میترسم که این وضع و غم و سیاهی به پذیرش برسه
مثل آلودگی هوا که برامون ضرر داره و هست ولی دیگه بهش توجهی نداریم
مثل بوق ماشینا که دیگه تو جاهای شلوغ همشونو نمیشنویم
میترسم که غمگین بودنمون به پذیرش برسه
یعنی کارامونو بکنیم و در کنارش همیشه غمگین باشیم