
Reza Sabouri
2.9K posts


@SMostafaMoosavi @NEGIN_EQENasa @Calista_1989 مصطفی زودتر میگفتی خب،خدا شاهده از صبح کلی غصهات رو خوردم که این گلپسر چرا اینقدر شکسته شده در سن ۱۸ سالگی! و گاهی هم فکر میکردم نکنه منظورش سنش نبوده بلکه سابقه سالهای کاریش بوده !!!
فارسی

@NEGIN_EQENasa @Calista_1989 ایمپرشن رو میخوام بکنم تو کونم؟ واسه تمسخر ژانر چند روز اخیر
فارسی

اونایی که این بنده خدا رو جاج فیس کردین یه نگاه به خودتون تو آیینه بندازین حضرت عباسی! چهره طبیعی یه آدم ۳۰ و چند ساله همینه...سوپر مدلیم مگه؟ وا بدین خو...
من جاش بودم یه ۴۸ ساعت سافت ۹۸ رو داون میکردم یه خرده حال بیاین تا دیگه با دم شیر بازی نکنین...💅
⚡@SMostafaMoosavi
همین امروز صبح. بین هفده و هجده سالگی.
فارسی

@ItsKimElla @ttweentyytwo ببخشید سوالات منم جواب میدید؟
این کار برای خودش چه منفعتی(مالی) دارد ؟ وقتی رایگان انجام میدهد؟
و اینکه آیا این کارش توسط صاحبان نرم افزار جهانی تخلف محسوب نمیشه و نمیتونن جلوی کارش رو بگیرن؟ یا نمیخوان بگیرن یا چه ؟؟
فارسی

@ttweentyytwo انقدر به جواب دادنت به منشن ها خندیدم که سرفه ام گرفت دختر، دارن میگن ایشون برنامه های خارجی که پولی هست رو کرک میکنه( یکاری میکنه که دیگه نیاز نیست پول بدیم براش) و تو سایت سافت ۹۸ میذاره و رایگان میتونیم دانلود کنیم، برنامه هایی مثل ورد، اکسل، فتوشاپ و … وبسایتش خیلی معروفه
فارسی


کیریترین مدل کچل شدن همین مدله که پیشونیت به مرور زمان اندازه شیشه جلوی اتوبوس خط اهواز-مسجدسلیمان میشه
حتی اگر چهرهی دیوید بکام رو هم داشته باشی با این مدل طاسی مو کیری به نظر میای و هیچ دختری بهت کوس نخواهد داد
⚡@SMostafaMoosavi
همین امروز صبح. بین هفده و هجده سالگی.
فارسی

@arbabimahyar @Mehdi71315 بله بیشتر اونطور است که میفرمایید
ایشونم سه ساله پیدا کردم، علیرغم اینکه ارزون فروش نیست ولی مشتری خوبی داره بخاطر درستی و کیفیت کارش.
مثلا من از هر جایی مرغ بخرم بو میده بجز ایشان، البته مرغ را ۱۰،۲۰٪ گرونتر از قیمتای مصوب میده
فارسی

@RezaSabury @Mehdi71315 ایشون انسان شریف و از از معدود قصابهایی است که تو گوشت چرخ کرده پاچه مشتری نمیکنه
قدرش رو بدونید
اما اغلب همکارانشان اینگونه نیستن و چرخگوشت رو در جایی غیر قابل دید برای مشتری قرار میدن
فارسی

دو کلاس گاو کشتار میشه
-گوساله نر ۱۸ماهه
(گوشت گوساله کلاسیک که بافت نرمی داره ۱.۷۵۰)
-گاو ماده حذفی یا پیر
(باید مصرف صنعتی بشه ولی گوشتی که پایین شهر و تنظیم بازار حدود ۱.۳۵۰)
چرخکرده ارزون
۱-گوشت صورت گاو+رون ماده گاو پیر(بهداشتی)
۲-سنگدون و چربی مرغ+خایهچال گاو(غیربهداشتی)
Ardavan | اردوان@ardavan_sijani
بفهمم چرا گوشت چرخ کرده تو فرشته کیلویی۲.۲۰۰م ولی تو نظام آباد کیلویی۹۰۰هزار تومن عالی میشه. گوسفندای فرشته آیفون۱۷دارن؟ گوسفندای نظام اباد شیائومی؟
فارسی

@arbabimahyar @Mehdi71315 همه جا اینطوری نیست، جایی که خرید میکنم چرخ گوشت را روی کانتر معمولی و جلوی مشتری گذاشته که بالای اون نیم متر کمتر از قد آدم است و کاملا مشرف و قابل مشاهده، حدود ۱۰۰،۲۰۰ گرم اول خروجی را هم برمیدارد میگذارد کنار و تمام گوشت خودت را میدهد،بله بیشتر جاها اونطوری است که میگویید
فارسی

@Mehdi71315 از خودت سوال کردی چرا همیشه چرخ گوشت رو زیر بغل سقف میذارن و خودشون میرن اون بالا؟
که مشتری داخل سینی رو نبینه
اون گوشتی که خریدی رو جلوی خودت میذاره تو سینی چرخ گوشت
و گوشت اشغال و بیکیفیت که از قبل داخل گلویی هست رو برات چرخ میکنه
فارسی

ولی تاریخ فوتش ظاهرا چند ماه قبل از روز ۲۵ ژوئن
سال ۲۰۰۹ بوده ! 🤔
کسی نظری داره؟
Disaffected@MDasAliver
۱۷ سال پیش، آقا رضا تصمیم گرفت یه سری شاهکار توییت کنه و بعد ناپدید بشه.
فارسی

@RezaSabury @filaanbisaar مسلما هر کسی آزاده باور کنه یا تکه
اهمیتی نداره
آخه اصن ادعایی نکردم که حالا باورش مهم باشه یا نه، یه خاطره گفتم
فارسی

وقتی دوازده سالم بود یه مدت کوتاهی رفتیم آلمان برای زندگی.
پدرجان هم زارتی ما رو برداشت برد گذاشت مدرسه کنار یه مشت بچه آلمانی زبان ، و مام که کل دانشمون از زبانی غیر از زبان مادری یه چسه انگلیسی در حد ای بی سی دی و در و دیوار و سگ و گربه و سیب و پرتقال و کتاب و دفتر و تخته سیاه بود هاج و واج فقط نگاهشون میکردیم موقع تولید اصواتی که یک کدومش رو حتی نمیتونستیم مرز کلمات رو توش تشخیص بدیم، معنی پیشکش!
چون ما تازه وارد و الکن بودیم، بردنمون یه کلاسی که اول یکم آلمانی یادمون بدن؛ چندتا بچه مهاجر دیگه هم تو اون کلاس بودن اما پیشکسوت بودن و الردی یکم آلمانی بلد بودن.
معلم کلاس، فِغاو (خانم به آلمانی) یه چیزی، ما رو به این بچهها معرفی کرد و گفت از ایران میان. بچهها هم با قیافه گیج و سردرگم پرسیدن ایران کجاست دیگه؟ فغاو چیچی هم شروع کرد براشون توضیح دادن:
ایران یه جاییه پر از کویر و صحرا، آدما توش با شتر اینور اونور میرن، زنها روبندههایی دارن که تا نوک پاشون میاد و همیشه سیاه میپوشن و اجازه ندارن ناخنهاشون رو لاک بزنن. مردها هم لباسای بلند میپوشن و…
همینجوری داشت با ترکیبی از پانتومیم و عکس و نقاشی عربستان دوره محمد رو بعنوان ایران به بچهها غالب میکرد :)))) حالا ما هم لاااال تنها چیزی که میتونستیم بگیم نو نو بود که همونم سریع کارکتمون میکرد «ناین»!
خلاصه ما شدیم صحرانشین شترسوار 🥲
دفعه بعدی که از ایران مهاجرت کردم، ۱۴ سال بعدش بود، و رفتم کانادا. وقتی ازم میپرسیدن مال کجایی و میگفتم ایران، خیلیا واکنششون این بود که اووووو پرسپولیس! عجب فیلمی بود!
و خلاصه، شدم دختری از کشوری با تمدن ۲۵۰۰ ساله
Originally published in French, Persepolis has been translated to many other languages. As of 2018, it has sold more than 2 million copies worldwide
مرسی مرجان ساتراپی برای شناسوندن ما به بیشمار آدم تو این دنیا، روحت، اگه هست، در آرامش ابدی 🩵
پینوشت:
اینم دلم نمیاد نگم، خندهداره: پدر ردّ مغزی بنده ماها رو مجبور کرده بود همونجا هم حجاب داشته باشیم. حالا همه تروماهای این اجبار به کنار، زنگ ورزش واقعا کابوس بود برام. تا یه مدت میپیچوندم، اما از یه جا به بعد دیگه راه نداشت. منم با مشورت با مامانم تصمیم گرفتم زنگای ورزش روسری کوفتی رو دربیارم. قیافه بچهها اولین باری که بدون روسری دیدنم رو یادم نمیره، بقول اینوریا priceless :)))) با چشمای گررررد شگفتزده؛ گفتم چیه؟ گفتن تو چرا موهات کوتاهه؟ مگه به دخترای شما اجازه میدن موهاشون رو کوتاه کنن؟!!
و من باز هم من هیچ من نگاه =))))
پینوشت دوم هم اینکه واقعا یادم نمیاد چجوری به چه طریقی کامیونیکیشن و مخابرهی گزارهها صورت میگرفت، ولی خب خلاقیت آدمیزاد بخصوص بچهها رو نمیشه دست کم گرفت.
Abbas Milani@milaniabbas
مرجان ساتراپیدرگذشت. از بزرگان روزگار بود. تاثیری ماندگار بر دنیا بجا گذاشت اما مال و جاه دنیا را به جد نمی گرفت.جزم اندیشی و جهل و استبداد عذابش میداد. در عشق مردی که به همسری برگزید ادبار زمان را برتابیدنی کرد.با مرگ آن یار یگانه رغبتش به زندگی را از کف داد. درخشان انسانی بود.
فارسی

@Shat_ranj 😂🤔😢
آخری دیگه پیش خواهر برادرا بودن رو ترجیح داد ظاهرا
فارسی

@filaanbisaar @leillinga 👌👍
چرا باید ترکیبی از پانتومیم باشه ؟؟؟ 🙃 قابل باوره ؟
فارسی

@leillinga تو جلسه معارفه و وقتی اصلا آلمانی بلد نبودی خوب توضیحات فغاو چیچی رو متوجه شدی واقعا
فارسی

@moobboon @nexus100x آره واسه دفعه اول بعد مدتها شاید جالب نباشه، اما اگه باز قسمتت شد رد نکن گاهی 🙃
فارسی

@RezaSabury @nexus100x آره میدونم ولی نمیخواستم بعد مدت ها که دارم میبینمش اینجوری باشه
فارسی

@moobboon @nexus100x گاهی گرفتن چنین پولی حتی برای اون شخص دهنده حس خوبی ایجاد میکنه که وصف ناپذیره، اگه میدونید حسن نیت داره منبعد بگیرید گاهی
فارسی
Reza Sabouri retweetledi

شاید خیلی از ماها شبها قبل خواب بهش فکر میکنیم، ولی بلند بلند جرات نمیکنیم بگیم!
تا حالا شده اینستاگرام یا توییتر (هنوزم نمیتونم بگم X) رو باز کنید، یا اصلا تو بازار و صنف خودتون به آدمها نگاه کنید و یهو چشمتون بخوره به کسی که دارایی و درآمدش، یا جایگاهش چند برابر شماست، بعد با خودتون بگید: آخه چطوری؟ این که اصلا چیزی بارش نیست! این که نصف منم کتاب نخونده و تخصص نداره! بعد نگاه به خودتون میکنید؛ میبینید کلی درس خوندید، کلی دوره گذروندید، کلی تحقیق کردید، ولی هنوز دارین درجا میزنین یا منتظر یه فرصت طلایی نشستین.
میخوام دقیقا درباره همین موضوع صحبت کنم. میخوام بگم چرا بعضی وقتها آدمهایی که به نظر ما کمتر میدونن یا تخصص کمتری دارن، جلوتر میافتن و ما با اینهمه ادعای هوش و تخصص، پشت خط میمونیم.
خیلی از ماها فکر میکنیم دلیلی که شروع نمیکنیم اینه که هنوز اطلاعاتمون کافی نیست. مدام میگیم: بذار این یه کتاب رو هم بخونم، بذار فلان مدرک رو هم بگیرم، بذار بازار رو بیشتر تحلیل کنم. اما واقعیت اینه که مشکل ما نادونی نیست؛ مشکل ما تردیده. ما اونقدر فکر میکنیم و اونقدر همه چیز رو میسنجیم که اصلا یادمون میره قدم اول رو برداریم.
راستش رو بخواید، ما خودمون رو پشت بهونههای قشنگی قایم میکنیم که اسمشون رو گذاشتیم منطق! به خودمون میگیم: من هنوز آمادگی لازم رو ندارم یا من هنوز در اون سطح نیستم. ولی اینها فقط نقابهایی هستن که ترسهای ما روی صورتشون زدن. ما فکر میکنیم یه مرز جادویی یا یه دروازه نامرئی وجود داره که پشتش ایستادیم و بالاخره یه روزی یه نفر، یا اصلا خودِ دنیا، میاد بهمون اجازه میده و میگه: خب، تبریک میگم، تو دیگه الان رسما به اون سطح از نخبگی رسیدی، حالا جرات داری شروع کنی.
ولی حقیقت اینه که هیچ دربانی وجود نداره. هیچکس به اون آدمایی که به نظر ما عجیب یا کمتخصص میان هم اجازه نداده؛ اونا فقط خودشون تصمیم گرفتن که حرکت کنن.
حالا چرا این اتفاق میفته؟ اینجاست که به یه پارادوکس تلخ میرسیم: هرچی باهوشتر باشی، احتمال اینکه به خودت شک کنی بیشتره! هوش با خودش یه چیزی میاره به اسم خودآگاهی. وقتی آدم فهمیدهای باشی، عمق و پیچیدگیِ کارها رو بیشتر میبینی. وقتی وارد یه حوزه میشی، تازه متوجه میشی چقدر چیز هست که بلد نیستی. اینجاست که خودت رو با استادهای بزرگ اون کار مقایسه میکنی و خجالت میکشی کاری ارائه بدی.
اما اون کسی که کمتر میدونه چی؟ اون اصلا ابعاد قضیه رو نمیبینه! این دقیقا همون چیزیه که بهش میگن اثر دانینگ کروگر. در ابتدای مسیرِ یادگیری، چون اطلاعات آدم کمه، اعتمادبهنفسش سقف رو سوراخ میکنه! چون اصلا نمیدونه که چیا رو بلد نیست. در نتیجه، خیلی سریع وارد داستان میشه، بلند حرف میزنه، ادعا میکنه و چون با قطعیت صحبت میکنه، مردم هم فکر میکنن حتما یه چیزی بارش هست.
دنیا بر پایه شایستهسالاریِ مطلق کار نمیکنه؛ دنیا به کسی پاداش میده که دیده بشه. مردم معمولا نمیرن بگردن بهترین محصول دنیا رو پیدا کنن، اونا چیزی رو میخرن که جلو چشماشونه. دنبال کسی راه میفتن که صداش بلندتره و با اطمینان بیشتری حرف میزنه.
در حالی که من و شما نشستیم گوشه اتاق و داریم روی جزئیات پورتفولیومون کار میکنیم یا فونت سایتمون رو تغییر میدیم، آدمهای بیکله دارن بیزینس میسازن، مشتری میگیرن، اشتباه میکنن و با همون اشتباهات رشد میکنن. اونا با هر موفقیت کوچیک، تجربهشون بیشتر میشه و کمکم اون تخصص واقعی رو هم توی دلِ کار یاد میگیرن.
پرفکشنیسم یا همون کمالگرایی، خیلی وقتها هیچ چیزی نیست جز تنبلی و ترس در لباسِ شیکِ دلسوزی برای کیفیت کار! ما کمالگرایی رو یه ویژگی مثبت میدونیم، در حالی که فقط داره ما رو فلج میکنه. پتانسیل و استعدادِ پنهان هیچ ارزشی توی بازار نداره؛ چیزی که ارزش داره خروجیِ واقعیه.
اگه همین الان برید اولین ویدیوها، اولین پستها یا اولین محصولات بزرگترین کارآفرینها یا مدرسهای دنیا رو نگاه کنید، البته اگه خودشون پاکشون نکرده باشن، میبینید که چقدر ابتدایی، گاهی ضعیف و حتی خندهدار بودن. سیستمشون ایراد داشته، لحنشون بد بوده، ولی یه تفاوت بزرگ با ما داشتن: اونا شلیک کردن، در حالی که ما هنوز داشتیم تفنگمون رو تمیز میکردیم!
خیلی از ما فکر میکنیم اول باید اعتمادبهنفس پیدا کنیم تا بتونیم کار بزرگی بکنیم. فکر میکنیم اعتمادبهنفس یه حس جادوییه که باید از آسمون بیفته توی دلمون. ولی این مسیر کاملا برعکسه. اعتمادبهنفس بعد از عمل میاد، نه قبل از اون.
شما هیچوقت نمیتونید با فکر کردن به شنا سوئدی رفتن، عضله بسازید؛ باید دستتون رو بذارید روی زمین و فشار رو تحمل کنید. اعتمادبهنفس هم دقیقا همینه. باید یاد بگیریم توی همون حالتی که صدامون داره میلرزه حرف بزنیم، توی همون حالتی که نگرانیم محصولمون رو لانچ کنیم، و توی همون حالتی که از اولین پیشنویس کارمون متنفریم، منتشرش کنیم.
وقتی حرکت میکنی، حتی اگه نتیجه عالی نشه، مغزت یه پیام دریافت میکنه: ببین، انجامش دادی و زنده موندی! آسمون به زمین نیومد! همین دستاوردهای کوچیک، ساختار ذهنی ما رو تغییر میدن و کمکم اعتمادبهنفس واقعی رو توی وجودمون میسازن. پنهان شدن از ترسِ قضاوت یا اشتباه، پنهان شدن از رشد کردنه. هیچکس نمیتونه توی سکوت و تنهایی نفوذ پیدا کنه، درآمدش رو بالا ببره یا کارش رو گسترش بده.
حالا حرف من این نیست که بریم آدمهای نادونی بشیم یا بدون هیچ دانشی ادعاهای دروغین کنیم؛ اصلا. حرف من اینه که بیاین از این منحنی به نفع خودمون استفاده کنیم. چطوری؟ چند تا راهکار ساده و عملی وجود داره:
به خودمون اجازه بدیم که اولش بد باشیم: اولین قدمهای ما قراره کثیف، نامرتب و ضعیف باشن. این یه ایراد نیست، این طبیعتِ مسیره. باید این رو بپذیریم و با آغوش باز قبولش کنیم.
به جای کیفیتِ وسواسی، روی تعداد و تداوم تمرکز کنیم: به جای اینکه بپرسیم آیا این کار بینقصه؟، هر روز از خودمون بپرسیم آیا امروز خروجی داشتم؟. مثلا بگیم من ۳۰ روز پشت سر هم، بدون اینکه به کیفیتش وسواس داشته باشم، روزی یه محتوا تولید میکنم، یا هفتهای ۵ تا تماس با مشتریهای احتمالی میگیرم. حجمِ بالای کار، اون تردید و صدای درون ذهنتون رو خفه میکنه.
در ملاء عام شروع کنیم: کارمون رو قایم نکنیم. بذاریم آدمها مسیر رشد ما رو ببینن. اتفاقا مردم عاشق اینن که تلاش و بالا رفتنِ واقعیِ یه آدم رو ببینن، نه اینکه یهو یه آدم همهچیزتمامِ فیک جلوشون ظاهر بشه. اشتباهات، چالشها و حتی نقصهای کارتون رو به عنوان بخشی از داستانِ خودتون بپذیرید. اینطوری مخاطب هم بیشتر باهاتون ارتباط دلی برقرار میکنه.
فقط یک مسیر رو انتخاب کنیم و جلو بریم: به جای اینکه مدام استراتژی عوض کنیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم، یه کار رو انتخاب کنیم و حداقل ۳۰ تا ۹۰ روز بدون دستکاری و تغییرِ مداوم، فقط با تمرکز کامل اجراییش کنیم.
در نهایت، همه چیز برمیگرده به یه تغییر هویت ساده. ما باید از قالبِ یک آدم تماشاچی، مصرفکننده و برنامهریزِ مدام دربیایم و تبدیل بشیم به یک آدم اجرایی و تولیدکننده.
یادمون باشه، همین الان که ما داریم فکر میکنیم، آدمهایی با تخصصِ خیلی کمتر از ما دارن سهم بازار رو میگیرن؛ نه به خاطر اینکه از ما بهترن، فقط به خاطر اینکه جرأت دارن. این بازی رو از همین امروز میشه تغییر داد.
نیازی نیست ترس و استرسمون کاملا غیب بشه تا شروع کنیم؛ داروی این ترس، انجام دادنِ کار وسطِ همون استرسه. من این رو برای خودم شروع کردم و اینجا با شما به اشتراک میذارم. الان فک میکنم یه سری بدیهیات میگم که به درد کسی نمیخوره. یا دیتایی share میکنم که بقیه هم خودشون بلدن. اما اشکالی نداره، حالمو خوب میکنه! فیدبک میگیرم، اصلاح میکنم و بعد در نهایت تصمیم میگیرم که ادامه بدم یا نه!
خیلی ممنون که توجه کردین. امیدوارم همهمون جراتِ شروع کردنِ کثیف ولی واقعی رو پیدا کنیم. ❤️
فارسی

@mohsenreyhani01 @amir_jasour در مکتب ریحانیسم عزیز، سکس در کتگوری ازدواج جایگاهی ندارد😂 بلکه غرضشان از نوع عشق افلاطونی است
فارسی

@amir_jasour زیاد در دسترس بودن انسان بی عزت میکند،حتی برای همسرت.اگر میشد خانه والدین زندگی کرد،ازدواجم کرد خوب بود.صبح میروی سر کار،بعد ظهر با همسرت قرار میگذاری،شب میروی خانه والدین.اینگونه هم ازدواج کردی هم حس دوست دختر پسری منتقل میشود و تنوع است.برای مشکل اقتصادی و پول اجاره هم بهتر است
فارسی

@Saeed_Meshkat جواب اون شخص به شما اینه ؛ من با همین هوش و منطق به اینحا رسیدم که یه ساختمونم یک میلیون دلاره،
تو به کجا و چه رسیدی پسر جون؟
فارسی


@saeedpaydarfard چند قرن قبلش جناب سعدی فرمودهاند؛
"گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد/به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم
و یه شعر دیگه میگه؛
هر کس عقل خود به کمال داند و فرزند خود به جمال 🙃
فارسی




