@PrisonerN11 فقط میدونم با تمام توان و جونی که توی بدنم بود چیزی که خواستارش بودم رو فریاد زدم و تا اخرین لحظه به هرکسی که دیدم وضعیت خوبی نداره کمک کردم
از الان به بعد ام همینه و این حجم از انرژی، قدرت و شجاعت فقط با فراخوانی دوباره برمیگرده که باز بریم بجنگیم.
توی عکسها و فیلمهای دیماه توی گوشیم داشتم نگاه میکردم، رسیدم به این عکسه؛ اینجا اولین لحظههای دور هم جمع شدن بچهها توی ۱۸ دی بود، من خیلی حواسم به این آدم بود چون حس کردم که از همه بیشتر عصبیه، تنهایی رفت جلوتر و شروع کرد به کندن این تابلو، نه از کسی کمک خواست نه اصلا توجهی میکرد که مثلا جلوتر یگانهای موتوری مسلح ایستادن، فکر کنم ده یا پونزده دقیقهای طول کشید تا تونست از توی بتن درش بیاره، جالب اینکه اصلا خسته هم نمیشد، اینگار که انرژیشو از یه قدرت ماورایی گرفته بود، تابلو رو گذاشت روی شونهش و آورد انداخت روی زمین، یه #جاویدشاه بلند گفت و برگشت رو به ماها و گفت جان مادرتون فقط نترسید، چه شجاعتی داشتی تو واقعا، چقدر باشکوه بودی تو پسر، هموطن قهرمانم
@PrisonerN11 من صدام بلند نیست اصلا داد بزنم سرفهم میگیره حتی زورمم کمه ولی اون شبا نمیدونم با چه قدرتی اولین نفر با رسا ترین صدا شعار میدادم و همه تکرار میکردن
نمیدونم با چه زوری کاشی هارو میشکستم تابلو هارو میکندم میرفتم بالا بلندی داد میزدم سطل زباله هارو میکشوندم وسط خیابون. نمیدونم..