دوس داشتم یه جای دیگه دنیا بودم
از باشگاه میرفتم خونه شروع میکردم اشپزی کردن و موزیک گوش دادن
تیرامیسو و سن سباستین درست میکردم قاشق قاشق میذاشتم تو دهن پارتنرم
دورهمی میگرفتم تو تراس سیگار میکشیدیم با دوستام حرف میزدیم اخر شبم خیاری میخوابیدیم
دوباره قرار شد مذاکرات هفته بعد برگزار بشه، من دارم حاضر میشم برم به اولین تیمارستانی که تو مسیرم دیدم خودم رو تحویل بدم، دیگه طاقت دنبال کردن خبرای مذاکرات رو ندارم