N.!.M.A

6.3K posts

N.!.M.A banner
N.!.M.A

N.!.M.A

@Firemanzy

ایــــــــــــــران #ستایش‌شفیعی I proudly hate Islam 🇮🇱🇮🇷

加入时间 Aralık 2021
55 关注249 粉丝
置顶推文
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
اگه بعد از مرگ یه دنیای دیگه وجود داشته باشه واقعا ترسناکه این که هیچ گریزی از "بودن" وجود نداشته باشه واقعا منو می‌ترسونه.
فارسی
4
0
46
21K
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
People of the world, You all need to know what Islam really is. Pure darkness, chaos, rape, lies, and death… Don’t trust their innocent-looking faces. They are masters of distorting narratives and manipulating your emotions. Look wherever they are and wherever they go; destruction and plunder begin. Protect your homeland and your families from their foul presence.
English
0
0
0
13
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
@InsiderWorld_1 Not only fuck you and Palestine, but fuck Islam too، BITCH.
English
0
0
1
12
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
جالبه بدونید چند روز دیگه حضرت زینب سوار بر اسب شِمر راهیِ کاخ یزید میشه؛ و اونجا یزید با شراب و یک تختِ کینگ سایز با رو تختی و ملحفه‌های سفید و گل‌های پَرپَر شده‌ی رُز انتظارش رو میکشه… #محرم
فارسی
0
0
2
47
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
وطن را خیلی‌ها دوست دارند، اما بعضی‌ها دیگر خودشان وطن می‌شوند. رنج هر گوشه‌ی ایـــــــران، رنج تن آن‌هاست؛ از بلندای شمال تا گرمای جنوب. چشمشان پیش از دیگران خطر را می‌بیند و جانشان پیش از دیگران به میدان می‌رود. این‌ها همان آدم‌هایی هستند که میان مرگ و ایـــــــران می‌ایستند. #الیناحجتی، بیست‌وسه‌ساله، از تهران، در ۱۸ دی‌ماه شانه‌به‌شانه هم‌وطنانش به خیابان آمد تا بگوید نگران ایران است، اما سهم او گلوله‌ای جنگی بود. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما جان جوانش بیش از یک روز دوام نیاورد. پیکرش را به کهریزک انتقال دادند و پس از سه روز، خانواده‌اش او را از میان هزاران پیکر بی‌جان یافتند. #IranMassacre‌ #الیناحجتی
N.!.M.A tweet media
فارسی
0
0
3
121
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
@amkiani موجودات حقیقتا کودن، بی‌شعور و مادرقحبه‌اید!
فارسی
0
1
4
27
رَهگُذَر…🎒
+شمام علی‌الاصول نظر دیگری داشتید خواهر؟ -بله برادر +پس بعد محرم و صفر با خونواده مزاحم می‌شیم سرِ علی‌المهر المعلوم صحبت کنیم
رَهگُذَر…🎒 tweet media
فارسی
92
5
236
11K
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
تو این پنجاه سال، هر کاری از دستمون بر اومد کردیم تا کشورمون و آزادی‌مون رو از چنگ این حکومت جنایتکارِ اسلامی پس بگیریم. هر بار از یه راه رفتیم، هر بار هم جوابمون گلوله بود، زندان بود و اعدام. آخرین بار هم دی‌ماه؛ فقط کشتار بود و قتل‌عام… همیشه براتون از حیوانات مذهبی و تبدیل شدنشون به قاتلان کم هزینه برای حکومت اسلامی گفتم؛ از بسیجی و سپاهی که دشمن معلوم ما هستن، تکلیفمون هم باهاشون روشنه؛ بینمون دریایی از خون فاصله‌ست و انتقام تنها راه مونده برای ما بازماندها. ولی یه عده دیگه هم هستن که از اون چهارپاهای تروریست برای این حکومت مفیدترن؛ نه چون حقوق می‌گیرن، نه چون دستور می‌گیرن، فقط چون فکر نمی‌کنن. به این عکس‌ها خوب نگاه کن. از توی این عکس‌ها بوی ابتذال میاد؛ بوی تعفن، میدونی دارم از نوع خاصی از بیشعوری صحبت می‌کنم که متعلق به این طبقه و دسته از انسان‌های سطحی‌ه، انگار زندگی برای بعضیا هیچ‌وقت از مرز لذت‌های دم‌دستی جلوتر نرفته. سقف دنیاشون یه مهمونی، یه بطری عرق مجانی، چند تا استوری و یه مسافرتِ بدون دُنگه. نه گذشته‌ای براشون مهمه، نه آینده‌ای، نه حتی خونی که هنوز روی زمین خشک نشده… #دی‌ماه! انگار اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده. همین آدم‌ها، بدون اینکه خودشون بفهمن، دقیقاً همون کاری رو می‌کنن که جمهوری اسلامی می‌خواد. حکومت لازم نداره همه طرفدارش باشن؛ فقط کافیه مردم یادشون بره. همه‌ی پروژه همینه؛ فراموشی. وقتی جامعه فراموش کنه، دیگه لازم نیست حکومت جنایتکار اسلامی خودش رو تطهیر کنه. #دی‌ماه هزاران نفر توسط جمهوری اسلامی کشته شد، میلیون‌ها نفر رو داغدار کرد و یه عده رو هم تبدیل کرد به آدم‌هایی که انگار هیچ‌وقت چیزی ندیدن. بدبختی ما فقط قاتلا نیستن؛ بدبختی ما، حافظه‌ایه که انقدر ارزون از دست میره. #‌محرم #احمق‌پارتی
N.!.M.A tweet mediaN.!.M.A tweet media
فارسی
0
0
7
75
N.!.M.A 已转推
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
جمهوری جنایتکار اسلامی در مَدار نابودی‌ست. #ایـــــــران
فارسی
0
2
10
170
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
بَداندیش تو بدْرَوَد هرچه کِشت؛ جاویدنام آسیه رمضانی🖤 آسیه رمضانی، ۳۹ ساله، اهل تهران. مادری که در ۱۹ دی‌، برای آینده‌ خود و فرزندانش به خیابان آمد تا حقش را فریاد بزند اما سهمش گلوله‌ای به قلبش بود. با وجود بیماری قلبی‌ای که داشت و آگاهی از خطراتی که می‌توانست برایش پیش آید، به خیابان رفت تا به گفته‌ خودش از حقش دفاع کند و کشورش را، آزادیش را از حکومت اسلامی باز پس گیرد. به گفته‌ نزدیکانش، وارد هر جمعی که می‌شد، با خود انرژی و شادی به همراه می‌آورد. او عاشق زندگی بود. جمهوری جنایتکار اسلامی ماندنی نیست… #IranMassacre‌ #ایـــــــران #آسیه‌رمضانی
N.!.M.A tweet media
فارسی
1
8
30
289
N.!.M.A 已转推
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
با اسلحه جنگی به هر كسی كه توى خيابون بود شليک كردن، به همه. هيچكس حق نداره اين جنايت رو فراموش كنه هر روز اينو به خودتون يادآورى كنين!!
فارسی
0
14
62
1.5K
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
و اما درباره‌ی آدم‌فروش؛ اگه طبق معمول بازیِ همیشه ضعیفِ مهران مدیری رو تو هر نقشی غیر از کمدی‌های خودش بذاریم کنار، با یه فیلم آبرومند طرفیم؛ فیلمی که ذائقه‌ی مخاطب ایرانی رو خوب می‌شناسه و بلدِ چطور سرگرمش کنه و با اون حس نوستالژیک و vintageگونه تاثیر خودش رو هوشمندانه روی مخاطب بذاره. طراحی صحنه، قاب‌بندی‌ها، ریتم مناسب، دیالوگ‌های روون و فیلم‌نامه‌ای که الکی ادای پیچیدگی درنمیاره، از نقاط قوتشه. فیلم تلاش نمی‌کنه با چند تا استعاره‌ی زورکی یا ژست روشنفکری خودش رو مهم‌تر از چیزی که هست نشون بده و این، توی سینمای امروز ایران، خودش یه امتیازه. اما تعریف کردن از این چیزها کار سختی نیست. چیزی که برای من مهم‌تره، چیزهاییه که فیلم جرأت نمی‌کنه بهشون نزدیک بشه. آدم‌فروش چند بار تا آستانه‌ی یه حرف مهم میره، اما هر بار درست لحظه‌ای که باید ضربه‌ی اصلی رو بزنه، عقب می‌کشه. قصه ظرفیت اینو داشت که ریشه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی این فاجعه رو واکاوی کنه؛ اینکه آدم‌ها چطور به این نقطه می‌رسن، ترس، فقر، قدرت، جهل و ساختارهای پوسیده چطور دست به دست هم میدن… اما فیلم بیشتر نتیجه رو نشون میده تا علت رو. همین باعث میشه خیلی از اتفاق‌ها فقط روایت بشن، نه تحلیل. شخصیت‌ها تصمیم می‌گیرن، اما کمتر می‌فهمی دقیقاً چه چیزی اون‌ها رو به اون تصمیم رسونده. انگار فیلم تا چند سانتی‌متری کندنِ ریشه میره، ولی بیل رو زمین می‌ذاره و برمی‌گرده. فیلم جاهایی با سنت و خرافه درگیر میشه و حتی انگشت اتهام رو به سمت بعضی باورهای پوسیده می‌گیره، اما باز هم طبق همون عادت همیشگی سینمای ایران، نزدیک خط قرمز مذهب که میشه، ترمز می‌کنه. همون جایی که اتفاقاً می‌تونه بخشی از ریشه‌ی این ذهنیت‌ها رو توضیح بده، سکوت می‌کنه. برای همین نقدش ناقص می‌مونه؛ نه چون حرفی برای گفتن نداره، چون اجازه یا جرأت کامل گفتنش رو نداره. بزرگ‌ترین ضعف آدم‌فروش برای من همین محافظه‌کاریشه؛ نه محافظه‌کاری در ساخت، بلکه محافظه‌کاری در اعتراف. فیلم چند بار تا لبه‌ی حقیقت میره، اما قبل از اینکه پرده رو کامل کنار بزنه، خودش پرده رو دوباره می‌کشه. انگار خوب می‌دونه ریشه‌ی این زخم کجاست، اما ترجیح میده فقط شاخه‌های خشکیده رو نشون بده. فیلمی که چند بار می‌تونست اما ترجیح داد محترمانه از کنار حقیقت رد بشه؛ حقیقتی که اتفاقاً از خودِ قصه ترسناک‌تر بود.
N.!.M.A tweet media
فارسی
1
1
11
1.4K
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
بعضی آدما از زندگی رد میشن، بعضیا فقط از مرگ جا می‌مونن. از دور هر دو شبیه زنده بودنه، اما از نزدیک، یکی زندگی کرده… یکی فقط دوام آورده.
فارسی
0
0
12
497
N.!.M.A 已转推
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
جنابِ صادق خانِ هدایت میگه: آسوده باشید از این گوه‌ترها هم خواهد شد.
فارسی
0
2
8
168
N.!.M.A 已转推
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
انگار آخرین رویارویی ما، دیگر فقط دعوا بر سر بودن یا نبودن نیست؛ یک سمتِ قصه، روشنایی‌ای‌ست که هنوز نفس می‌کشد، و سمت دیگر، تاریکی‌ای که از نفس افتاده اما ول نمی‌کند. این‌بار، مسئله فقط زنده ماندن نیست، مسئله این است که کدام معنا، روی این ویرانه‌ها دوام می‌آورد. #ایـــــــران
فارسی
0
3
9
282
N.!.M.A 已转推
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
آخرین خدمتی که انسان به دنیا می‌تونه بکنه، اینه که از سر راهش کنار بره، بزرگ‌ترین چیزی که جلوی تکامل تمدن ایستاده، خودِ انسانه؛ شاید پایانِ انسان، تازه شروعِ تکامل باشه.
فارسی
0
1
6
181
N.!.M.A 已转推
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
فوتبال و جام‌جهانی که تموم بشه، برمی‌گردید به همون عشق ابدی؛ این بار حتی بدون بهونه‌ی طرفداری از تیم مقابل. انگار فقط دنبال اولین فرصت بودید که همه‌چیز رو دوباره عادی فرض کنید؛ شما فقط فراموش نکردید؛ انگار از همون اول هم قرار نبود چیزی یادتون بمونه. هر اتفاقی، هر خون، هر داغی، تا وقتی براتون مهمه که سرگرمی بعدی از راه نرسیده باشه، شما سوگوار یا خون‌خواه نبودید؛ فقط چند روز احساساتتون طغیان کرده بود. هیچ‌کس که عزیزش رو از دست داده، با سوت پایان یک مسابقه یا شروع یک سرگرمی، داغش رو زمین نمی‌ذاره. برای آدم داغدار، دنیا هیچ‌وقت به حالت قبل برنمی‌گرده؛ فقط بقیه وانمود می‌کنن که برگشته. حتی فراموشکار یا متظاهر هم نیستید؛ فقط به رذل‌ترین شکل ممکن به زندگی آویزون شدید، و بوی تعفنش تا همیشه همراهتون خواهد موند. #IranMassacre
فارسی
0
1
8
237
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
تحلیل این روزها از زاویه‌ی تحقیرِ زیستن به جبرِ ایرانی بودن، یا کاسبیِ خبر با اسم فعال سیاسی، مبارز، خبرنگار و تحلیلگرِ احوالات نخ‌نمای چهل‌وچند سال گذشته، نه کار منه، نه ادعاش رو دارم، نه سوادش رو. فقط به اشتباه فکر می‌کردم بعد از این همه مرگ، اعدام، زندان، شکنجه، سرکوب و ویرانی، هنوز چیزی به اسم حافظه‌ی جمعی بین مردم باقی مونده؛ البته مثل همیشه منظورم حیوانات حامی جمهوری اسلامی نیست. الان دقیقاً دنبال مقصرِ کدوم میراث می‌گردید؟ آمریکا؟ اسرائیل؟ یا هر اسم دیگه‌ای؟ انگار نه انگار که ریشه‌ی تمام این مصیبت‌ها بیش از چهار دهه جلوی چشمامونه. واقعاً انتظار داشتید ترامپ اون‌قدر قحبه‌زا‌ده‌ی سپاهی و بسیجی کشته باشه تا جمهوری اسلامی خودش بگه؛ دیگه تموم شد، تسلیم؟ اگر همچین تصوری داشتید، احمقید. یا فکر می‌کردید نتانیاهو اون‌قدر بمب بریزه تا حکومت اسلامی خودش از روی نقشه پاک بشه؟ یا شاید هم تصور کرده بودید ترامپ و نتانیاهو شاهزاده رو سوار هواپیما کنن، وسط میدان آزادی پیاده کنن و هم‌زمان همه‌ی عوامل جمهوری اسلامی هم مودبانه سوار همون هواپیما بشن و از کشور برن؟ اگر سیاست رو تا این حد فانتزی می‌بینید، مشکل از واقعیت نیست و هنوز احمقید. نمی‌خوام بشینم فهرست کنم این مدت چه ضربه‌هایی به بدنه‌ی جمهوری اسلامی وارد شده یا چند مهره‌ی مهمش از صحنه حذف شدن و هلاکت خودشون و خانوادهشون بگم ؛ اصل حرف من این نیست. به این تصاویر عادت نکنید. به این صداهای آروم، به این لبخندها، به این نمایشِ عادی‌سازی، به این بوی توافق و آشتی دل خوش نکنید. جمهوری اسلامی اگر فرصت پیدا کنه، مستقیم برمی‌گرده سر سفره‌تون، توی خونه‌تون، توی زندگی‌تون. دوباره برای نونتون تصمیم می‌گیره، برای لباستون تصمیم می‌گیره، برای نفس کشیدنتون تصمیم می‌گیره؛ همون‌طور که برای زندان، اعدام، سرکوب و کشتار تصمیم گرفت. فریب آرامشِ قبل از فراموشی رو نخورید. بعضی سکوت‌ها، فقط صدای گلوله‌ای هستن که هنوز شلیک نشده. بعضی لبخندها، فقط ماسکی هستن روی همون چهره‌ای که سال‌ها خون مردم رو به خودش دیده. اگر امروز می‌تونید از چند آزادیِ ظاهری حرف بزنید، اگر چند تصویر متفاوت از لب ساحل و کافه و پارتی می‌بینید، اگر چند قدم عقب‌نشینی می‌بینید، به خواب غفلت نرید. این حکومت اسلامی بارها ثابت کرده هر وقت نفس تازه کرده، دوباره همون کاری رو کرده که همیشه بلد بوده، غارت، تجاوز، تحقیر، مرگ و اعدام… دی‌ماه رو فراموش نکنید. #دی سند بود؛ سندِ اینکه این حکومت اسلامی، زیر هر لباسی، همون چهره‌ی همیشگی خودش رو داره. این کار نه با ترامپ تموم میشه، نه با نتانیاهو، نه با هیچ قدرت خارجی. اگر قراره پرونده‌ی جمهوری اسلامی بسته بشه، آخرین صفحه‌ش رو فقط مردم ایران می‌نویسن. ما از همیشه به اون روز نزدیک‌تریم؛ فقط به شرطی که حافظه‌مون رو با چند تصویر، چند تیتر امیدوارکننده و چند وعده‌ی تکراری معامله نکنیم. چون استبداد، قبل از اینکه با باتوم و گلوله برگرده، با فراموشی برمی‌گرده.
فارسی
0
1
3
123
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
دقیقاً همین تفاوتیه که من هم بهش اشاره کردم. من نگفتم موفق شده داستایوفسکی رو بازآفرینی کنه، گفتم نهایت تلاشش رو برای ساختن کاراکترهای داستایوفسکی کرده. اتفاقاً یکی از دلایلی که آخرش فیلم رو overrated دونستم همین بود. داستایوفسکی حتی وقتی سیاه‌ترین شخصیت‌هاش رو می‌نوشت، یه روزنه برای فهمیدن‌شون باقی می‌ذاشت؛ شر در آثارش از خلأ به وجود نمیاد، ریشه داره. اما پدرِ پیرپسر بیشتر یک نیروی شره تا یک انسانِ درگیر با شر. ما نتیجه رو می‌بینیم، نه مسیر شکل گرفتنش. برای همین هم می‌گم فیلم بیشتر از اینکه به داستایوفسکی برسه، ادای احترام به جهانش می‌کنه. ارجاع‌ها، حال‌وهوا و تیپ شخصیت‌ها رو گرفته، اما به پیچیدگی روان‌شناختی و لایه‌های اخلاقی آثارش نمی‌رسه.
فارسی
0
0
1
390
Spring
Spring@Springfromb612·
@Firemanzy نقد جالبیت. ولی این کارگردان نتونسته داستایوفسکی نشون بده. یکی‌از نقدایی که تو دانشگاه استاد بهش کرده بودن: شخصیت تماما سیاه، بدون نشون دادن دلیل اینکه چرا سیاهه. فقط سیاهه و هیج دلیلی برای این حجم از بدی نداره. داستایوفسکی تو اوج شخصیت سیاهش یه سفیدی میذاشت ونشون میداد چرا سیاهه
فارسی
1
0
5
477
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
بعد از دیدن فیلمش یه‌جایی چیزی نوشتم یا درباره‌ش حرف زدم، ولی چون مدت زیادی گذشته، دوست ندارم صرفاً با حافظه و کلی‌گویی قضاوتش کنم. حتماً دوباره می‌بینمش و بعد مفصل‌تر درباره‌ش می‌نویسم. اما اگر بخوام همین الان و فقط بر اساس چیزی که یادمه یه برداشت کوتاه بگم؛ پیرپسر برای من بیش از هر چیز، تلاشی تمام عیار بود برای جون دادن به جهانِ شخصیت‌های داستایوفسکی. انگار فیلمساز دلش می‌خواسته آدم‌هایی رو که سال‌ها فقط روی کاغذ نفس کشیده‌ان، این بار توی قاب سینما راه ببره. شخصیت زن اغواگر، بی‌اختیار من رو یاد ترکیب شخصیت‌های زنِ رمان‌هاش با ذهنی پریشان و عواطفی که هیچ‌وقت به تعادل نمی‌رسن انداخت. پدر، انگار مستقیم از دل برادران کارامازوف بیرون اومده بود؛ شخصیتی که نه صرفاً شرور، بلکه فاسد، تهوع‌آور و در عین حال کاملاً باورپذیر بود. حامد بهداد هم برای من ترکیبی بود از معصومیتِ پرنس میشکین در ابله و زخم‌خوردگیِ ایوان پتروویچ (وانیا) در آزردگان. با این حال، هرچقدر فیلم در ساختن اتمسفر و جزئیات وسواس به خرج داده، بعضی جاها انگار از خودش جا می‌مونه. بزرگ‌ترینش رابطه‌ی دختر و پسره؛ عشقی که بیشتر شبیه یک ضرورت فیلمنامه بود تا نتیجه‌ی طبیعیِ زیستن دو شخصیت کنار هم. قرار بود باورش کنم، اما فیلم فرصت باور کردنش رو ازم گرفت با اینکه زمان کافی برای بیانش داشت. از نظر سینمایی، فیلم پر از جزئیاتیه که آدم از دیدنش لذت می‌بره. میزانسن‌ها، حرکت دوربین، انتخاب لوکیشن، قاب‌بندی‌ها، کتاب‌ها، تابلوها و حتی بعضی دیالوگ‌ها، با وسواس کنار هم چیده شدن. این‌ها چیزهایی نیست که اتفاقی از آب دراومده باشه؛ معلومه ساعت‌ها براش فکر شده. ولی دقیقاً همین‌جاست که یه تناقض شکل می‌گیره. فیلم انقدر دلش می‌خواد عمیق به نظر برسه که گاهی عمق رو با ابهام اشتباه می‌گیره. بعضی سؤال‌ها قرار نیست بی‌جواب بمونن تا اثر هنری بشن؛ بعضی وقت‌ها فقط نیمه‌کاره رها شدن. برای من پیرپسر فیلم بدی نبود؛ اتفاقاً فیلم محترمیه. اما اون شاهکاری هم که خیلی‌ها ازش ساختن، نبود. بیشتر از اینکه تکونم بده، داشت خرده تحسینم رو طلب می‌کرد. و بین اثری که تو رو وادار به فکر کردن می‌کنه، با اثری که مدام اصرار داره بگه؛ ببین چقدر فکر پشت منه، فاصله‌ی زیادی وجود داره. شاید اگر دوباره ببینمش، بعضی قضاوت‌هام عوض بشه؛ اما فعلاً حس می‌کنم پیرپسر بیشتر از اینکه زیر پوست آدم بره، روی پوستش نقش می‌زنه. و این دو، با هم فرق دارن.
N.!.M.A tweet media
فارسی
8
1
41
8.9K
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
@Springfromb612 بله حتما.
N.!.M.A@Firemanzy

بعد از دیدن فیلمش یه‌جایی چیزی نوشتم یا درباره‌ش حرف زدم، ولی چون مدت زیادی گذشته، دوست ندارم صرفاً با حافظه و کلی‌گویی قضاوتش کنم. حتماً دوباره می‌بینمش و بعد مفصل‌تر درباره‌ش می‌نویسم. اما اگر بخوام همین الان و فقط بر اساس چیزی که یادمه یه برداشت کوتاه بگم؛ پیرپسر برای من بیش از هر چیز، تلاشی تمام عیار بود برای جون دادن به جهانِ شخصیت‌های داستایوفسکی. انگار فیلمساز دلش می‌خواسته آدم‌هایی رو که سال‌ها فقط روی کاغذ نفس کشیده‌ان، این بار توی قاب سینما راه ببره. شخصیت زن اغواگر، بی‌اختیار من رو یاد ترکیب شخصیت‌های زنِ رمان‌هاش با ذهنی پریشان و عواطفی که هیچ‌وقت به تعادل نمی‌رسن انداخت. پدر، انگار مستقیم از دل برادران کارامازوف بیرون اومده بود؛ شخصیتی که نه صرفاً شرور، بلکه فاسد، تهوع‌آور و در عین حال کاملاً باورپذیر بود. حامد بهداد هم برای من ترکیبی بود از معصومیتِ پرنس میشکین در ابله و زخم‌خوردگیِ ایوان پتروویچ (وانیا) در آزردگان. با این حال، هرچقدر فیلم در ساختن اتمسفر و جزئیات وسواس به خرج داده، بعضی جاها انگار از خودش جا می‌مونه. بزرگ‌ترینش رابطه‌ی دختر و پسره؛ عشقی که بیشتر شبیه یک ضرورت فیلمنامه بود تا نتیجه‌ی طبیعیِ زیستن دو شخصیت کنار هم. قرار بود باورش کنم، اما فیلم فرصت باور کردنش رو ازم گرفت با اینکه زمان کافی برای بیانش داشت. از نظر سینمایی، فیلم پر از جزئیاتیه که آدم از دیدنش لذت می‌بره. میزانسن‌ها، حرکت دوربین، انتخاب لوکیشن، قاب‌بندی‌ها، کتاب‌ها، تابلوها و حتی بعضی دیالوگ‌ها، با وسواس کنار هم چیده شدن. این‌ها چیزهایی نیست که اتفاقی از آب دراومده باشه؛ معلومه ساعت‌ها براش فکر شده. ولی دقیقاً همین‌جاست که یه تناقض شکل می‌گیره. فیلم انقدر دلش می‌خواد عمیق به نظر برسه که گاهی عمق رو با ابهام اشتباه می‌گیره. بعضی سؤال‌ها قرار نیست بی‌جواب بمونن تا اثر هنری بشن؛ بعضی وقت‌ها فقط نیمه‌کاره رها شدن. برای من پیرپسر فیلم بدی نبود؛ اتفاقاً فیلم محترمیه. اما اون شاهکاری هم که خیلی‌ها ازش ساختن، نبود. بیشتر از اینکه تکونم بده، داشت خرده تحسینم رو طلب می‌کرد. و بین اثری که تو رو وادار به فکر کردن می‌کنه، با اثری که مدام اصرار داره بگه؛ ببین چقدر فکر پشت منه، فاصله‌ی زیادی وجود داره. شاید اگر دوباره ببینمش، بعضی قضاوت‌هام عوض بشه؛ اما فعلاً حس می‌کنم پیرپسر بیشتر از اینکه زیر پوست آدم بره، روی پوستش نقش می‌زنه. و این دو، با هم فرق دارن.

العربية
0
0
2
171
Spring
Spring@Springfromb612·
@Firemanzy میتونم نظرتونو درمورد فیلم پیرپسر بپرسم؟ چون این دوتا همزمان اکران شدن و مردم بهشون رویکرد مقایسه‌ای داشتن
فارسی
1
0
1
882
N.!.M.A
N.!.M.A@Firemanzy·
بدترین بیماریِ یه عاشقِ سینما که تخصصی در سینما نداره؛ اینه که دیگه نمی‌تونه فقط فیلم ببینه؛ محکومه روایت رو رها کنه و چشمش ناخواسته می‌ره سمت جزئیاتی که تلاش شده برای پنهان کردنش؛ از فیلم‌نامه و شخصیت‌پردازی گرفته تا دیالوگ، ریتم، میزانسن، قاب‌بندی، طراحی صحنه، فیلم‌برداری و حتی سکوت‌هایی که گاهی بیشتر از دیالوگ‌ها حرف می‌زنن. برای همین، درباره‌ی فیلم زن و بچه از سعید روستایی می‌شه ساعت‌ها از فیلم‌نامه‌ی پر از حفره، دیالوگ‌های ناتمام، کارگردانیِ عجول، سکانس‌های پرتابی، روایتِ غیرقابل‌باور و شات‌های تکراریِ سینمای نخ‌نما حرف زد. اما راستش مسئله اصلاً این‌ها نیست. حتی نمی‌شه زن و بچه رو صرفاً یک فیلم بد دونست. برای من، بیشتر شبیه اثری بود که انگار سفارشش رو داده بودن تا به ابتذال بکشه هر چیزی رو که خودشون بهش دسترسی ندارن تا مستقیم مبتذلش کنن. انگار قرار بود هر چیزی که تا دیروز ضدِ ارزش بود، فقط با چند قاب خوش‌رنگ و یک روایت احساسی، تبدیل بشه به یک انتخاب قابل‌قبول. فیلم نه زشتی رو نقد می‌کنه، نه باهاش درگیر می‌شه؛ فقط اون‌قدر عادی‌ش می‌کنه که آخرش همون تعفن، با ظاهری اخلاقی و اسمِ عاقبت‌به‌خیری تحویل مخاطب داده می‌شه. به‌نظرم خطرناک‌ترین فیلم‌ها الزاماً بدترین فیلم‌ها نیستن؛ اون‌هایی‌ان که بی‌سروصدا مرز بین ابتذال و فضیلت رو چند سانتی‌متر جابه‌جا می‌کنن، طوری که بعد از دیدنش، تازه می‌فهمی داشتی برای چیزی دست می‌زدی که اگر اسم واقعی‌ش رو همون اول بهش می‌گفتن، احتمالاً ازش فاصله می‌گرفتی.
N.!.M.A tweet media
فارسی
6
6
125
18.7K