یه پسر کوچولو هست کارتن جمع میکنه بعضی وقتا برام حرف میزنه بزرگ ترین آرزوش سگ داشتنه بهش پول دادم سگ گرفت و دو روز بعد مامان باباش گفتن سگه دزدی بوده صاحبش اومده و گرفتن ازش متوجه شدم سگشو فروختن و بهش دروغ گفتن کاش همچین آدمایی هرگز نمیتونستن بچه دار شن
هرروز بیشتر از دیروز این جمله ی صادق هدایت رو درک میکنم:
«به هرحال این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزیم و میسازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز!»
امشب منتظر اسنپ نشسته بودم که این بچه گربه سردش شده بود اومد تو بغلم زیر کاپشنم خوابید منم اسنپمو لغو کردم و پنجاه دقیقه از جام تکون نخوردم که یکم جاش گرم باشه راحت بخوابه
بمیرم واسه این طفلکیا خیلی گناه دارن تو این سرما