک دروغینِ تغییر که همه صورتشان را گرفته تا کسی نفهمد این همان چهرهء آقا یا خانم X هست که این‌بار با نام F for ( Fake ) یا R for replicate function in R تشریف آورده تا بگوید: همه چیز ممکن هست. و وقتی همه چیز ممکن باشد در حقیقت آنچه که ملت می‌خواهند تا آنرا با اراده خود از ممکن به امکانِ صددرصدی برسانند، وسط هیاهوی " همه چیز ممکن هست، به "هیچ چیز ممکن نیست" تغییر مسیر بدهد و همین فقرهء جعل پارادایم، از یک تحلیل آبکی یواش یواش به مرحلهء پارادیم شیفت برسد و خیلی خوشگل و تروتمیز بنشیند توی ذهن و باور ملت. و این یکی از مؤثرترین اَشکال نفوذ است؛ زیرا به جای آنکه خیلی زیرپوستی بخواهد از زندانبان دفاعی بکنی و سندرم استکهلم را مانند کویدِ ۱۹ سرریز بکنی درون پیکر جامعه، اینبار خیلی لابراتواری تر، زندانی را قانع می‌کنی که کلید آزادی وجود ندارد ! با عینکِ دروغینِ «تغییر» که از پیشانی تا نوک دماغشان را پوشانده تشریف آورده‌اند تا کسی نپرسد این همان چهرهٔ دیروز است که امروز با نامی تازه بازگشته. مدام میگویند «همه چیز ممکن است و این همان روایت کهنهء ایجاد انحراف در جنبش است که تاریخ آن دستِ کم به ۱۴۰۱ بازمیگردد با رِسِپییِ کدو تنبل و هرکول پوآرو که بعدها شد ایکس و هزار کوفت و زهرمار ناشناس دیگر که حالا با عکس تمام رخ و عینک خرمگسی تشریف آورده‌اند. و البته کمی و تنها کمی که با دقت به ادا و اصول این لوطیانِ پایِ نقاره نگاه میکنی، دستت میآید که این همان بازی مافیاست با میزانسین بازی تاج و تخت، تا کسی نفهمد مافیابازها در میان پادشاهیخواهان رخنه کرده‌اند. میگویند همه چیز ممکن است تا دیگر هیچ چیزی ضروری به نظر نرسد.
فارسی
1
11
19
566
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )
با پوزش از خواننده متن رشتوی شماره دو، در این پاراگراف "حاجیه خانم یا حاج آقا با رخصت از مادر جان بیسجی، مهاجرت کرده‌اند مسئلهٔ به دنیای آزاد و اینترنت دارند به پهنای آبشار نیاگارا !!! البته داستان اصلی حتی داستان سیم‌کارت سفید بودن هم نیست" یک غلط املایی وجود دارد و تصحیح شده پاراگراف به اینصورت است که : حاجیه خانم یا حاج آقا با رخصت از مادر جان بسیجی خود، مهاجرت کرده‌اند مثلا به دنیای آزاد و اینترنت دارند به پهنای آبشار نیاگارا !!! البته داستان اصلی حتی داستان سیم‌کارت سفید بودن هم نیست. سپاس از توجه شما.
فارسی
0
2
9
228
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )
رشتوی شماره دو: عجیب یابو وَرِشان داشته که در نقش رادیو و با یک دوجین آدم علّافِ سرتو آغُلِ آخوند، با داغِ ننگ مادرِ بسیجی و ارجاعات حال به هم زن از منابع فقه شیعه، و در حالیکه چندتا واژه انگلیسی را هم چاشنی کار لفاظیهای خودشان میکنند، هیاهویِ "همه چیز ممکن است" را آرام‌آرام به "شاید هیچ چیز ممکن نباشد" تغییر شکل داده و بی‌آنکه کسی متوجه مهندسی افکار عمومی این حضرات باشد، کاروانِ حلّهء ما ایرانیان را که یعقوب لیث از سیستان به حرکت درآورده بود، به ترکستان اردوغان ببرند و از آنجا به گولاک استالین بکشانند. هدف، تزریق سندرم استکهلم نیست؛ هدف، بی‌اعتبار کردن خودِ مفهوم رهایی است. زندانی را قانع نمی‌کنند که زندان خوب است؛ زندانی را قانع می‌کنند که کلید آزادی وجود ندارد. همهء اینها را گفتیم که چه بشود؟!! مانند همان سوال مثلا خانه خراب کنِ چشم اول یا دوم و سوم که دیروز پرسید !! به روشنی و بی هیچ لکنتی میگویم که بله؛ امروز داستان اینکه طرف داخل ایران است یا با پرشی بلند از دیوار رژیم ملاها پریده و در ترکیه ، مقدونیه، لیتوانی، گرجستان یا هرجایی که ادعا می‌کند تشریف آورده نیست. مسئله این است که اگر قرار به این باشد که با فالورِ ۵۰ کایی و صد‌کایی در فضای مجازی آنهم از داخل کشور به خوش خدمتی رژیم مشغول باشد، با برچسبِ سیم‌کارت سفیدی روبرو خواهد بود. پس چه باید کرد؟! خیلی ساده ! حاجیه خانم یا حاج آقا با رخصت از مادر جان بیسجی، مهاجرت کرده‌اند مسئلهٔ به دنیای آزاد و اینترنت دارند به پهنای آبشار نیاگارا !!! البته داستان اصلی حتی داستان سیم‌کارت سفید بودن هم نیست. مسئله سفید کردن ذهن‌هاست. مسئله این است که چگونه می‌توان در لباس مخالف ظاهر شد، اما در عمل همان نتیجه‌ای را تولید کرد که سرکوبگر می‌خواهد: فرسودگی، بدبینی و انفعال. این رژیمِ فَشَلِ هزار پدرِ حمامِ منصوری، خوب میداند که اقتدارگرایی تنها با باتوم و زندان زنده نمی‌ماند. بخشی از بقای آن بر دوش کسانی است که میان مردم راه می‌روند، زبان مردم را حرف می‌زنند، اما افق مردم را کوتاه می‌کنند. و شاید مهم‌ترین پرسش برای ما این باشد: پیش از آنکه به نام و عکس و بیوگرافی یک اکانت نگاه کنیم، به این نگاه کنیم که حاصل نهایی سخنانش چیست؟ امید می‌آفریند یا یأس؟ اراده می‌سازد یا انفعال؟ ملت را به کنش نزدیک می‌کند یا به تماشا؟ زیرا حقیقتِ هر صدا را نه چهرهٔ آن، بلکه مقصدِ آن آشکار می‌کند. پاینده ایران #جاوید_شاه #مرگ_بر_سه_فاسد_ملا_چپی_مجاهد #KingRezaPahlavi
فارسی
2
6
12
252
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )
الا! یا ایهاالساقی،، بیا بِنیوش سروش کام محزونم چه‌سان گويم؟ چه‌سان سازم به سازِ ناوُکِ مژگان حديثِ میهنِ در رنج و در خونم از اين ابلیسیان، که بر هر رامش و رامشگری، حدیثِ مرگ میبارند به جز مرگ و به جز شلاق حدیثی برنمی‌خیزد که بر لولیوَش و عیّار و طرّاران  همی بارند نمی‌دانی! چه می‌دانی، كه آخر چيست منظورم که من مفتونِ کورکور و حدیث و هم خدانورم كجا می‌خواستم غربت!؟ که من یکدَم نیاسودم چه شب‌ها تا سحر در حسرت موطِن، همی در سوز و آه بودم چه دَمها با نوایِ تار، به ساز مرگ رقصيدم به چامه برکشیدم، سكوتِ پرصدایی در مقام شور هر آن باری كه زخمه برکشیدم بر تن تنبور به آتشباریِ سرپنجهء آن خانِ شهنازی ( علی اکبرخان شهنازی) بگشتم عاشق و دلدادهء پَهلَو، به آهنگ دلِ سرلک به تک مضراب هفت و هشت، به شور، در گوشهء سَلمَک در این فکرت که سازم من به سازِ تار در مقامِ زند و در شهناز بیات ترک و در افشار، حدیثِ مادر ستار حدیث مادر ستار دانی چیست؟ صفیرِ صوتِ روح افزا خسروانی، زابل و پنجگاه یا که عُشّآق در بیاتِ کُرد که از مرمیِ برنو بر همی خیزد که روزی روزگاری، آن دلاور مرد دلواری جوانان غیور چار و هفت لَنگی چکانیدند بر تن دشمن و جان شیفته دادند در ره میهن و فریادی بلند از جنس کورکور و سپهری در گلو داشتند که آری ایهاالساقی اگر افتاد مشکل‌ها نیست هیچ باکم که من سرباز آن شاهم که در دشتی به کوکِ راست برکشید آواز که گر ایران نباشد تن من هم نخواهم باد بهزاد پرنیان پاینده ایران #جاوید_شاه
فارسی
0
2
4
265
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )
سه‌گانه «اقتصادِ توجه» امشب با اسپیس سوم، «مسئولیت تاریخی دیاسپورا»، به پایان رسید. اسپیس مربوطه تقدیم شد به بانو سهیلا حجاب و جانفدای میهن عارف براتی. در این گفت‌وگو تلاش کردیم از خود بپرسیم که ایرانیان خارج از کشور در برابر ملتی که در داخل ایران هزینه آزادی را با زندان، اعدام، سرکوب و جانفشانی می‌پردازد، چه مسئولیتی دارند؟ از تجربه ملت‌های دیگر گفتیم؛ از حافظه ملی، فشار سیاسی، شبکه‌سازی، اعتمادسازی و این حقیقت که دیاسپورا اگر مسئولیت‌پذیر نباشد، به مصرف‌کننده خشم و بخشی از اقتصاد تخریب تبدیل خواهد شد. سپاس از همه دوستانی که با وجود ریپورت شدن و قطع شدن پیاپی اسپیس، تا پایان همراه ماندند. پرسش همچنان پابرجاست: دیاسپورای ایرانی در این لحظه تاریخی، دقیقاً چه باید بکند تا شایسته اعتماد ملت، خون جانفدایان و آینده ایران باشد؟ لازم به یادآوری است که بخش اول و دوم از اسپیس امروز که بنا به اشکالات فنی ناتمام مانده بودند، در بخش کامنتها به اشتراک گذاشته خواهد شد. #انقلاب_شیروخورشید #جاویدشاه #KingRezaPahlavi
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )@BParnian1

x.com/i/spaces/1qKDz…

فارسی
1
2
2
207
Dr. Sarv👑
Dr. Sarv👑@DrSarvv·
انسان تنها موجودی نیست که تا حدی آینده را پیش‌بینی یا برای آن برنامه‌ریزی می‌کند. برخی پرندگان، میمون‌ها و پستانداران نیز رفتارهایی دارند که بیانگر توجه به آینده است. اما توانایی انسان در تصور آینده‌های پیچیده، با فاصله زمانی بیشتر و کاملاً تخیلی بسیار پیشرفته‌تر از سایر حیوانات است و اکثر حیوانات روی آینده نزدیک برای مقابله با خطر و بقا تمرکز دارند.
فارسی
1
0
2
46
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )
آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتاد تا بود فلک، شیوهٔ او پرده‌دری بود منظورِ خردمندِ من آن ماه که او را با حُسنِ ادب شیوهٔ صاحب‌نظری بود از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در برد آری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او را در مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود پاینده ایران #جاويد_شاه‌ #انتقام #KingRezaPahlavi
فارسی
4
12
21
539
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای )
شاهبازانِ پاکباز آنچه در قامتِ آراسته و منشِ موقرشان می‌بینید، تنها یک سلیقهٔ شخصی نیست؛ بازتابِ فرهنگی است که روزگاری ایران را به یکی از محترم‌ترین کشورهای جهان بدل کرد. آنان از مکتبی می‌آیند که در آن، وقار نشانهٔ اعتماد به نفس بود، نه تکبر؛ و خدمت به ملت، تاجِ افتخار بود و دیگر هیچ. از تالارهای رسمی و دیدارهای دیپلماتیک تا کوچه‌های خونینِ دی‌ماه، رشته‌ای نادیدنی این تصاویر را به هم پیوند می‌دهد؛ رشته‌ای از شرافت، زیبایی، انضباط و فداکاری. و اینک، اگر آن شمشیرِ زرینِ شیرنشان از دلِ تاریخ سر برآورده از سرِ تصادف نیست؛ زیرا پادشاهی در ایران، پیش از آنکه یک نهاد سیاسی باشد، حافظهٔ یک ملت است و از قرن‌ها پیش شمشیر، ضامنِ پاسداری از ملتی پادشاهی‌خواه بوده و خواهد بود. آری، فرزندان ایران دوباره آن را از نیام بیرون کشیده‌اند. گرچه بسیار بمانَد به نیام اندر، تیغ نشود کُند و نگردد هنرِ تیغ نهان ( نیام به معنای غلاف شمشیر ) #جاوید_شاه #انقلاب_شیروخورشید #KingRezaPahlavi #Pahlaviism
فارسی
2
8
22
557
B-Parnian ( ابول کورکورِ ایذه ای ) retweetledi
Reza Pahlavi Communications
“Javid Shah” (Long Live the Shah). A graffiti in Mazandaran Province, northern Iran. A young man writes the slogan on a wall and then salutes it.
English
156
1.9K
5.5K
32.1K