Tweet fixado
پرستو فتحی
45.6K posts

پرستو فتحی
@FathiParasto
باید به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم! آنکس که باید ببیند، میبیند...!
ksh,sarpolzahab Entrou em Temmuz 2020
6.1K Seguindo9K Seguidores
پرستو فتحی retweetou

ممنون از همه شما که کمک کردید
۲۰ میلیون تومان کم داریم
لطفا اگر مقدور بود و خواستید سهیم بشوید به کارت زیر واریز کنید
۵۸۹۲۱۰۱۵۳۴۰۸۱۱۱۸
فرهاد نظریان@farhad_nazarian
برای محرم میخواهیم ۱۰۰۰ پرس زرشک پلو با مرغ به فقرا بدیم. اگر کسی میخواد سهیم بشه بسم الله شماره کارت: ۵۸۵۹۸۳۱۲۲۹۸۲۱۵۳۲ به نام فرهاد نظریان
فارسی
پرستو فتحی retweetou
پرستو فتحی retweetou
پرستو فتحی retweetou
پرستو فتحی retweetou
پرستو فتحی retweetou

یکی از چالشیترین لحظات زندگی یک روانشناس مواجهه با فردیست که افکار یا قصد خود.کشی داره.
قضاوت و یا تصمیم درمانگر واقعا میتونه سرنوشت درمانجو رو رقم بزنه.
به همین خاطر درمانگرانِ باتجربه به علائم و نشانههای این قصد در مُراجع یا اطرافیان حساسند و ریسک نمیکنن...بطوری که اقدامات حداقلی رو انجام میدن که در ادبیات رواندرمانی بهش میگن Duty to Protect یا همون "وظیفه حفاظت"!
پریروز با یکی از همکارانم درد و دل میکردم و یه جایی گفتم "واقعا خستهام از این همه رنج دنیا!"
دیروز ظهر این پیام رو برام فرستاد.(عکس پایین)
هر چند من قصد و افکار خ.ودکشی نداشتم ولی ریسک نکرد و سعی کرد نگرانیاش رو جدی بگیره و احوالم رو بپرسه.
پاسخ پیامش رو ندادم که ببینم حدسم درست بوده یا نه!
دیدم بعدش زنگ زد و گفت که میخواد راجع به یک کیس باهام مشورت کنه...کیس کاملا ساختگی بود و قصدش این بود که از حالم مطمئن بشه.
این کارش از دو جهت قابل تامل بود:
اول اینکه یه واکنش حرفهای بود، به طوری که به درمانگر بودنِ من اطمینان نکرد و ریسکِ نشانه رو نادیده نگرفت.
دوم اینکه من واقعا با اون پیام و تماس کِیف کردم...با اینکه تشخیصش درست نبود ولی روحِ من شاد شد وقتی احساس کردم "وجودم اینقدر برای یکنفر مهمه و نگرانم هست!!!"
گاهی بیدلیل و با دلیل یجوری با یه نگاه یا پیام یا تماس این حس رو به دیگران بدیم که "عزیزم وجود تو برام مهمه، مراقب خودت باش"

فارسی
پرستو فتحی retweetou
پرستو فتحی retweetou
پرستو فتحی retweetou

داشتم به این فکر میکردم که آیا حاضرم جونم رو به خاطر فرد دیگه فدا کنم.
اصولا در خارج از فضای رواندرمانی فرد بیخیال و خودخواهی به نظر میام....البته شاید در جلسات درمانی هم اینطور باشم که این رو میبایست مراجعینم تایید یا رد کنند... ولی به هر حال مطمئن هستم که جونم رو بخاطر خانوادهام فدا میکنم.
قبلا در دوران نوجوانی بهواسطهی عقاید مذهبی و گاهی عرفانی خیلی به شهادت و فدا شدن برای فلان کس و فلان هدف اعتقاد داشتم ولی به رسم روزگار، واقعبینتر شدم و فهمیدم قرار نیست فدای کسی بشیم....
من گاهی درگیر کیسهای خود.کشی هم میشم که در برخی اوقات به اونها هم میگم که "دردت به جونم یه وقت اقدامی نکنی" البته اگر اون فرد خانم نباشه (:
دقت کردم دیدم حتی اونجا هم به درمانجویی که قصد یا افکار جدی مرگ اندیشی داره، از ته دلم میگم دردت به جونم!
اما از ابتدای جنگ اخیر رگههایی از تمایل برای "فدا شدن برای دیگری" در خودم میبینم...
متوجه شدم وقتی سید مجید موسوی رو میبینم میگم دردت به جونم
مثلا وقتی پرپر شدن بچههای هوا.فضا رو (نیروهای متخصصاش رو البته) میدیدم دوست داشتم جامون عوض میشد و من به جای اونها میمُردم...چون وجود اونها میتونه جون خیلی از مردم رو نجات بده!
حتی اخیرا به همسرم گفتم "درد این مردمی که این همه شب میان توی خیابان به جونم"!
واقعا نمیدونم اگر پای عمل برسه حاضرم جونم رو فدا کنم؟
فارسی
پرستو فتحی retweetou

















