alis
1.1K posts


پخت و پزی کرده بوده محسن نامجو.

یار موافق میخوام. بالای ۳۵ سال. تحصیلکرده، شاغل، مهربون، انسان، باشعور، ترجیحا کتابخون، اهل سفر، دیوانه، باجنم، شوخطبع، با حوصله، وفادار، خانوادهدوست... با قصد ازدواج هم میخوام اتفاقاً. حوصله بازی ندارم. وضع مالی هم همین که متوسط باشه و گلیمش رو از آب بیرون بکشه اوکیه. #ریت

پیِر نینی در مراسم سزار فریاد زد: این جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل متعلق به مردم ایران و دکتر محمد مصدق است! از پاریس تا تهران، میراث مصدق همچنان الهامبخش مبارزه علیه استبداد و استعمار است. ایران هرگز فراموش نمیکند! #دکتر_مصدق #نه_شاه_نه_شیخ #از_دموکراسی_بگو

حالا چرا جایزه رو به محمد مصدق تقدیم کرد؟


گلشیفته در جشنواره فیلم سزار فرانسه گفت: رژیم هزاران نفر را کشت ولی بازماندگان با رقصیدن در عزاداریها به حکومت گفتند تو میتوانی تنهای ما را بکشی اما روحمان را نه پییر لوتن بازیگرفرانسوی هم پس از دریافت جایزه بهترین بازیگرمکمل مرد جایزه خود را به مردم ایران و محمدمصدق تقدیم کرد

#مصدق؛ نماد استقلاطلبی و ملیگرایی اصیل ایرانی در تاریخ معاصر، که ناسیونالیسم را نه تنها درون مرز جغرافیایی محصور نکرد، بلکه آنرا فراتر از مرزها، الهام بخش ملل تحت استعمار در جهان ساخت. این همان نقطهای است که مصدق را از یک سیاستمدار محلی به یک «نماد جهانی» تبدیل کرد. مصدق نشان داد که ملتهای تحت استعمار میتوانند نه با تفنگ، بلکه با تکیه بر حقوق بینالملل و حاکمیت ملی، بزرگترین قدرتهای وقت (مانند بریتانیا) را به چالش بکشند. پیروزی ایران در دادگاه لاهه و شورای امنیت، این پیام را به جهان مخابره کرد که نظم استعماری شکستناپذیر نیست. تاثیر مصدق بر رهبران جهان غیرقابل انکار است: جمال عبدالناصر که صراحتاً بیان کرد؛ ملی کردن کانال سوئز را از تجربه ملی شدن صنعت نفت ایران الگوبرداری کرده است. رهبرانی مانند جواهر لعل نهرو مصدق را پیشروی مبارزه برای «استقلال اقتصادی» میدانستند. دکترین «موازنه منفی» او (ندادن امتیاز به شرق و نه غرب) زیربنای فکریِ ایدهای شد که بعدها به «جنبش عدم تعهد» شهرت یافت. او به جای حصار کشیدن دور ایران، ایران را به قلب تپنده تغییرات سیاسی در خاورمیانه تبدیل کرد. ناسیونالیسم مصدق از نوع برتریجویانه نبود. او بعنوان یک رهبر الهامبخش معتقد بود: «استقلال ایران بدون استقلال سایر ملل ستمدیده، همواره در خطر خواهد بود.» این نگاه، نوعی همبستگی جهانی میان ملل تحت استعمار ایجاد کرد که در ادبیات سیاسی آن زمان، پلی میان ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم (عدالتخواهی فراملی) محسوب میشد. مصدق با رگههایی از عدالتخواهی چپگرایانه که بر پایهی نفی سلطه بنا شده بود، تعریف جدیدی از ملیگرایی را برای جهان ارائه داد. او ثابت کرد که ناسیونالیسم اگر با آزادیخواهی و عدالتطلبی گره بخورد، زبانی جهانی پیدا میکند که در هر گوشهای از دنیا که بوی استعمار بیاید، طنینانداز میشود. مصدق ناسیونالیسم ایرانی را از یک حس نوستالژیک به گذشته، به یک نیروی محرک مدرن تبدیل کرد که در آن «ایرانی بودن» با «آزاده بودن» مترادف شد. به همین دلیل است که پس از دههها، هنوز هم نام او در ادبیات سیاسی جهان به عنوان یکی از پیشگامان استعمارزدایی (Decolonization) در کنار چهرههایی چون گاندی و نهرو میدرخشد.











