عجیب ترین قصه امروز ؛ آقا کارمند بانک بوده و چند ماهی ازدواج کرده و در همین حین با خانمی که شوهر و بچه داشتند وارد رابطه میشه ،همسر خانم متوجه این ارتباط میشه و هر دو رو وقتی پیش هم بودند به قتل میرسونه و جنازه ها تو صندوق پدر کارمند بانک قرار میده 😑😑😑😑
من ۲۳سالمه
نه زبانم قویه
نه ماشین خریدم
نه خونه دارم
نه ازدواج کردم
نه دوست پسر دارم
نه پول دارم
نه کار ثابتی دارم
نه دستپختم خوبه
نه مهارتی دارم
نه باشگاه میرم
نه دور دور میرم
نه رفیق دارم