شمارهمو میذارم برای دوستان تهرونی. قدمتون رو چشم، اتفاقاً دو ساعت پیش شیر دوشیدم، سرشیر تازه و عسل هم داریم. بیاید دهات ما. پول مول هم نمیخواد، مهمان ما هستید هر چی لازم داشتید.
رئیسم گفت از شماها متنفرم چون بیشتر از اینکه پیش زنم باشم پیش شماهام گفتم خب میخوای من برم پیش زنت؟ در کمال ناباوری قبول کرد و الان تو راهم برم پیش زنش ^_^