Mahound
133 posts

Mahound
@_Mahound_
I'm a good friend but a bad enemy My lifstyle determines my deathstyle \m/ Metalhead 🤘🏼



لطفا صدای این بچه هم #دیانا_طاهرآبادی ۱۶ ساله باشید حکمش محاربست دی ماه گوهردشت کرج بازداشت شده بدون مادر پدر پیش مادربزرگش بزرگ شده کسی صداش نشده اسمش رو تکرار کنید #IranMassacre #Diana_Taherabadi








#از_دموکراسی_بگو 🔻فریبرز عربنیا، بازیگر سینما و تلویزیون ایران در پیامی ویدیویی در اینستاگرامش ضمن گرامیداشت کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴، صداوسیما را «جعبه کثیف و سیاه و شوم» خواند و اعلام کرد که رضایت ندارد که این نهاد «حتی یک فریم» از آثاری که او در آن حضور داشته را بازپخش کند. او در قسمت دیگری از سخنانش با اشاره به ویدیوی قدیمی و تقطیع شدهای که میگوید به تازگی در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، گفت که «با پادشاهی و سلطه فردی با جدیت مخالف است» و از «جمهوری دمکراتیک و جدایی دین از سیاست» دفاع میکند. او همزمان با افزایش کمسابقه سطح تنش میان آمریکا و ایران و انتظار بخشی از معترضان ایرانی از ترامپ برای «عمل به وعده حمایت» گفت که با جنگ و حمله خارجی مخالف است اما مقصر هرگونه خشونت و هرج و مرج احتمالی را حکمرانان فعلی ایران میداند.

ساسان خاتونی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان در تظاهرات برلین: نه سلطنت، نه رهبری، دموکراسی، برابری #از_دموکراسی_بگو


از نظر فلسفی چرا گروههای تجزیهطلب با نمادهای ملی دشمناند؟ نمادها (پرچم، سرود، اسطورههای مشترک) کارشان این است که یک «ما»ی سیاسی یک ملت را بسازند. اگر هدف تو جدایی باشد، باید دو کار کنی: ۱- آن «ما»ی مشترک را تضعیف کنی، با گفتن اینکه «هیچکس این نمادها را قبول ندارد». ۲- مرزهای هویتی را سفت کنی، با تبدیل قوم یا یک گروه فرهنگی به ملت، در معنای سیاسی. بنابراین مخالفت با نمادهای ملی، همیشه در گفتمان تجزیهطلبان نقش گیوتین برای گردن زدن وحدت ملت را بازی میکند. تجزیهطلبان اول نماد مشترک ملت را میزنند، بعد روایتهای تاریخی مشترک را، بعد مفهوم شهروندی مشترک را، و در نهایت میرسند به «پس کشور مشترک هم لازم نیست». مغالطههای موجود در توییت این اکانت ۱- کلیگوییِ نمایندگینما: «هیچیک از ملیتهای ایران قبول ندارند» یعنی نویسنده خودش را وکیلِ همهی کردها، بلوچها، ترکمنها، عربها و ترکهای آذربایجان جا میزند. این نه داده دارد، نه سازوکار نمایندگی. جابجایی معنایی: «ملیت» را طوری به کار میبرد که هم بوی تابعیت بدهد (حقطلبانه و حقوقی به نظر برسد) و هم معنای ملت مستقل را حمل کند (برای مشروعسازی جدایی). این ترفند کلاسیک و دستمالی شده همه تجزیهطلبان است. ساختن «نقطهی صفر» با پرچم بدون نماد: «پرچم عاری از نماد» یعنی بریدن رشتهی پیوستگی تاریخی و ساختن یک صفحهی سفید. صفحهی سفید دقیقاً همان چیزی است که پروژههای تجزیهطلب لازم دارند تا بگویند: «این تاریخ و این روایت، مال ما نیست» چرا تجزیهطلبان ذاتاً نمیتوانند با «ملت ایران» ائتلاف کنند؟ نه به خاطر ذات و ژن و سرشت. به خاطر هدف سیاسی. اگر پروژهی یک جریان، تمامیت ارضی و حاکمیت مشترک را نفی کند، ائتلاف با جریانهایی که هدفشان «آزادی + ساختن دولت-ملتی واحد با حقوق برابر» است، تناقض درونی پیدا میکند. حقوق طبیعی و مدنی اقوام و یا اقلیتها (زبان، آموزش، فرهنگ، مشارکت، رفع تبعیض) در حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شده است. اما تبدیل این حقوق به پروژهی جدایی یک ایدئولوژی سیاسی است، نه نتیجهی ضرورت همان حقوق. میثاق حقوق مدنی و سیاسی حتی میگوید اقوام و اقلیتهای زبانی نباید از حق استفاده از زبان و فرهنگ خود محروم شوند. پس اگر کسی واقعاً دنبال حقوق قومی باشد، ابزارش میتواند اصلاحات عمیق، تمرکززدایی، تضمین حقوق اقلیتها و سازوکارهای ضدتبعیض باشد، نه ضرورتاً بریدن نقشه ایران یکپارچه. پس وقتی کسی میگوید «ملیتهای ایران»، اگر منظورش «تابعیت» باشد، حرفش بیمعناست. چون همه تابعیت یک کشور را دارند. اگر منظورش «ملتهای جداگانه» به معنای سیاسی باشد، دارد عمداً یک واژهی حقوقی را به یک ابزار ایدئولوژیک تبدیل میکند. ماده ۱ میثاق حقوق مدنی و سیاسی میگوید: «همهی مردم حق تعیین سرنوشت دارند.» اما همین حقوق بینالملل هم یک ترمزِ «safeguard clause» مهم دارد: در «اعلامیه روابط دوستانه» (قطعنامه ۲۶۲۵) یک بند حفاظتی هست که میگوید حق تعیین سرنوشت نباید طوری تفسیر شود که تمامیت ارضی دولتهای مستقل را تکهتکه کند، بهویژه وقتی دولت نمایندهی کل مردم بدون تبعیض باشد. (tinyurl.com/272funz4) این یعنی: حقوق بینالملل معمولاً «تعیین سرنوشت» را در قالب درونکشوری میفهمد (حقوق سیاسی، مشارکت، زبان و فرهنگ و ... )، نه اینکه هر گروهی با یک برچسب «ملت» فوراً بلیت جدایی بگیرد. #پاينده_ایران
















