پروائیل@Parvaeil·9hمن و تو، گناهی نداشتیم که فیلمش بخواد در بیاد، اما همه میگن ما رو توو تاریکیِ Sinما دیدن.Übersetzen فارسی0025164
پروائیل@Parvaeil·9hمیگن اشکات با چشمات همخونی نداره، من یه باغ رو جا دادم توی یک هسته.Übersetzen فارسی0035158
پروائیل@Parvaeil·22hآسمان بینی من، اَبر های پنبهای را حتی مجاب به بارانِ خون میکند.Übersetzen فارسی0023153
پروائیل@Parvaeil·22hاگه توو جزیرهٔ آدمخوارا ازم کله پاچه درست کردن، خوش به حال اونی که زبونم رو میخوره.Übersetzen فارسی0030196
پروائیل@Parvaeil·23hتوجه نکردن به خیلی از حرفا، از طراحی پرچم ژاپن برام راحت تره.Übersetzen فارسی0134324
پروائیل@Parvaeil·23hدوست داشتم توی برهوتِ سرما، منو دستکش ببینن، نه یه دسته هیزم.Übersetzen فارسی0026205
پروائیل@Parvaeil·23hمیون اون همه دکترایِ نشناختن ات، دیپلمِ "تو شناسی" داشتم؛ ندیدی منو.Übersetzen فارسی0042290
پروائیل@Parvaeil·1dقرار بود غصه هاتو خاک کنم، تا رفتم بیل بیارم دیدم تشک پهن کردن و بهم دوبنده دارن میدن؛ "قرارمون این نبود"Übersetzen فارسی0024210