Miar

14K posts

Miar banner
Miar

Miar

@MMiar404

پاینده ایران ✌️👑 #جاویدشاه

가입일 Mart 2026
1.9K 팔로잉505 팔로워
Miar 리트윗함
shahin
shahin@aria431111·
اگرتوئیت منو میبینید❗درودبر همه مبارزان فرزندان ایران سربازان شاه لطفادست به دست کنیدحساب منم فالوبشه بک هم میدم همرو... حساب قدیمی من دو سالی تعلیق شده دسترسی ندارم و این حساب تا چند مدت پیش می خواندم!و بازنشر توئیت شاه دیدم نمیتونم نباشم وفعالیتم مدتی شروع کردم. #جاویدشاه
فارسی
3
5
14
95
Miar 리트윗함
مژگان تحویلداری مادر دادخوه آریا علیدوست
پسر عزیزم، هرچند مدتی است لبخند زیبایت را نمی‌بینم، اما گرمای مهربانی‌ات هنوز در قلبم زنده است. لبخند تو همیشه روشنایی روزهای من بود و مهربانی‌ات بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌ام. دوستت دارم و همیشه به یادت هستم.مامان #پاينده_ایران_جاویدشاه 👑
مژگان تحویلداری مادر دادخوه آریا علیدوست tweet media
فارسی
72
478
2.2K
11.9K
Miar 리트윗함
👑سرباز خاک👑
👑سرباز خاک👑@sarbaaaazekhaak·
وجودت قوت قلب و‌مایه دلگرمی ماست ولیعهد جوان ما، ایزد یکتا نگهدار نگاهبانت باشد. شیردخت ایران ملکه فردا، #نور_پهلوی #جاويدشاه‌
👑سرباز خاک👑 tweet media
فارسی
2
11
36
225
Miar 리트윗함
shahin
shahin@aria431111·
سه روز محدودیت شامل اکانتم شده هر چند ساعت 1نفر بیشار نمیتونم فالو کنم... در اولین فرصت حتما حتما به دوستان مبارز و پادشاهی خواهم با #افتخار بک خواهم داد🩵🫀 #KingRezaPahlavi‌ForIran #KingRezaPahlavi#JavidShah‌‌‌‌‌ #جاویدشاه #جاويد_شاه‌ #زنده_و_جاوید_باد_سلسله_پهلوی
فارسی
9
8
32
359
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
باعرض ارادت خدمت ریاست جدید موساد ژنرال گافمن، بزن بریم 💪
2ndLudwig🇮🇷 tweet media
فارسی
0
2
9
137
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
🔴 متحد بمانید. نگران نباشید. مسیر آزادی شاید سخت و پرهزینه باشد، اما اراده یک ملت را نمی‌توان برای همیشه سرکوب کرد. اگر کنار هم بمانیم، ایران را پس می‌گیریم و این راه زودتر از آنچه تصور می‌کنند به نتیجه خواهد رسید. @PahlaviReza #RezaPahlaviForIran #جاوید_شاه
2ndLudwig🇮🇷 tweet media
فارسی
1
18
55
367
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
🔴 خسته شدی؟ از خودت بپرس چرا؟ مگر @PahlaviReza بیش از ۴ دهه در غربت، بی‌وقفه برای آزادی و دموکراسی ایران نجنگیده است؟ مگر هر هفته صدای مردم ایران را به جهان نرسانده است؟ او خسته نشد، چون راه آزادی با استقامت به نتیجه می‌رسد، نه با ناامیدی. #RezaPahlaviForIran #جاوید_شاه
2ndLudwig🇮🇷 tweet media
فارسی
1
11
29
167
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
🔴 سال‌ها تحت فشار، تخریب، توهین و بی‌مهری قرار گرفت. بسیاری او را نادیده گرفتند، اما دست از تلاش نکشید. امروز روشن شده که پایداری و صبر @PahlaviReza بیهوده نبود. مردم دریافتند راهی که او سال‌ها بر آن تأکید کرد، به دموکراسی و آزادی ایران می‌رسد. #RezaPahlaviForIran #جاوید_شاه
2ndLudwig🇮🇷 tweet media
فارسی
0
2
2
24
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
🔴او @PahlaviReza امروز نماد اتحاد ملی و چهره‌ای است که میلیون‌ها ایرانی حول او گرد آمده‌اند. او سال‌ها بر گذار مسالمت‌آمیز، دموکراسی، حاکمیت قانون و حق انتخاب مردم پافشاری کرده است. آینده ایران با اتحاد مردم ساخته خواهد شد. #RezaPahlaviForIran #جاوید_شاه
2ndLudwig🇮🇷 tweet media
فارسی
1
10
22
109
Miar
Miar@MMiar404·
پاینده ایران ✌️ جاوید شاه 👑 #جاویدشاه #KingRezaPahlavi‌ForIran #JavidShah‌‌‌‌‌
Miar tweet media
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig

🔴 به چهره و نگاه @PahlaviReza که می‌نگری، عزم و اراده‌ای را می‌بینی که سال‌ها فشار، تهدید و تخریب نتوانسته آن را در هم بشکند. او لحظه‌ای از تلاش برای ایران دست نکشیده است. ما نیز با اتحاد و همبستگی در کنار او می‌ایستیم. #RezaPahlaviForIran #جاوید_شاه

فارسی
0
0
0
5
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
🔴 به چهره و نگاه @PahlaviReza که می‌نگری، عزم و اراده‌ای را می‌بینی که سال‌ها فشار، تهدید و تخریب نتوانسته آن را در هم بشکند. او لحظه‌ای از تلاش برای ایران دست نکشیده است. ما نیز با اتحاد و همبستگی در کنار او می‌ایستیم. #RezaPahlaviForIran #جاوید_شاه
2ndLudwig🇮🇷 tweet media
فارسی
4
11
35
209
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
🔴 میدونید هر شب اینو میگم تا دیگه کامنت شماها رو زیر پست عرزشی نبینیم، پس لطفاً ریتوییت: بزرگترین اشتباه، ریپلای به اکانتهای عرزشیه، به هر نیتی، فحش، دعوا یا مسخره. ایکس کار نداره موافقی یا مخالف؛ تعامل می‌بینه و باعث وایرال شدن اونا می‌شه. تا پست عرزشی دیدید بلاک کنید بره.
2ndLudwig🇮🇷 tweet media
فارسی
2
6
13
120
Miar 리트윗함
2ndLudwig🇮🇷
2ndLudwig🇮🇷@2ndLudwig·
یک بار نه بلکه چند بار بخوانید ارزشش را دارد
Rouzbeh@rouzbeh

ترجمه فارسی سخنرانی شاهدخت نور گرامی در اسلو هر صبح، پیش از آنکه از جایم برخیزم، دستم به سمت تلفنم می‌رود. نه از روی عادت؛ از روی هراس. از دیدن پست‌هایی که خبر از جان‌های بی‌گناه دیگری می‌دهند که به دست رژیم کشورم، ایران، گرفته شده‌اند، هراس دارم. از شنیدن این خبر که جامعهٔ جهانی بار دیگر برای قاتلان مردم ما راه نجاتی فراهم کرده است، هراس دارم. نفسم در سینه حبس می‌شود وقتی دوباره پیام‌هایی را می‌خوانم که از داخل ایران برایم فرستاده شده‌اند؛ پیام‌هایی که با این جمله آغاز می‌شوند: «شاید این آخرین پیام من باشد.» و با خود می‌اندیشم: آیا زنده مانده‌اند؟ یا زندگی آنان نیز گرفته شده است؟ پیش از آنکه ادامه دهم، می‌خواهم به چیزی بپردازم که شاید برخی از شما در ذهن دارید. نام خانوادگی من اغلب باعث پیش‌داوری می‌شود. پس بگذارید کاملاً روشن صحبت کنم. هدف پدر من، و هدف خانوادهٔ ما، تنها یک چیز است: گذار به انتخابات آزاد و عادلانه‌ای که در آن مردم ایران خود دربارهٔ آیندهٔ خویش تصمیم بگیرند. ما برای یک تخت پادشاهی مبارزه نمی‌کنیم. ما برای آزادی مردمی مبارزه می‌کنیم که ۴۷ سال است از آن محروم شده‌اند. من هرگز قدم به سرزمین مادری‌ام نگذاشته‌ام. هرگز در خیابان‌هایش راه نرفته‌ام، خاکش را لمس نکرده‌ام و طلوع خورشید را بر فراز کوه‌های سرزمینی که خانواده‌ام هنوز آن را خانه می‌نامد، ندیده‌ام. این هرگز انتخاب من نبود. تبعید، یکی از مجازات‌های بی‌شماری است که این رژیم نه تنها بر خانوادهٔ من، بلکه بر میلیون‌ها ایرانی پراکنده در سراسر جهان تحمیل کرده است. من با داستان‌های مادربزرگم دربارهٔ ایران بزرگ شدم. او از کشوری سخن می‌گفت که خیابان‌هایش سرشار از رنگ بود؛ زنده از موسیقی، هنر، گفت‌وگو، جاه‌طلبی و امید. از ایرانی که ستون صلح، رفاه و ثبات در منطقه بود و متحد جهان غرب به شمار می‌رفت. سال‌ها این داستان‌ها برایم حالتی افسانه‌ای داشتند؛ گویی تکه‌هایی از تمدنی گمشده بودند. اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی، پیام‌ها شروع به رسیدن کردند؛ ابتدا صدها پیام و سپس هزاران پیام. برای نخستین بار، خط ارتباط مستقیمی میان من و مردم ایران برقرار شد. هر روز از من می‌خواهند صدای آنان باشم. و به همین دلیل امروز اینجا هستم. زیرا خود را موظف می‌دانم از جانب مردمی سخن بگویم که صدایشان خاموش شده است. تابستان گذشته، در کنار پدرم در مونیخ و در «همایش همبستگی ملی برای ایران» ایستادم. نمایندگان همهٔ گرایش‌های سیاسی، ادیان و مناطق مختلف ایران گرد هم آمدند تا گسترده‌ترین ائتلاف نیروهای مخالف جمهوری اسلامی را شکل دهند؛ ائتلافی که نه بر پایهٔ سیاست، بلکه بر پایهٔ عشق به ایران و باور به حاکمیت مردم شکل گرفته بود. در طول آن روز، مادران و پدرانی که فرزندانشان به دست جمهوری اسلامی کشته شده بودند، نزد پدرم آمدند. به چشمانش نگاه کردند، او را در آغوش گرفتند و بر شانه‌اش گریستند. تا پایان شب، کت او از اشک آنان خیس شده بود. از آن زمان بارها به آن کت فکر کرده‌ام. این است معنای ۴۷ سال حمل درد و رنج یک ملت. مأموریت او همیشه یکسان بوده است: ایرانی دموکراتیک و سکولار، که در آن قدرت متعلق به همان مردمی باشد که اشک‌هایشان آن کت را خیس کرد. زیرا آنچه خود را «جمهوری اسلامی ایران» می‌نامد، یک دولت نیست. دولت‌ها حکومت می‌کنند؛ به شهروندان خود خدمت می‌کنند و از آنان محافظت می‌کنند. جمهوری اسلامی یک نیروی اشغالگر است که از خاک ایران، منابع ایران و جان ایرانیان برای تحکیم قدرت خود و صدور ایدئولوژی‌اش سوءاستفاده می‌کند. کدام دولت، در یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان از نظر منابع طبیعی، آب پاک مردمش را به گل و لای تبدیل می‌کند؟ کدام دولت نرخ ارز را در طول دو نسل از ۷۰ ریال به یک میلیون و پانصد هزار ریال در برابر دلار می‌رساند؟ کدام دولت نیمی از مردم کشور را زیر خط فقر رها می‌کند اما همزمان به تأمین مالی شبه‌نظامیان از غزه تا یمن می‌پردازد؟ کدام دولت ارتش و نیروهای مسلح خود را نه برای دفاع از مردم، بلکه برای سرکوب آنان می‌سازد؟ همهٔ شما نام مهسا امینی را می‌شناسید. می‌دانید که چهار سال پیش به دلیل آنکه بخشی از موهایش نمایان بود، تا سرحد مرگ کتک خورد. می‌دانید که قتل او میلیون‌ها نفر را به خیابان‌ها کشاند. می‌دانید که برای لحظه‌ای کوتاه، جهان همراه با ایرانیان نام او را بر زبان آورد. اما سپس جهان به کار خود ادامه داد. آیا می‌دانید بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟ اعتراضات هرگز متوقف نشد. بلکه گسترش یافت. ایرانیان هر آنچه رژیم بر سرشان آوار کرد را تحمل کردند و همچنان ایستادند. و کیفیت زندگی آن‌قدر سقوط کرد که زندگی دیگر شبیه زندگی نبود. در ماه ژانویه، پدرم بار دیگر مردم را فراخواند. میلیون‌ها نفر، مسالمت‌آمیز و بدون سلاح، به خیابان‌ها آمدند؛ دریایی از نور که آماده بود بر تاریکی غلبه کند. رژیم در پاسخ، اینترنت را قطع کرد. بیش از چهل هزار ایرانی را در تاریکی، یکی پس از دیگری و بدون تبعیض، قتل‌عام کرد. در خیابان‌ها. روی بالکن خانه‌هایشان. و حتی در خانه‌های خودشان. مجروحان را در بیمارستان‌ها اعدام کردند. پزشکانی را که جرأت کرده بودند به آنان کمک کنند، تحت تعقیب قرار دادند. مولینا تنها سه سال داشت وقتی در آغوش پدرش در کرمانشاه کشته شد. سه ساله. کسانی که در روزهای هشتم و نهم ژانویه برای آخرین بار از خانه خارج شدند، با جان خود نشان دادند که جمهوری اسلامی هیچ مأموریتی از مردم، هیچ مشروعیتی و هیچ حقی برای سخن گفتن به نام ایران ندارد. آنان برای آینده‌ای جان دادند که خود هرگز نخواهند دید. آنان برای آزادی جان دادند. با وجود دانستن همهٔ این حقایق، نروژ ـ کشوری که جایزهٔ صلح نوبل را اعطا می‌کند ـ معاون وزیر خارجهٔ خود را به تهران فرستاد تا در هفتاد و پنجمین روز قطع سراسری اینترنت، روبه‌روی قاتلان مردم ایران بنشیند. نه برای ارائهٔ اولتیماتوم. نه برای مطالبهٔ پاسخگویی. بلکه برای اعطای مشروعیت. وقتی با قاتلان دست می‌دهید، در حالی که قربانیانشان در تاریکی خاموش شده‌اند، تنها آنان را رها نمی‌کنید؛ بلکه در محو شدنشان شریک می‌شوید. در کنفرانس مطبوعاتی پدرم در برلین، والدین داغداری در برابر ۱۵۰ خبرنگار بین‌المللی ایستادند. شکسته، اما شجاع. نمایندگان فرزندان به قتل رسیدهٔ خود. اما حتی یک خبرنگار نیز از آنان یک سؤال نپرسید. آنها تصمیم گرفتند ایران واقعی را که درست مقابلشان ایستاده بود، نادیده بگیرند. بسیاری از جنگ علیه جمهوری اسلامی انتقاد می‌کنند. اما دربارهٔ جنگی که جمهوری اسلامی علیه مردم خودش به راه انداخته چه؟ تعداد زیادی از رسانه‌ها به منابع محرمانهٔ رژیم استناد می‌کنند و به اعضای آن تریبون می‌دهند، اما قربانیانش را نادیده می‌گیرند. آنچه گزارش می‌شود، همان روایتی است که رژیم می‌خواهد شنیده شود. وقتی «دسترسی» به ارز رایج تبدیل شود، «حقیقت» بهای آن خواهد بود. این‌گونه انسان‌ها محو می‌شوند. نه فقط با خشونت، بلکه با بی‌تفاوتی. می‌خواهم دربارهٔ صالحه‌ اکبری برایتان بگویم. او ۳۸ ساله بود؛ پرستار، همسر و مادر. در جریان قیام ژانویه، او و همسرش خانهٔ خود را به روی معترضان مجروحی گشودند که آن‌قدر از رفتن به بیمارستان می‌ترسیدند که جرأت مراجعه نداشتند. او در آشپزخانهٔ خانه‌اش زخم‌ها را درمان می‌کرد. دانشجویان را در آپارتمان خود پناه داده بود. شبی نیروهای رژیم به خانهٔ او یورش بردند. در برابر چشمان فرزندش به او شلیک کردند و کشتندش. اما حتی پس از مرگش نیز بی‌رحمی پایان نیافت. نیروهای رژیم به پیکر او تعرض جنسی کردند و تصاویر آن را برای همسرش فرستادند. شکنجه‌ای روانی، برای نابود کردن آخرین بقایای روح او. پس از آن، دخترشان مدام می‌پرسید: «چرا کفش‌های مامان هنوز کنار در است؟» این جزئیات هرگز از ذهنم پاک نشده است. دختربچه‌ای که هنوز منتظر است. من اینجا نیامده‌ام که از شما بخواهم اهمیت بدهید. اهمیت دادن، منفعلانه است. من آمده‌ام از شما بخواهم انتخاب کنید. در این میان هیچ دست دادنِ بی‌طرفانه‌ای وجود ندارد. یا در کنار ۹۲ میلیون ایرانی ایستاده‌اید که برای آزادی مبارزه می‌کنند؛ یا دستان خون‌آلود کسانی را می‌فشارید که آنان را به قتل می‌رسانند. بسیاری نگران‌اند که پس از آن چه خواهد شد. اما مسیر انقلاب روشن است. به دعوت مردم، پدرم و ائتلاف رو به گسترش او برای دوران گذار آماده‌اند. «پروژهٔ شکوفایی ایران» نقشهٔ راهی شفاف و عمومی برای بازسازی ایران است. ما کار را انجام داده‌ایم. آیندهٔ ایران صرفاً یک امید نیست. یک برنامه دارد. سنت باستانی زرتشتی به ما می‌آموزد که جهان بر نبرد دائمی میان نور و تاریکی استوار است. و اینکه هر عمل شجاعانه، هرچند کوچک، شعله‌ای است که در برابر تاریکی افروخته می‌شود. هر بار که نام قربانیان را بر زبان می‌آورید، شعله‌ای روشن می‌کنید. هر بار که اجازه نمی‌دهید جهان روی خود را برگرداند، شعله‌ای روشن می‌کنید. این رژیم می‌تواند اینترنت را قطع کند. می‌تواند به سوی جمعیت آتش بگشاید. می‌تواند اجساد را ناپدید کند. اما نمی‌تواند ۹۲ میلیون شعله را خاموش کند. و نمی‌تواند صدای مردمی را که در این اتاق حضور دارند خاموش کند. من تمام عمرم را بیرون از ایران گذرانده‌ام. به واسطهٔ انقلابی که هرگز انتخابش نکردیم، از خواهران و برادرانم در داخل ایران جدا شده‌ام. اما اجازه نخواهم داد مردم ما از وجدان جهانی نیز جدا شوند. هر صبح که دستم به سمت آن تلفن می‌رود، شجاعت ایرانیان را به یاد می‌آورم. همین امشب، جایی در ایران، دختربچه‌ای هنوز پشت دری ایستاده و منتظر مادرش است؛ مادری که هرگز به خانه بازنخواهد گشت. مادران هنوز کیسه‌های حاوی پیکر فرزندانشان را در آغوش دارند. نوجوانان هنوز در انتظار اعدام هستند. ده‌ها میلیون نفر هنوز در تاریکی نشسته‌اند و از خود می‌پرسند آیا کسی در بیرون از ایران اصلاً به یاد دارد که آنان وجود دارند؟ حالا پرسش این است: آیا شما در کنار آنان مبارزه خواهید کرد؟ جاوید ایران. ملت ایران. سپاسگزارم.

فارسی
0
1
3
29