مثل شاخه درخت در میان جریان زندگی گاه میرقصم و میخندم گاهی میگریم گاه خشک میشوم در تاریکی فرو میروم وبعد جوانه میزنم.. با وجوده این فراز و نشیبهایی که مثل تکههای پازل باهم معنای زندگانی ایجاد میکنن، میدانم که من ریشه در خاک دارم.
دستام شستم و ضدعفونی
دستکش و ماشک دولایه و پاپوش
رفتم تو بخش ی حسی بهم گفت دستگاه روشن نکن شاید گرافی لازم نباشه جون گاهی پیش میاد اینطوری
پرستارش اومد گفت اکسپایر شده :(
بعد پنج دقیقه رفتم با این خره بازی کزدم
خیلی مریض نمیشم اصولا
آخرین باری که انقد شخمی بدن درد داشتم
عید ۴۰۴ بود که انفولانزا گرفتم
الان حتی بدتر چون عضلات و مفاصلم قفل شدن
عالیه برم نی نی بازی بچه بازی یادم بره جسممو
شب صبح شیفتم
تا فردا بعد از ظهر و
توان ندارم ی لیوان آب جابهجا کنم
از شدت بدن درد … و الان پرتابل دارم
و هی بدن دردم بیشتر ..
حاله آزادی فردا بعد از تحویل شیفت
بع عصر کارو خریدارم از الان ^^
به ایکس بیشتر از همه اپیکیشنا البته با احترام به تلگرام که در قدرت همیشه، علاقه مند شدم
چون اینجا من خودمم اگه شادم اگه غمگین
و عکس خوشگلا اینستا اپلود شد
ولی حرفای دل خوشگلم اینجا زده میشع
درود 🆒
جالبه تو سفر تنگه هلت تک شات، نرگس ازم گرفت که چند نفری رفتن مشابهش سر بکنن زیر آب با موهاشون عکس بگیرن ولی هرکاری کردن حتی شبیه شات اول من نشد فیلمم گرفتن بازم نشد
در طی دوماه اخیر دقیقا دو ماه
۹ تا پست حداقل چند اسلایدی اپلود کردم
فک کنم لازمه ترمز سفر رفتن بکشم
یا اگه میرم اعلام کنم آقا از من عکس نگیرید
چون میگیرید نمیتونم پست نکنم ^^
قاعده آهيمسا:
اگر در مسير رسيدن به هدفت،
حتى باعث شوى جنبنده اى
از مسير طبيعى خود منحرف شود،
به مقصد حقيقى نخواهى رسيد.
موفقيتى كه با آسيب رساندن به ديگران باشد، حقيقى نيست..
چطور کل روزا تنم سالمه شکر میکنم
الان بخاطر ی مریض شدن کفر کنم بگم من تنهام غریبم
نه این مرام معرفت نیست
مرام معرفت اینجاست که من در هر حالی
شاکر تو هستم عزیزه من
قبلا به این نقاط غیر معمولی از زندگی میرسیدم
مثلا مریض میشدم یا بی پولی یا
اونم تو شهر غریب که کسیو نداری و نمیتونی بع خونوادت بگی چون انتخاب خودت بوده..
واقعا دلم میگرفت گریه غصه
الان ی هفته است ی قرون تو حسابم نمونده
بعد از سفر دیروز امروز مریض شدم
و منم که قربون خدا میرم/
اره منم که با سرما خوردگی و بدن درد
برا درست کردن ناهار و دمنوش آب نیاز داشتم
و خب چون خوابگاه آب غیر شرب داره
با دبه ده لیتری زفتم
از آب تصفیه سرپرستی آب آوردم
انقد این صبونه بهم چسبید که نگو
چون فارغ از حال جسمی، روح خودمو دیدم