خواب دیدم امتحان فیزیک دارم، و هیچی هم نخوندم و جزوه هم ندارم. ساعت ۷ عصر بود، کتاب رو باز کردم از کتاب بخونم.
انقدر ترسیده بودم و گفتم حتما میوفتمش.
یدفه از خواب پا شدم و دیدم فقط یه خواب بود. و یه نفس عمیق کشیدم و افتادم روی بالش.
ای کاش همهٔ این اتفاقاتم فقط یه خواب بود...