سرویس مدرسه روستای تختملک در منطقه نیکشهر دوباره راه افتاد و بچهها به مدرسه رسیدن. این روستای کوهستانی و ۷۰ دانش آموز متوسطه، پارسال، به لطف مردم خوب ایران صاحب سرویس مدرسه شدن و خیلی از مشکلات جابه جایی بچهها برطرف شد. گرچه که این روستا در صف ساخت مدرسه متوسطه هم هست.
نیت کنین ببینم بله هست یا خیر💗🔮
برای انرژیخوانی های کلی و تک نیت شخصی با توضیح تلگرام ناشناس یا به آیدی زیر پیام بدین
توی تلگرام یا بله یا روبیکا:
@kikibzr
حضور سه روزه ما در شهر کتاب مرکزی به اتمام رسید و کلی آدم نازنین دیدیم و محصولاتمون به خونه کلی افراد جدید رفت.
سپاس خیلی خیلی زیاد از مجموعه شهر کتاب مرکزی عزیز که حسابی هوامون رو داشتن.
چراغ دلتون روشن که چراغ کارگاههای روستایی رو روشن نگه داشتید.
«فقط ایرانی بودن کافی نیست، ایرانیبودن مهمه ولی بار بزرگیست بر دوش ما. ما با آنچه میسازیم، ایرانی هستیم؛ یعنی زبان، خاطره، فرهنگ، هویت.»
- بهرام بیضایی.
هر حیوان که از دور دیدی و ندانستی
سگ و گرگ است یا آهو،
ببین رو به کدام سو دارد؛
به سمتِ مرغزار و سبزینه یا لاشه و استخوان؟
آدمی را نیز چون نشناسی،
ببین به کدام سوی میرود.
• مجالس سبعه ؛ مولانا
#همایون_صنعتیزاده [در مصاحبه با سیروس علینژاد] میگوید: «معنا نداشت ایران چاپخانههایی بزرگ چون افست (برساخته خودش بود) داشته باشد و ناشرانی نامور اما کاغذ نداشته باشد»
تأسیس کارخانه #کاغذ_پارس توسط او چنین رقم خورد و مادهاش تفاله نیشکر (باگاس) که سوزانده میشد و هدر میرفت.
یک بار در کمیسیون تلفیق بودجه، با کلی مستندات علیه یکی از ردیفهای بودجه، برای سایر اعضا توضیح دادم که چرا باید از لایحه بودجه حذف بشه. عرض کردم که در صورت تصویب این ردیف، بنده حتی میدونم چه کسی برنده مناقصهاش میشه و قرارداد این ردیف رو میبنده. مستندات رو شبیه کلاس درس با سوابق و ارقام برای همهشون ساده سازی کردم که متوجه بشن، و شدن و حتی تایید کردن که درست میگم؛ کلی هم تعریف و تمجید کردن که این میزان به لایحه بودجه و سوابق ردیفهای اون مسلطم.
خلاصه رفتیم توی رایگیری و در ناباوری همه به اون ردیف رای مثبت دادن؛ تنها رای منفی خودم بودم. از دوتای بغل دستیم که کلی هم موقع توضیحات بنده، بهبه و چهچه کرده بودند پرسیدم چی شد که رای مثبت دادید؟! گفتن رئیس کمیسیون مربوط به اون ردیف ناراحت میشد رای ندیم. عرض کردم اینها پول مردمه، چرا باید اینطور باهاش رفتار کنید؟! خلاصه هیچ پاسخی جز شرمندگی ظاهری نداشتن.
اون ردیف به صحن علنی رفت و مصوب شد و دقیقا همون فرد قرارداد بست.
این اتفاق چندین بار هم بیرون از ایران برام افتاده، علیرغم عدم تمایلم به ارتباطگیری با افراد در بیرون ایران، چندین بار پیش اومده که فردی پیام داده و سوالی پرسیده و بنده هم براش توضیح دادم و سی ثانیه نشده که دیدم درست برعکس چیزی که در مکالمه گفته در شبکه اجتماعی رفتار میکنه.
این ظلم رو به خودتون نکنید؛ نه اون اعضای کمیسیون هرگز دارای شان و منزلت شخصی شدن و نه شما با این روش میشید. وگرنه بنده حتی از نحوه پیام دادن افراد، دیگه متوجه میشم تقریبا چیه داستان، اما به حرمت شخصیتتون پاسخ میدم.
پرستیژ و شخصیت آدمی رو فراتر از همه اصول بذارید، به خودتون رحم کنید.
#بمیرم_برات_ایران
◀️زنانی که محصول را میچیند، با سفره های خالی
در سپیدهدم، پیش از آنکه آفتاب بالا بیاید، زنان کارگر مزارع و باغات ایران، در دشتهای خوزستان، باغهای چای گیلان، مزارع زعفران خراسان، و کارخانههای فرآوری مواد غذایی حومه شهرها،کار خود را آغاز میکنند. دستهایشان زمین و محصول را میشناسند، اما قانون، اغلب آنها را نمیشناسد.
✅️قراردادی که وجود ندارد
بخش بزرگی از این زنان بدون هیچ قرارداد رسمی کار میکنند. توافق شفاهی، مزد روزانه نقدی، و هیچ سندی که اثبات کند اینجا بودهاند. فصل که تمام میشود، رابطه کاری هم تمام میشود، بدون بیمه، بدون حق بیکاری، بدون حق بازنشستگی. آنها نه اخراج میشوند، چون استخدام هم نشدهاند. فقط «دیگر کار نیست.»
در کارخانههای صنایع غذایی وضع اندکی متفاوت اما به همان اندازه شکننده است. قراردادهای یک تا سهماهه که بارها تمدید میشوند، اما هیچگاه به قرارداد دائم تبدیل نمیشوند، ترفندی آشنا برای فرار کارفرما از تعهدات قانونی.
✅️ درآمدی که کفاف نمیدهد
دستمزد این زنان در بسیاری از موارد زیر حداقل دستمزد رسمی است و حداقل دستمزد رسمی خود نیز سالهاست که از تورم عقب مانده. زنی که تمام روز خم میشود و بلند میشود تا محصول بچیند، شب به خانهای برمیگردد که شاید همان محصول را نتواند بخرد. این تناقض تلخ، واقعیت روزمره میلیونها زن در روستاها و حومههای شهری ایران است.
✅️ رنج جسمی که دیده نمیشود
کار کشاورزی بر بدن زنان اثر میگذارد به شکلی که آمار بهندرت ثبتش میکند. کمردرد مزمن، آسیبهای مفصلی، مسمومیتهای پنهان از سموم کشاورزی، و کار در گرمای شدید تابستان یا سرمای زمستان — بدون هیچ تجهیزات ایمنی. و اگر بیمار شوند؟ اغلب هزینه درمان از جیب خودشان است، اگر اصلاً به درمان دسترسی داشته باشند.
✅️تغییر اقلیم؛ بار اضافه بر دوش زنان
خشکسالیهای پیدرپی، کاهش آب رودخانهها، و تغییر الگوی فصلها، کار فصلی را بیثباتتر از همیشه کرده است. وقتی محصول به خاطر کمآبی یا گرمای غیرعادی از بین میرود، اولین کسانی که کار را از دست میدهند همین زنان فصلی هستند. تغییر اقلیم برای آنها یک بحران انتزاعی نیست . یعنی این فصل هم کار نیست.
✅️فقر ساختاری، نه تنبلی فردی
آنچه این زنان تجربه میکنند نتیجه ضعف فردی نیست؛ محصول یک ساختار است، ساختاری که کار غیررسمی را عادیسازی کرده، حمایت اجتماعی از زنان روستایی را ناکافی گذاشته، و نگاهی به کشاورزی بهعنوان بخشی «کماهمیت» دارد. فقر در این خانوادهها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، نه از سر تقدیر، بلکه از سر نبود راه خروج.
این زنان ستون خاموش امنیت غذایی کشورند. دیده شدنشان کمترین چیزی است که میتوان برایشان کرد.
چند وقت پیش تو یه جا دیدم دوباره بنر کتیبهی شاهپور اول رو زدن
زیرشم چقدر چرت نوشتن از اینکه امپراطور #والرین جلوش زانو زده😁
واقعیت اینه
اونی که جلوی شاپور زانو زده، والرین نیست و #فیلیپعربه، بنر زدن نمیرن حداقل اصل داستانو بخونن
اونی که شاهپور، مچ دستش رو گرفته، اون والریانوسه. و گرفتن مچ دستش، نماد اسارته.
اصلا وقتی گوردیانوس کشته شد، «ژولیانوس فیلیپوس»، مشهور به «فیلیپ عرب» جنگ خاصی نکرد، بلکه معاهده خفتبار امضا کرد
بعدها والریانوس از پیروزیهای شاهپور شاکی شده بود...
به شاپور نامه زد گفت همونجا وایسا دارم میام که نابودت کنم
بندهخدا بدقولی نکردآ...، اومد... ولی اسیر شد 😐😁
خودش و سناتورهاش و طلاهاش و خدم و حشم با وضع فضاحت باری اسیر شاهپور اول شدن.
یعنی شاهپور، گوردیانوس رو مثل حضرت اغا کتلت کرد
فیلیپ عرب معاهده خفت بار امضا کرد
والریانوس تا آخر عمرش اسیر شد
------
پ.ن: شاهپور روی سکههاش میزد، منم شاهپور شاهنشاه که #تخمه از خدایان دارد.
تخمهش رو نمیدونم، ولی بزرگوار واقعا تخم داشت، سه تا امپراطور روم رو بدبخت کرد
@AzamBahrami بخش عمده مصرف زعفران جهانی، در لوازم آرایشی و بهداشتی و کلا صنعتی هست، این تکرار بحث بسته بندی خیلی در تقاضای کل تاثیری نداره و مصرف خانگی جهانی ناچیز هست، تکنولوژی تولید محصول نهایی باید وجود می داشت که نداره
كار زعفران چيني در خراسان جنوبي بيش از ٩٠% توسط زنان انجام ميشود. برای بدست آوردن یک کیلوگرم زعفران خشک به ۱۱۰،۰۰۰ تا ۱۷۰۰۰۰ گل زعفران نیازست. یک #کارگر باید ۴۰ ساعت کار کند تا ۱۵۰۰۰۰ گل را بچیند. زعفران در اروپا از طلا گرانتر است .نصيب اين كارگران فصلی كار موقت است بدون بيمه و بازنشستگی. زعفران تنها یک نمونه از بیشمار خام فروشی ایران است . بدون فراوری و افزودن به ارزش محصول. ایران که زمانی مهمترین تولید کننده زعفران جهان بود حتی صنعت بسته بندی مناسبی برای این محصول ندارد. بخش مهمی از رنج و زحمت کشاورزان هرگز نتیجه کافی نمیدهد بدلیل فقدان دانش و تکنولوژی بالا بردن بازدهی زمین بدون اسیب به منابع اب و خاک و بخش دیگر برای فروش خام محصولات به کمترین قیمت است.
#روز_جهانی_کارگر