Faust
41.9K posts

Faust
@MatFaust
Peace, Mother, Moon, River and Love are the best words I've ever known. این آخرین نبرده پهلوی برمیگرده







درست ۳۳ سال پیش در همین روزها، شب عید ۱۳۷۲، سعیدیسیرجانی را در خیابان ربودند و پس از چند ماه شکنجههای قرون وسطایی، اعتراف اجباریش در برنامهی “هویت” پخش شد که ضمن تشکر از جلادانش، از جمله علی لاریجانی ریاست صدا و سیما، گفت: «خواهش کردم که بیایند این برنامه را ضبط کنند از شدت تلنگر سفتی که ده دقیقه قبل به روح من خورد» و از سرسختی و “لجبازی” خود عذرخواهی کرد. ۹ ماه بعد، بیآنکه هرگز اجازه ملاقات داشته باشد، خبر درگذشتش در حالی منتشر شد که روزنامه “جمهوری اسلامی” از تحول قلبی او در روزهای آخر نوشت که حاصل عطوفت شکنجهگرانش بود؛ از سعید امامی تا علی لاریجانی، تا به راه راست هدایت شود. هر چند همه میدانستند سعیدی سیرجانی بابت نقد تند حکومت ِحرامیان و شخص بُت اعظم تا انتها بر همان عهدی بود که در “آستین مرقع” نوشت و همان حقیقت تاریخی که در “ضحاک ماردوش” آورده بود: «در تاریکترین عصرها هم در این خاک همواره بودهاند مردمانی که در ستم سوختن را گواراتر از با ستم ساختن دانستهاند» که تکرار همان بند باشکوهی بود که در آخرین نامهاش خطاب به بُت اعظم نوشت: «بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند» و شاید هیچ زمانی به اندازهی امروز تکرار این فراز درخشان را که خطاب به بُت اعظم و شکنجهگرانش در “بیچاره اسفندیار” نوشت، بجا و دلنشین نیابیم: «حالا خود دانید و فردای قیامت و آن مالک عذاب و عمود گران او» #DigitalBlackOutIran















