Naka-pin na Tweet
♟️MedMod
2.8K posts


@arcene1987 اوه اوه،تو چه تایمی هم مقابله رو انتخاب کرده با تو
اتفاقا منم از اول هفته با یه مشکل مشابه روبرو شدم که تفاوتش اینه که توی یک سال و نیم گذشته بدحور هواش رو داشتم تو شرکت، هم مالی و هم راست و ریست کردن گندهاش
ولی خب، هوا برش داشته و بازی مورد علاقهی من رو استارت زده😁
فارسی

خب
متاسفانه بحران مواجهه با جنده ي جديد دارم
يه جنده ي مجيزگوي مدير عامل و سهامداران
چون درصد از فروش ميگيره و با سيستم سنتي شركت زيادي اوكيه. چون اگه سيستم اوكي شه،
دستاورداي ايشون ديگه عملا دستاورد نيست و همه ي كارامديش بخاطر سبك اداره ي سنتي-خانوادگي شركت و كارخونه س
بخدا ميخواستم باهاش همراهي كنم
حواسم بش باشه
و اتفاقا فضايي ايجاد كنم كه لاين جديد درامدي باهاش بزنم
شمشيرو با نگاه اول از رو بست
انقد تو گارد بود كه مستقيم تو صورت من نميتونست نگاه كنه
و خب …خطا كرد ديگه
متاسفانه اطلاع نداره قراره من كجاي سازمان وايسم
و بايد كجا وايسه
وضعيت عجيبيه
فارسی
♟️MedMod nag-retweet

تاریخِ مکتوبی که به ایرانِ پادشاهی، زیر نام میراثِ فرهنگی ما ایرانیان گواهی میدهد.
قریبِ به نُه قرن پیش، چکامه سرایی خوش قریحه از گنجه، دیوان های شعر پارسی خود را به ما ایرانیان عرضه داشت و در آنان از خسرو و شیرین، شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون و... سخن به میان آورد و روایتگر عشق و دلدادگی و استحاله در دیگری شد. نامش بود نظامی گنجوی .
در گوشه ای دیگر از سرزمین هزار دستان ( ایرانِ بزرگ پادشاهی ) و به طور همزمان، روایتگر و داستان سرایی زبردست از دیار ملطیه به نام غازی ملطیوی ، نگارش دفتری به زبان شیوای پارسی دَری را اهتمام ورزید که خود نگارش دیگرگونی بود از مرزبان نامه که اصل آن به فارسی طبری بود .
فرسنگ ها دورتر ، در دیار فغان و عندلیبانِ خوش الحان ، در شهر هرات، دانشنامه ای در پارسی به قلم توانای دانشمندی از کشور مرز پرگهر ، و کوچیده از دیار طبرستان به فَغانستان، به رشته تحریر در آمد که تا به امروز مایه فخر و مباهات ما ایرانیان بوده و خواهد بود. نام نگارنده این دانشنامه امام فخر رازی بود و از زمره شوریدگان و عاشقان دانستن و کند و کاو.
و از این دست مشاهیر و مفاخر چه بسیار در تاریخ پر افتخار این مرز و بوم که همگی به یک زبان سخن میگفتند و چه مُکَلّف و شیوا .
از بکران خراسانی در خوارزم با دفتری زیر نام جهان نامه تا رودکی و سُغدی و حنظله بادقیسی و اثیرالدین اخسیکتی از دیاران ایرانزمین.
و این مفاخر و بزرگان عرصهء ادب و علم و دانش، بی آنکه در خطه ای در مجاورت هم بوده باشند، چنین آثار بی همتا و شاهانه ای را از خود برای ما به یادگار گذاشتند و همه به یک زبان.
و امروز ، همه آن آثار و نامورانی که کمر همت بستند تا شاهنامه ها را بیافرینند ( شاهنامه به معنای داستان بی همتا و منحصر به فرد و نه نامهء شاه یا کتاب شاه ) همه و همه معرف و شناسهء هویتِ ما ایرانیانند در قالبِ میراث فرهنگی این مُلک و ملت.
میراث فرهنگی که سرچشمه بودن و باشندگی خود را از هویتی ملی، برگرفته از سرزمین و زبانی شاهانه زیر نام ایران و زبان پارسی از یک سو، و تاریخ و فرهنگ پادشاهی آن میگیرد.
و اینان ( سه عنصرِ ایران، زبان پارسی و نظام شاهنشاهی )، همان ریشه و عنصر ذاتی هویت ملی ما ایرانیان است که در جای جای آثار ادب و تاریخ این مرز و بوم، همچون ستاره ای درخشان میدرخشند.
عنصر ذاتی و هویت ملی ایی که تار و پودش ایران است و نقش برجسته ای بِنام ، به نام شاهنشاهی بر آن نقش بسته.
و امروز ، ایران خورشیدی تابان دارد.
"رضا شاه دوم"
او میراث فرهنگی و تاریخی همه ما ایرانیان است که از دل تاریخ میآید و فَرّ شاهنشهی را نمایندگی میکند.
بر ما ایرانیان است که از این دُردانهء خرگاه پادشاهی پیروی، حمایت و پاسداری کنیم، اگر که دل در گرو ایران داریم.
در ادامه پُست روبرو، قطعه ای در دستگاه چهارگاه ( گوشهء حصار ) با آواز عالیم قاسیم اف را به اشتراک میگذارم.
این قطعه خود نمایانگر آن است که زبان شیوای پارسی چگونه در تار و پود فرهنگ و ادب همه سرزمینهای ایران بزرگ ریشه دوانیده بود و هم اینک نیز مردمان قفقاز جنوبی و آران در گوشه و کنار این دیار جدا مانده از مام وطن ( ایران ) به فارسی سخن میگویند.
پس از آوازی کوتاه به زبان ترکی آذری ( شعری از محمد فضولی )، شاهد سُرایش چکامه زیر به زبان پارسی دری هستیم که خود به زیبایی در وصف خورشید تابان ما ایرانیان است
" رضا شاه دوم "
آنکس که بنگرد به مَهِ سرو قامتم
دیگر نمیکند به حقیقت، ملامتم
بر بادهء طهور مرا احتیاج نیست
مست و خمار بادهء جامِ محبتم
پاینده ایران
#جاویدشاه
#KingRezaPahlavi
فارسی

@LiberdadeMulher ای کاش برنمیگشتیم، ای کاش نت وصل نمیشد
برا مبارزهمون ناامید نیستما اصلا
ولی ما کلی زور زدیم، زجر کشیدیم حداقل برا بچههامون حالمون رو ظاهری بهتر کنیم بعد دی ماه
باز نت وصل شد، تصاویر دیده میشه
اقتصاد وحشتاکه، مردم زجه میزنن
باز یه چشممون خون شد یه چشممون اشک 😭😭😭
فارسی

@arcene1987 میدونم
چه فرقی داره، الان من یه مدتی هست حالم بهتره، من بیشتر مینویسم برات
این نیز بگذرد مثل همهی موقعیتهای خوب و بد دیگه برات
فارسی

@antarmedmod اوهوم
انصافا
ببخش که کم ازت خبر میگیرم. میدونم.
زندگی ایجاب کرده
ولی امیدوارم همیشه حالت خوب باشه حامد
فارسی

آیدا رو خیلی دوست دارم
یه جنم خوبی توش روز اول دیدم
که آوردمش پیش خودم
روز اول گفت واسم مهمه فقط با شما کار کنم
بش گفتم میسازمت
دوسال دیگه بقیه میخوان با تو کار کنن ولی کارکردن با من آسون نیست
گفت هیچی کم نمیذارم
مدیر قبلیش زنگ زد زیرابشو زد گفت خنگه و گیج
گفتم هرچی هس بیخ ریش من. مال من.
هوششو بو کشیده بودم
۹ ماهه پیش خودمه، واس خودش یه پا مدیر شده
تا کلمات منو با بقیه گوش میده نوت برمیداره
بچم زیراکس خودم داره میشه
حقوق امسالشو دوبرابر کردم. براش بازم برنامه دارم
حکم قاطع دادم تو شرکت و بیرون شرکت که حرفش همون حرف منه. باید گوش کنن حرفشو
بچم تیپش هم خانوم و شیک و حرفه ای شده
زیبا… باهوش… کاربلد…
امروز اصرار کرد که یه قهوه منو مهمون کنه
حالم خوب نبود. گوش کردم همراش بیام ولی.
نشست گفت
اون روزا بهم فشار میاوردی، دعوام میکردی
گریه میکردم میگفتم داره چقد سخت میگیره
الان میبینم کسی بهم حرف میزنه چیکار میکنی
میخواستم بگم من میبینم چقد زحمتمو کشیدی. از امروزم خیلی خوشحالم
تو دلم ذوق کردم. برگ گلم نشسته بود داشت قدردانی میکرد🙂
نتونستم بغلش نکنم
بغضی شدم واقعا
شاید اگه بچه ای میداشتم اینقد لذت نمیبردم
متوجه شدم که،
من برای اینکار ساخته شدم
که زمین بایر بگیرم
شخمش بزنم
بذر بکارم
و از آباد شدنش لذت ببرم.
مطمئنم رسالتم همینه
با این تلنت به دنیا اومدم
🌘
فارسی

@hambastegi تمام چیزایی که گفتی توی همون ای ایران جمع هست
ترانه ذاتش عاشقانه و حماسی و...هست،برا همین توی دستگاه دشتی نمیشد ترانه درست کرد و نکرده بودند و نکردهاند
ذات دستگاه دشتی هم سوز و گدازه، البته نه از نوع فراق
تنها ترانهی در دستگاه دشتی همین ایایران هست
حالا ببین جمع حرفا هست یا نه
فارسی

توی فرهنگ و ریشههای تاریخی ایرانی، در طیِ هزاران سال و هکتار و گوناگونی، یه چیزایِ خاصی تویِ وجودمون بوجود اومده که هیچ جا و جورِ دیگهایش موجود نیست!
چیزایی که میکسِش هم کرشمه میسازه هم رِتروسارو، هم آیریلیق، هم برگِخزان هم ایایران!!! و حتی شاید خودِ مفهومِ کاریزما!
چیزایی تویِ مایههای مخلوطی از ناز و عشوه و ظرافت و کرشمه و شیطنت و شوخی و خلاقیت و رهایی و شرف و شجاعت و پهلوانی و قهرمانی و پایندگی و پیروزی ایرانی، که هرچیزی از فیلترِ میکسِشون رد بشه میشه یه شاهکارِ هنری!
و بَه بِه این شاهکارِ هنری!!!
شاهکار بود عزیزم!!!
شاهکاری!!!
#تنها_نیستی
#ایران_را_پس_میگیریم
یعنی آب دستتونه بزارید زمین، اینو هم گوش کنید، هم منتشر و همگانی!!! 👇🏼👇🏼👇🏼

Pink4IRAN ♛ ✡︎@pink4iran
🎧”Retro Sorrow” is out 🫦 open.spotify.com/album/2GLPZii1…
فارسی

يك ماهه كه دارم اين توييت رو مينويسم و بالاخره امروز بختش باز شد كه با شما به اشتراك بذارمش،
يك قصه از پدربزرگم هست كه اين روزها و اين برهه از تاريخ ايران، بيشتر از هر زمان ديگه اى منو به يادش ميندازه، اينجا مينويسم شايد كه براى شما هم خوندنش خالى از لطف نباشه:
يك خياطى بود كه مدتها بود كارش كساد بود. يه روز صبح كه ميره دخل و باز ميكنه ميبينه كه اون متر فلزى اندازه گيريش كج شده، و با خودش ميگه اين نشونه ى خوبى نيست. بايد برم دنبال شانسم و بيدارش كنم تا زندگيم سروسامونى بگيره.
سر راه كه داشت ميرفت، يه شيرى ميبينه كه مريض و بيحال يه گوشه اى نشسته بود ازش ميپرسه كجا دارى ميرى؟ ميگه دارم ميرم به سرزمين بخت و اقبال ها تا شانسم رو بيدار كنم، شير بهش ميگه قربون دستت بيزحمت وقتى رسيدى اونجا، شانس منو هم پيدا كن و ازش بپرس كه اين سردردى كه منو از پا در آورده، چاره ش چيه؟ و مرد خياط به شير قول ميده كه راه حل درمان سردردش رو از شانسش بپرسه
به مسير ادامه ميده و اين بار سر راهش ميرسه به يك شهرى كه بسيار آباد بود، ميره اونجا تا يكم استراحت كنه و ميبينه كه مردم شهر همه غمگين اند، علت رو جويا ميشه و ميفهمه كه دختر حاكم مريضه. ميره در قصر و اونجا متوجه ميشه كه وزير حاكم قرار بوده با دخترش ازدواج كنه ولى خيانتكار از آب در اومده و فرار كرده. حاكم از خياط ميپرسه كه چطور به شهر ما رسيدى؟ ميگه دارم ميرم به سرزمين بخت و اقبال ها تا شانسم رو بيدار كنم. حاكم ازش خواهش ميكنه كه وقتى رسيدى به سرزمين اقبال ها، از بخت ما هم بپرس كه چاره ى علاج بيمارى دختر من چى هست. خياط به حاكم قول ميده كه جواب سوالش رو پيدا كنه و به راهش ادامه ميده.
اين بار سر راه يك درخت بزرگ و تنومندى ميبينه و ميره كه زير سايه ش استراحتى كنه، و وقتى كه به درخت تكيه ميده ناگهان درخت شروع ميكنه به حرف زدن، ازش ميپرسه اينجا چيكار ميكنى؟ ميگه دارم ميرم به سرزمين بخت و اقبال ها تا شانسم رو بيدار كنم. درخت ميگه چه خوب كه تو رو ديدم، من سالهاست كه با اين همه شاخ و برگ انبوهم، حتى يك دونه ميوه هم ندادم، اگر به سرزمين اقبال ها رسيدى از بخت من هم بپرس كه چه رازى هست كه مانع از بارور شدن من ميشه، و خياط بهش قول ميده كه جوابش رو بياره.
به راه ادامه ميده تا بالاخره ميرسه به مقصد، در اونجا كلى آدم ميبينه كه اومده بودن تا سراغ بخت و اقبالشون، بعد از كلى گشتن بالاخره شانس خودش رو كه شبيه به خودش بود (چيزى شبيه به يك همزاد) پيدا ميكنه، و ميبينه كه ايستاده كمرش خم شده و به خواب عميقى فرو رفته، عصبانى ميشه و بيدارش ميكنه و ميگه چرا گرفتى خوابيدى؟ زندگى من خراب شده بعد تو اينجا با خيالت راحت خوابيدى؟
شانس ازش معذرت خواهى ميكنه و بهش ميگه برو پى زندگيت و خيالت راحت باشه، من از همين لحظه ببعد ديگه چشم روى هم نميذارم و شبانه روز بيدار و هوشيارم و مطمئن باش كه از حالا بخت و اقبال يار توست.
ادامه در منشن…

فارسی

@butterflyworks5 @AsHediyeh شما شبیه این شدین ما خود اینیم مه 😂😂😂
کی بدبختره نیستا حرفم
چون از روز اول هم میدونستیم، هرچی به ساعت صفر نزدیکتر بشیم، فشار رومون بیشتر میشه و ممکنه فروپاشی کامل برامون اتفاق بیافته، ولی خب راه گریزی نیست برای ایندگانمون و اینده وطن
ما روی بهتر شدن خودمون حسابی وا نکرده بودیم
فارسی

@antarmedmod @AsHediyeh ديگه خيلى هم فرقى نميكنه با چه لحنى جواب شما خونده بشه،
ممنون ازت 🙏🏻
Tshirt-for-Iran@butterflyworks5
بينهايت از شما سپاسگذارم كه طى يك سال اخير، ما را به اين حال رسانديد.
فارسی

@butterflyworks5 @AsHediyeh من همهی اینا رو دارم دوستانه و همدلانه میگم، ولی ظاهرا با عصبانیت خونده میشه
فارسی

@butterflyworks5 @AsHediyeh کلا ظاهرا اتفاقای بیرون انقدر فشار اورده بهتون که همون جملهی چرا نامیدین دلسوزانه و بعدش ما وقت نمیکنیم صادقانه بعد از اون مدل جواب دادنتون باعث شده با لحن بد بخونین
یه کم به مردم داخل بیشتر اعتماد داشته باشین، ارومتر میشین
به وقتش ادامهی کارامون رو درست انجام میدیم 🙏
فارسی

@firstzorba1 اره، خبر رسمی از خبرگزاریهای دولتی یا حتی یه بخشی از سپاه میاد، تسنیم یهو میاد میگه اون خبرگزاری اشتباه خبر زده
اینکه مثلا فارس و تسنیم دو واکنش مخالف بدن، خیلیه
اختلاف در ملا عامه
در حد حصر خانگی هم دارن میرن جلو
فارسی

@Kamangir_133 از روز اول حرفمون همین بود
میگفتیم، در مقطع تاریخی هستیم که منفعت برد در جنگ سرد اقتصادی آینده گروه آمریکا در مقابل گروه چین، با منفعت ما هم راستا شده
هم این منفعت اقتصادی هم یک منفعت سیاسی اینده راست وطنپرست غیرفاشیست نوظهور
عزیزان کرامت پیدا میکنن یهو و ظاهرا کشف حدید میکنن
فارسی

@butterflyworks5 @AsHediyeh پس به خودتون حق میدین که تهاجمی برخورد کنین،چون فقط شمایید که میفهمید و حرص میخورین
یادتون بیاد حرفای ۴ سال پیشمون رو سر طول کشیدن و سخت بودن تغییر بیشتر از چیزی که فکر میکردین که همینجوری متهم به ناامید کردن بقیه میشدیم
یه درصد بذارین به درستی حرفای مای داخل، کنار ۹۹ درصد خودتون
فارسی

@butterflyworks5 @AsHediyeh وقتی جواب صادقانهی من رو قهوهای کردن میبینین،باید شک کرد که حرف اولیهی خودتون پس از همین قبیل بوده
پس به خودم حق میدم که بگم به دعواهاتون برسین
انقدر در جو مسمومی که اونور عامدانه براتون ساختن غرق شدین که احساس میکنید چیزی رو متوجه میشین که ماها و بقیهی عقلمون نمیرسه،
فارسی

@butterflyworks5 @AsHediyeh که من ظاهرا اشتباها دلسوزانه خوندمش و خواستم بگم به فضاسازی بیرون توجه نکنین اگه فکر میکنین کار اخر رو باید داخل انجام بدن و تصمیم اخر رو مردم اگر وسط باشن، خودشون میتونن بگیرن
شما به همون دعواهاتون بپردازین، ممنون 🙏
فارسی

@butterflyworks5 @AsHediyeh کدوم قهوهای، من بدبختی روال معمول زندگیمون رو گفتم
گیگی یک تومن پول نت میدیم، نمیتونیم به بقیهی چیزا بپردازیم، برا همین اخبار جهانیتر رو فقط میتونیم پیگیر باشیم
احتمالا پس متن اولیهی خودتون تهاجمی بود که جواب صادقانه من و توصیف فضای فکری داخلم رو متعاقبش اونجوری خوندین
فارسی



