پسر همسایهمون جاوید نام شده و من اسم این بچه رو هیچجاااا نمیبینم، دارم به این فکر میکردم این همه ادم و ما میدونیم تعدادشون چقد زیاده وای به حال تعداد اونایی که ما خبر نداریم💔.
مادرش گریه نمیکرد و به خانوادههای پشت در اتاق عمل میگفت: بچه من بادمجون بمه. اولین بارش نیست! رزمیکاره و هر روز یهجاش میشکنه؛ تازه چند ماه پیش گردنش شکست و جراحی شد. سری قبل هم کلی ساچمه خورد؛ این بار هم مطمئنم هیچیش نمیشه...
فرداش هیچکس دلش رو نداشت به مادرش بگه تموم کرده.