Tweet fijado

یکی از همین روزهای مرگآلود، در زندان را زدند. بند ساکت شد. قلب من هم ایستاد. دو نگهبان زن قلدرانه آمدند سراغ فرزانه. فرزانه مرگ را در دستش گرفته بود و با قدرت بر سر توابین و نگهبانها آوارش میکرد.
mashal.org/blog/%D9%85%D8…

فارسی
Minoo Homily
913 posts

@HomilyMinoo
Former political prisoner. Communist.














