من نه تنها حموم مفصل رفتم، موهامو سشوار و اتو هم کشیدم، ادکلن گرونمم زدم، حتی غروب آرایشگاهم رفتم،
منتظرم بمیرم،
یا از شادی سقوط
یا از برخورد بمب تو سرم
یا از بدبختی ایرانی بودن.
مغزم رد داده از دست اینا واقعا
الانم تو شهری که هستم هر کی رو میبینم عروسی ننش رو گرفته و هی میگه ترامپ داره عقب نشینی میکنه ما پیروزیم
پیروزی کون بر اره
چرا نمیفهمن اینا
تو مستی و هوشیاری میگیم
اگه بهای رفتن آخوند نداشتن برقه،
ما میدیم،
برق نمیخوایم
زندگیمونو میدیم
ولی ته این ماجرا آخوندی نباشه،
از ایران میگم، از صدای انفجاری که بکگراند زندگیمون شده میگم، از بیپولی میگم، اگه وسط استرس و اضطراب میگم.
آخوند نه تنها در تمامی مفاهیم اجتماعی و اخلاقی رید در تمام این سالها، در مفهوم جنگ هم ریده،
دو نفر دیگه بهش حمله میکنن این یه کسکلک دیگه سر یکی دیگه درمیاره.
قبلا آدمها به خاطر آب کوچ میکردن و جابهجا میشدن،
مثل اینکه باید ما هم به زودی برای برق لوکیشن عوض کنیم و اونجاها که برق هست، یکجا نشین بشیم؛
به لطف آخوند مادر جندهی جاکش.