تغريدة مثبتة
N.!.M.A
6.2K posts


در ادامهی شناخت بهتر حیوانات مذهبی و ایدئولوژیک؛
تو روانشناسی اجتماعی یه چیز سالهاست ثابت شده؛
آدمهای معمولی، نه روانیان، نه احمق… فقط کافیه یکی که قدرت دستشه بهشون دستور بده. همین. آزمایشهای میلگرام دقیقاً همینو نشون داد.
نتیجهش تلخه: شَر، همیشه از نادونی نمیاد؛ خیلی وقتها از اطاعت میاد.
یه نظریهی دیگه هم هست؛ وقتی آدم خودش رو کامل توی یه جمع یا ایدئولوژی حل میکنه، دیگه خودش فکر نمیکنه. برای اینکه از اون جمع بیرون نیفته، حتی حاضر میشه واقعیت رو هم انکار کنه.
اونجاست که شعار، جای فکر کردن رو میگیره.
چون شعار، شک نمیخواد؛ فقط تکرار میخواد.
اطاعتِ کور، از نادونی خطرناکتره.
چون نادون شاید ندونه،
اما کسی که خودش رو سپرده به ایدئولوژی، نخواستنِ دونستن رو انتخاب کرده.
دیگه نه حقیقت رو میبینه، نه حتی دلش میخواد ببینه.
و وقتی این طرز فکر نسلبهنسل منتقل بشه، خرافه و تعصب، از عقیده تبدیل میشن به میراث.
N.!.M.A@Firemanzy
@nargesi__63 دقیقا وقتی از تبدیل شدن به حیوانات مسلمون و چهارپایان شیعه، از افول تمدن و دشمنی با آزادی و زیبایی و آگاهی حرف میزنم، دقیقا از یکی شبیه این قحبهی تروریست صحبت میکنم. زنِ مسلمون دوبار کودنه :))
فارسی
N.!.M.A أُعيد تغريده

او عوض نشد.
زندگی بارها به او ثابت کرد که شرافت،
نان نمیشود
و وجدان،
درهای بسته را باز نمیکند.
شاید آخرش هم به هیچ جا نرسد؛
شاید زیر بار همین دنیا له شود و
بعد از مرگش هم نامی از او نماند.
اما بعضی چیزها از حساب سود و زیان بیروناند.
او نتوانست بد شود؛
همانطور که درخت نمیتواند سنگ شود.
هر چه بر سرش آمد، آمد؛
فقط ذاتش تن به آن بازی نداد…

فارسی
N.!.M.A أُعيد تغريده

عصیان…
شاید همان لحظهای باشد که سایه، از صاحبش جلو میزند.
وقتی ساعت، از تکرار عقربهها خسته میشود و زمان، برای چند ثانیه به دیوار تکیه میدهد. عصیان را اشتباه فهمیدهاند.
فکر میکنند سنگی است که پرتاب میشود. نه.
عصیان، سنگی است که دیگر نمیخواهد بخشی از دیوار باشد.
گاهی در چشم اتفاق میافتد، گاهی در حافظه، گاهی در استخوان.
در جایی از وجود انسان؛ که هنوز به معامله تن نداده است.
پرندهای را تصور کن که سالها در قفس بوده؛ روزی در را باز میکنند،
اما پرنده پرواز نمیکند…
عصیان، پرواز او نیست. چه کسی حقِ تعریفِ آسمان را داده بود؟
فارسی

@amirtanha1358 امیر خوشگله،
رهبر مادرقحبهت و همهی فرماندههای تروریست سپاه و حیوانات بسیجی یه طرف، برای هلاک شدن مادرقحبههایی شبیه مادرقحبههای این عکس حاضرم دست ابلیس رو ببوسم،
مرده و زندهتون رو به عن میکشیم جاکشای تروریست :)
Give my regards to your mom😘

فارسی

یه مدت افتادم توی افسردگی.
کیلوکیلو وزن اضافه کردم.
راستش رو بخوای، غرق شدن توی غم یه لذت عجیب داره، غم، فقط درد نیست؛ یه پناهگاهه.
یه بهونهی تمیز برای نرسیدن، یه جواب حاضر و آماده برای هر شکستی که قراره بخوری.
هم خودت رو قانع میکنه، هم بقیه رو.
همه هم بهت حق میدن.
منم اونجا زندگی کردم، یه جایی میفهمی دیگه با غمت نمیجنگی؛ داری ازش مراقبت میکنی؛ چون تنها چیزیه که هنوز برات هویت ساخته.
پس اگه واقعاً خشمگینی، اگه واقعاً خونخواهی؛
انتقامت رو با اشک نگیر.
قرار باشگاهت رو کنسل نکن، تمرینت رو انجام بده، از تخت بلند شو، غذای درست بخور، بدنت رو بساز، ذهنت رو هوشیار نگهدار. اگه امروز زیر قولت بزنی، هیچ اتفاق خاصی نمیافته فقط دوباره میشی همون آدمی که همیشه بودی، یکی مثل همه.
ولی اگه ادامه بدی…
اون روزی که هیچ حالی نداری و بازم میری،
اون ست آخری که جونت درمیاد و ولش نمیکنی،
اون صبحی که دلت میخواد بخوابی ولی بلند میشی…
همون روزها دارن ازت یه آدم میسازن که غم، دیگه حریفش نیست.
یادت باشه؛
انتقام رو آدمهای آماده میگیرن،
نه آدمهایی که توی غمشون خونه ساختن.
#انتقــام
#دی
فارسی

@takhribchi_ir بهبه، کون کونَک بازی تو خرابههای کوفه اون یا امیرِ بیخایگان علی…
فارسی

@justchangingun فرصتی رو این روزها داریم از دست میدیم که هیچ وقت دوباره بدست نمیاد، امیدوارم حداقل کانکشن و هماهنگی وجود داشته باشه و گرنه…
فارسی

@ImamSomayeh دیگه سَر رو که بریدن جنازه رو گذاشتن برای کفتارا، خودشون رفتن یه سر عیادت سجاد ببینن حالش بهتره! بعدشم زینب رو زدن زیر بغل انداختن رو اسب و شب بردنش کاخ یزید :)
اگه لازمه ادامش رو هم بگم…
فارسی

خانم ولدبیگی،
کاش میشد کمی شبیه شرافت شما زندگی کرد؛
به همان سادگی که از دور معمولی بهنظر میآید، اما از نزدیک، شبیه معجزه است.
عجیب است…
در سرزمینی که تصویرِ شرافت را از قابها حذف میکنند، خودِ شرافت، پشتِ پیشخوان میایستد؛
برای مردم غذا میبَرد،
درحالیکه سالهاست خیلیها فقط سفرهی مردم را بردهاند.
بعضی آدمها از قاب تلویزیون حذف میشوند،
اما از حافظهی یک ملت نه.
چون تصویر، روی صفحه نمیماند؛
روی وجدان میماند.
شما بازیگر نماندید؛
نقش را کنار گذاشتید و خودِ انسان را بازی کردید.
و این، سختترین نقشیست که کمتر کسی جرأت اجرای آن را دارد.
من به احترام حضورتان میایستم؛
به احترام سحری که هرچه بیشتر پنهانش کنند،
بیشتر از دلِ تاریکی طلوع میکند.
تاریکی همیشه خیال میکند با خاموش کردن چراغها پیروز شده،
غافل از اینکه بعضی آدمها،
خودِ سپیدهاند.

فارسی

صائب جانِ تبریزی میفرماید؛
ما ز فیضِ بیخودی از خودپرستی رستهایم
قطرهٔ خود را به دریای بقا پیوستهایم
سیلِ ما از خاکمالِ کوه و صحرا فارغ است
در تنِ خاکی به دریاجویِ خود پیوستهایم
بردهایم از رشتهٔ جان پیچوتابِ حرص را
چون رگِ سنگ از کشاکشهای بیجا رستهایم
سهل باشد رخنه در سدِّ سکندر ساختن
ما که پیوندِ علایق را ز هم بگسستهایم
بینیازیم از وضو چون زاهدان در هر نماز
ما که یکجا دستِ خود از آرزوها شستهایم
و در شاه بیت اضافه میکنه:
حلقه بر در کوفتن، ما را ندارد حاصلی
ما درِ منزل به رویِ خود ز بیرون بستهایم…
فارسی

@aliizadi83 اسم سگ اومد،
به پدرت سلام برسون :)
مادرقحبهی بامزه.
لِنین و استالینُ گاییدم.
دهنت بوی خایهی آخوند میده چاقال!
فارسی

@ImamSomayeh دیگه داره ترسناک میشه برام….
N.!.M.A@Firemanzy
جمهوری اسلامی، با همهٔ توان لجستیکی و پشتیبانیِ حامیان و خانوادههای قحبهی خود، در نهایت مجبور به دادن باسن به آمریکا و در پشت پرده، به اسرائیل و امضای تسلیمنامه در روز تولد ترامپ شد. البته بچه شیعه به این مدل دادنها عادت داره. (ماجرای علی و فاطمه، زینب و کاخ یزید، سجاد و کربلا و…) الا برکتالله.
فارسی

جمهوری اسلامی، با همهٔ توان لجستیکی و پشتیبانیِ حامیان و خانوادههای قحبهی خود، در نهایت مجبور به دادن باسن به آمریکا و در پشت پرده، به اسرائیل و امضای تسلیمنامه در روز تولد ترامپ شد.
البته بچه شیعه به این مدل دادنها عادت داره.
(ماجرای علی و فاطمه، زینب و کاخ یزید، سجاد و کربلا و…)
الا برکتالله.
فارسی








