
بعد یه ماه مخ زنی، رفتم تورنتو دختر خانم گل رو ببینم. تو راه که دارم میرونم مسج داده که “آرش، چون آدمای مث تو دورشون شلوغه، فاصلمون هم زیاده، میترسم ببینمت بعد برام سخت شه.” خب الان به این نتیجه رسیدی دختر خوب! آدمای مث تو یعنی چی! البته اینارو نگفتم. گفتم احترام میذارم به نظرت و خلاص. ولی خوب شد با سه نفر دیگه تورنتو قرار داشتم وگرنه برای هیچی ۷ ساعت رونده بودم.













