Reza
1.8K posts

Reza retweetledi
Reza retweetledi

دوستان جنگطلبی که با شنیدن خبر زدن زیرساختها و ویرانی مملکت، فوری بحث اعدامها را وسط میکشید، دستکم توضیح بدهید مثلا با زدن انستیتو پاستور چند نفر از اعدام نجات پیدا میکنند؟ با نابودی صنایع فولادی چند نفر؟ این قیاسهای احمقانه نه تنها دفاع از جان زندانیان در خطر اعدام نیست، بلکه فقط توجیه ویرانی کشور و تحمیل رنج بیشتر به مردم داخل ایرانه، این بساط احمقانه را رها کنید!
#نه_به_جنگ
#انستیتو_پاستور
فارسی
Reza retweetledi
Reza retweetledi
Reza retweetledi

قبل از این جنگ و قبل از اینکه رهبر جمهوری اسلامی کشته بشه نوشتم اگر تنها ظلم جمهوری اسلامی به مردم، بستن دسترسی به اینترنت باشه همین یک دلیل، برای درخواست سرنگونیاش قانعکننده است.
در واکنش به حرف من یکی از دوستان مجازی نوشت اگه جمهوری اسلامی با قطع اینترنت داره از مردم و سرزمینش حمایت میکنه چی؟
نوشتم حکومت، نقش آزادی اینترنت را در ضربه به ایران بزرگ میکنه تا فشل بودن سیستم امنیتیاش را توجیه کنه و شما هم میپذیرید.استاکسنت و تورقوزآباد یادتون بیاد. جنگ ۱۲روزه نشون داد وقتی خواهرت با واتساپ نمیتونست عکس ناهارش را برای شما بفرسته، «دشمن» روی مبل خونه فرمانده سپاه نشسته بوده.
الان میدونیم اسرائیل برای کشتن خامنهای، مهمترین چهره جمهوری اسلامی نیازی به همراه اول و ایرانسل و واتساپ و اینستاگرام نداشت.
جمهوری اسلامی فکر میکنه با قطع اینترنت، میتونه «روایت جنگ» را کنترل کنه در حالی که کنترل اخبار و اطلاعات هیچ کمکی به روایتش نکرده و تازه داره به ضرر خودش تمام میشه.
خیلیها در واقعی بودن تصویرهایی که از ایران (بزرگترین زندان اطلاعاتی جهان) بیرون میآد شک میکنند. در جهانی که انسان از عکس ناهارش، لباسش، عروسی و عزاش به جهان گزارش میده، اینکه کسی نتونه خونهخرابیاش را ثبت کنه برخلاف رویه جهانه. فاجعهای که برای یک انسان معمولی غیرنظامی اتفاق افتاده را باید خودش هم بتونه روایت کنه نه فقط دوربین صدا و سیما یا عکاسهای مجوزدار.
جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شده ولی همچنان به قول اون آقا در خیابون با سایهها میجنگه. آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند!
فارسی
Reza retweetledi

در ادامهی پروژهی شخصیای که برای خودم تعریف کردم: پیگیری این پرسش که فضای نظری غرب و بهطور کلی نوشتارهای انتقادی و روانکاوانه، دربارهی ایران چه دارند که بگویند، به مقالهی از اسلاوی ژیژک برخوردم که در ۹ مارس ۲۰۲۶ (۲۰ روز پیش) با عنوان «ایران از هایدگر تا کانت» منتشر شده است.
ژیژک در این مقاله میکوشد چند موضع را همزمان کنار هم نگه دارد؛ مواضعی که معمولاً از هم جدا میشوند. او هم با جمهوری اسلامی مخالف است و هم با حملهی آمریکا و اسرائیل به ایران. یعنی حاضر نیست در آن دوگانهی ساده جا بگیرد که یا باید طرف حکومت ایران را گرفت یا طرف مداخلهی نظامی خارجی را. از نظر او این یک دوگانهی باطل است. استدلالش این است که اگر قرار باشد این حکومت در چنین شرایطی سقوط کند، این سقوط از مسیر درستی رخ نداده است؛ یعنی از دل یک فرایند رهاییبخش درونی نبوده؛ زیر فشار خشونت امپریالیستی بوده است و این مطلوب ژیژک نیست. برای همین یکی از حرفهای اصلیاش این است که «اکنون باید از ایران حمایت کنیم»؛ نه به معنای دفاع از حکومت، بلکه به این معنا که کشور ایران دارد از اصل حاکمیتش دفاع میکند و با شکست این کشور در این جنگ، حاکمیت کشور ایران زیر سوال میرود.
بخش مهم دیگری از مقاله به جنبش «زن، زندگی، آزادی» مربوط است. ژیژک این جنبش را یک رخداد تاریخی مهم میبیند و صریحاً میگوید موضعش نسبت به حکومت ایران بعد از اعتراضات ۲۰۲۲ تغییر کرده است. تأکید میکند که این اعتراضات را نمیشود با الگوهای آشنای غربی فهمید. خودش مینویسد: «ایران از نظر فرهنگی با غربِ توسعهیافته متفاوت است»، و به همین دلیل «زن، زندگی، آزادی» را نباید صرفاً نسخهای ایرانی از جنبش «منمهمینطور» دانست. از نظر او، این خیزش چندین ستیز را به هم گره زد: مبارزه با سرکوب زنان، مبارزه با سرکوب دینی، و مبارزه برای آزادی سیاسی در برابر تروریسم دولتی.
برای ژیژک نکتهی مهم این است که این اعتراضات خصلتی صرفاً زنانه یا ضدمردانه نداشتند. او در یکی از جملات قابل توجه مقاله مینویسد: «اعتراضات ایران میلیونها زن عادی را به میدان آورد و مستقیماً با مبارزهی همه، از جمله مردان، پیوند داشت؛ در آن نشانی از گرایش ضدمرد، آنگونه که اغلب در فمینیسم غربی دیده میشود، وجود نداشت.» یعنی در خوانش او، جنبش ایران از دل مسئلهی زنان آغاز شد، اما به سرعت به مسئلهای عامتر و اجتماعیتر بدل شد؛ چیزی که فقط مربوط به هویت زنان نبود، بلکه به کل نظم سیاسی و شکل زندگی جمعی گره میخورد.
لایهی مهم دیگر مقاله این است که ژیژک میخواهد نشان دهد درون هستهی سخت قدرت در ایران فقط با مشتی اوباش فاسد روبهرو نیستیم، بلکه با افرادی طرفیم که درگیر بحثهای جدی فکری و فلسفی هم هستند. عنوان مقاله، «از هایدگر تا کانت»، دقیقاً به همین برمیگردد. او از احمد فردید و هایدگرزدگی ضدغربیاش شروع میکند، بعد به خاتمی و تأثیرپذیریاش از هابرماس و ستیزش با هانینگتون میرسد، و بعد سراغ علی لاریجانی میرود که روی کانت کار کرده است. مقصود ژیژک این نیست که فلسفه حکومت را انسانیتر کرده، بلکه برعکس میخواهد بگوید پیچیدگی فکری و خشونت سیاسی میتوانند کاملاً در کنار هم قرار بگیرند. این یکی از وجوه آزاردهندهی ماجرای ایران برای اوست.
بحث او دربارهی لاریجانی از این جهت مهم است که لاریجانی را چهرهای میبیند که زمانی نماد نوعی عملگرایی محافظهکارانه بود؛ کسی که میشد او را صورت آرامتر و محاسبهگرتر نظام دانست. اما به نظر ژیژک، جنگ همین چهرههای بهظاهر میانهرو را هم دگرگون میکند. به همین دلیل در پایان مقاله مینویسد که «حملهی اسرائیل و آمریکا، میانهروهای حکومت مثل لاریجانی را به متعصبانی آدمکش بدل کرد، تقریباً به همان اندازه بد که نتانیاهو و کاتس هستند.» حرف اصلی ژیژک این است که حملهی خارجی لزوماً ساختار اقتدارگرا را تضعیف نمیکند؛ چه بسا آن را خشنتر، بستهتر و رادیکالتر کند.




فارسی
Reza retweetledi

این حملات با این حجمِ تخریب، شدت و خشونت
هیچ شباهتی به نقطهزنی ندارد…
اینجا مردمِ عادیاند، زندگیهایی که یکییکی فرو میریزند خانههایی که دیگر خانه نیستند…
غیرنظامیها دارند زیرِ همین واژهها گم میشوند در آوار، دود و بیپناهی…
من امدادگرِ صلیب سرخ هستم و از امروز تصمیم گرفتهام برای نجاتِ آنچه هنوز میشود نجات داد کنارِ امدادگران برای کمک بایستم، همانگونه که از هفدهم تا بیست و هفتم دی به هموطنان زخمی با همه وجودم کمک کردم و درکنار خانواده های جاویدنامان تا همین امروز ایستادم
اینجا انسان مهم است… نه روایتها…
#جنگ
فارسی
Reza retweetledi
Reza retweetledi
Reza retweetledi

Reza retweetledi

Source tells me that Naval Special Warfare teams were also given deployment orders yesterday, as well as a bunch of Tier 1 operators.
That plus the 82nd Airborne deployment plus Netanyahu's obvious feint that he expects a ceasefire agreement this weekend suggests all the pieces are in place for a ground operation within day.
English
Reza retweetledi

حسین باستانی، @hosseinbastani تحلیلگر مطلع و باتجربه سیاست ایران، تحلیلی پایهای دارد مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی معمولا با نوعی اصرار بیفایده و سرسختی غیرمنطقی، حتی دستاوردهای خود را نیز از بین میبرد؛ الگویی که از جنگ ایران و عراق تا مذاکرات هستهای و تحولات مرتبط با «محور مقاومت» قابل ردگیری است. بر مبنای این تحلیل، سران جمهوری اسلامی از زمان فتح خرمشهر تا امروز، بارها پس از هر موفقیت به این نتیجه رسیدهاند که شرایط برای دستیابی به اهدافی حداکثری و بلندپروازانه فراهم شده و زمان عقبنشینی نیست.
به نظر میرسد جنگ فعلی هم از این قاعده مستثنی نیست. این روزها بستن تنگه هرمز به یک اهرم فشار واقعی تبدیل شده و همین امر دوباره این تصور را در بخشی از تصمیمگیران حکومت تقویت کرده که میتوانند امتیازات حداکثری بگیرند؛ از خروج کامل آمریکا از منطقه گرفته تا دریافت غرامت جنگ.
اما روند تکراری این تحولات نشان میدهد چنین محاسباتی معمولا به یک نتیجه ختم میشود: از دست دادن همان دستاوردهای اولیه. این الگو را در سرنوشت بشار اسد، وضعیت حزبالله در لبنان، مسیر برنامه هستهای و حتی حذف چهرههای کلیدی در راس قدرت دیدهایم.
اگر این چرخه یکبار دیگر تکرار شود، بعید نیست که نتیجه نهایی نیز همان باشد. یعنی تبدیل یک موقعیت به ظاهر قابل مدیریت به یک شکست بزرگ، به دلیل انکار واقعیت و ناتوانی در تشخیص زمان مصالحه. تفاوت اما در این است که اینبار، آن شکست ممکن است از همیشه عمیقتر باشد و عملا به آخرین اشتباه استراتژیک سران حکومت تبدیل شود.
فارسی
Reza retweetledi
Reza retweetledi
Reza retweetledi

ناراحتم از گفتنش، ولی فکر میکنم تهتهش، اگه شکست آمریکا به معنی پایان هژمونیش باشه بمب اتم هم استفاده می کنه. این رو از این جهت میگم که امیدوارم سپاه تجربه جنگ و غنیسازی و سوریه و ... رو تکرار نکنه، و بدونه باید زودتر از پای میز جنگ بلند شه؛ فکر نکنه چون تنگه رو بسته و و تو اون برتری نسبی داره، میتونه تا ابد این برتری رو حفظ کنه.
فارسی
Reza retweetledi
Reza retweetledi
Reza retweetledi
Reza retweetledi












