از خودم میترسم، بیشتر از هرچیز دیگری. این منِ توجیهگر قادر است هر میزان از شقاوت و خودخواهی را به زیبایی رنگآمیزی کند و محقانه به من بپذیراند.
در هر گوشه و کنار گذشتهام این موضوع دیده میشود.
همهی گناههای گذشتهام رو پذیرفتهام و به مراتب آدم بهتری ام.
فقط به واسطهی این پذیرش صادقانه است که میتوانم با خودم آشتی کنم و از جهنم درونم خارج بشم.