Freedomfighter
881 posts


@Lumeshat هرزگی
لغتنامه دهخدا
هرزگی . [ هََ زَ / زِ ] (حامص ) کار بد. کار قبیح . تباهکاری . (یادداشت به خط مؤلف ). || ناز و کرشمه . فریب و دلربائی
فارسی

@SayeRoshana @parhamhosseinic درمان کنین خودتونو خیلی مریض هستین
فارسی

@parhamhosseinic برای فهم زشتی این کار، باید تصور کنه عکس این موضوع اتفاق افتاده، خودش چه حسی به پارتنرش پیدا میکرد؟ اصلا میتونه تصور کنه؟
فارسی

@parhamhosseinic من ریدم به مغز مریض
ولی خوبی زنو شوهر آدم حسابی این هست که به تخمش هم نیست ماساژ گرفتن
فارسی




























