

👑Bahram👑 🇮🇷
22.5K posts






این تصاویر نخستین روز جنگ است. شب کشتهشدن علی خامنهای. مردم در خیابان مشغول رقص و پایکوبیاند. هواپیماها و پهپادهای اسرائیل و آمریکا در آسمان است. عوامل حکومت هم در شوکاند و در پستوها پنهان. مگر ایرانیانی که خواستار حمایت نظامی شدند، چشمانتظار همین فرصت نبودند؟ چرا این لحظه ارزشمند، به همین راحتی رها شد؟ حکومتی سرکوبگر که در ثانیه نخست جنگ، رهبر ۳۶ ساله خود را کشته میبیند، هیچ تصویری از سرانجام نبرد و وضعیت مقامهای سیاسی و نظامی خود ندارد، مردم در خیابان میرقصند و از زمین و زمان بر سر نیروهای حکومت، بمب و موشک میریزد. دیگر چه چیزی لازم بود تا بشود کار را تمام کرد؟ قسمت تلخ ماجرا این بود که برای به میان آوردن مردم به خیابان، نیاز به هیچ فراخوانی نبود. مردم بدون دعوت به خیابان آمده بودند. شب نخست جنگ و چهارشنبهسوری، دو فرصت تلفیق حضور خیابانی و حمایت نظامی آمریکا و اسرائیل بود که از کف رفت. این فرصتها از دست رفت و حکومت کمکم نیروی خیابان خود را سازماندهی کرد. پس از آن، کنش خیابانی برای مردم، غیرممکن شد. درس بزرگ و تلخ ما از این جنگ این است که طولانیتر شدن جنگ، لزوما حکومت را ضعیفتر نمیکند، بلکه به آن فرصت تطبیق با شرایط را اهدا میکند. حکومت با تغییر آرایش دفاعی، مهیای مقابله با مردم میشود. اگر فرصت دیگری دست داد، بدانیم که شرط موفقیت، غافلگیری است. اگر حکومت بار دیگر در موقعیتی پیشبینی نشده قرار گرفت، سریع و برقآسا باید کار را تمام کرد. این فرصت باز هم مهیا میشود. خیلی زود.


