یعنی همین که به ما رسید اقتصاد جهانی داره بگا میره و کل دنیا داره افزایش شدید بیکاری و تورم رو تجربه میکنه. کیرم تو نظم نوین جهانی. کیر تو بخت متولدین دهه هشتاد. کیر تو قالیباف.
شاید منم که تنها بلدم به تلخی یاد کنم از هرچیز. اما هرجا نوشتم، اینجا، تلگرام، به تجربههای تلخ منجر شد. تجربههایی که شبیه سراشیبی بینشانی بود که وقتی به قعر میرسیدی تازه هویتش برایت هویدا میشد. هرروز بیش از پیش به این میرسم که باید آرام آرام به عقب قدم بردارم و به غار
سرم تو گوشی بود، از صدا یهلحظه سرمو آوردم بالا. فکر کردم تلویزیونه. دیدم این حجم از صدای جیک جیک پرندهها از اطراف خونهست. دیدن زیبایی وسط یه تاریکی غلیظ مبهوت کنندهست.
اینکه آدم از بدبختیهایی که قراره سرش بیاد خبر نداره چقدر خوبه. هربار به گذشته نگاه میندازم و میبینم در اوج بیخبری فرداش چه مصیبتی سرم اومد میترسم از زندگی.
برگشتم بهش گفتم من دیگه حسی بهش ندارم. از عاشقی رسیدم به بیحسی. هم اوج رو تجربه کردم، هم سقوط رو. اما الان فکر کردم اگر مقابلم بود، هنوز میخواستم جزء به جزء صورتش رو ببوسم.