Abraham Shad afrough

118 posts

Abraham Shad afrough banner
Abraham Shad afrough

Abraham Shad afrough

@shadafrough

علاقه‌مند به فروش ، دارنده فروشگاه لوازم یدکی خودرو و برنامه نویس

Beigetreten Ekim 2022
501 Folgt40 Follower
Angehefteter Tweet
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
کانال یوتوب من در مورد مغازه داری و مشکلات و تجربه هام در اونجا صحبت میکنم @shadafrough?si=N67Tc5GcQ2NRbM26" target="_blank" rel="nofollow noopener">youtube.com/@shadafrough?s…
فارسی
0
0
1
68
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
راستش از حرفم پشیمان نیستم. ترسی ندارم از نخریدن مشتری که میخواهد با ضرر من سود کنه. همین الان باید این اکتان رو باقیمت ۵۳۰ هزارتومان بخرم و واقعا معلوم نیست دفعه بعد چقدر باید بخرم تو جای من بودی چه کار میکردی؟
فارسی
0
0
0
3
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
گفتم: «از همین ۳۴۵ هم دارم ضرر می‌کنم. مالیات ارزش افزوده ۱۰٪، مالیات تکلیفی، قیمت جدید شرکت از ۳۴۵ بالاتر رفته. یعنی الان هم دارم با تخفیف میفروشم. اگه تخفیف بیشتر بدم، باید از سرمایه یا سود سایر اجناسم بزارم برای خرید مجدد همین کالا.» ساکت شد. نگاهم کرد. بعد رفت.
فارسی
1
0
0
9
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
امروز مشتری آمد. گفت: «اکتان کاسپین دارید؟» گفتم: دارم، ۳۴۵ تومان. یه کم فکر کرد. بعد گفت: «۳۲۰ میدی؟ اگه بدی ۵ تا میخرم.» لبخند زدم. گفتم: «نه، ۳۴۵ میفروشم. تخفیف نمیدم.» تعجب کرد. پرسید: «چرا؟ مگه ۵ تا کمه؟»
فارسی
1
0
0
7
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
@Cenobar واقعاً به عمق مسئله زدی. به‌ویژه بخش اثر دانینگ کروگر و پارادوکس هوش، کلید فهم خیلی از سرخوردگی‌هامون بود. ممنون بابت این متن پرمحتوا.
فارسی
1
0
4
311
Cenobar ✦
Cenobar ✦@Cenobar·
شاید خیلی از ماها شب‌ها قبل خواب بهش فکر می‌کنیم، ولی بلند بلند جرات نمی‌کنیم بگیم! تا حالا شده اینستاگرام یا توییتر (هنوزم نمی‌تونم بگم X) رو باز کنید، یا اصلا تو بازار و صنف خودتون به آدم‌ها نگاه کنید و یهو چشمتون بخوره به کسی که دارایی و درآمدش، یا جایگاهش چند برابر شماست، بعد با خودتون بگید: آخه چطوری؟ این که اصلا چیزی بارش نیست! این که نصف منم کتاب نخونده و تخصص نداره! بعد نگاه به خودتون می‌کنید؛ می‌بینید کلی درس خوندید، کلی دوره گذروندید، کلی تحقیق کردید، ولی هنوز دارین درجا می‌زنین یا منتظر یه فرصت طلایی نشستین. می‌خوام دقیقا درباره همین موضوع صحبت کنم. می‌خوام بگم چرا بعضی وقت‌ها آدم‌هایی که به نظر ما کمتر می‌دونن یا تخصص کمتری دارن، جلوتر می‌افتن و ما با این‌همه ادعای هوش و تخصص، پشت خط می‌مونیم. خیلی از ماها فکر می‌کنیم دلیلی که شروع نمی‌کنیم اینه که هنوز اطلاعاتمون کافی نیست. مدام می‌گیم: بذار این یه کتاب رو هم بخونم، بذار فلان مدرک رو هم بگیرم، بذار بازار رو بیشتر تحلیل کنم. اما واقعیت اینه که مشکل ما نادونی نیست؛ مشکل ما تردیده. ما اون‌قدر فکر می‌کنیم و اون‌قدر همه چیز رو می‌سنجیم که اصلا یادمون میره قدم اول رو برداریم. راستش رو بخواید، ما خودمون رو پشت بهونه‌های قشنگی قایم می‌کنیم که اسمشون رو گذاشتیم منطق! به خودمون می‌گیم: من هنوز آمادگی لازم رو ندارم یا من هنوز در اون سطح نیستم. ولی این‌ها فقط نقاب‌هایی هستن که ترس‌های ما روی صورتشون زدن. ما فکر می‌کنیم یه مرز جادویی یا یه دروازه نامرئی وجود داره که پشتش ایستادیم و بالاخره یه روزی یه نفر، یا اصلا خودِ دنیا، میاد بهمون اجازه میده و می‌گه: خب، تبریک می‌گم، تو دیگه الان رسما به اون سطح از نخبگی رسیدی، حالا جرات داری شروع کنی. ولی حقیقت اینه که هیچ دربانی وجود نداره. هیچ‌کس به اون آدمایی که به نظر ما عجیب یا کم‌تخصص میان هم اجازه نداده؛ اونا فقط خودشون تصمیم گرفتن که حرکت کنن. حالا چرا این اتفاق میفته؟ اینجاست که به یه پارادوکس تلخ می‌رسیم: هرچی باهوش‌تر باشی، احتمال اینکه به خودت شک کنی بیشتره! هوش با خودش یه چیزی میاره به اسم خودآگاهی. وقتی آدم فهمیده‌ای باشی، عمق و پیچیدگیِ کارها رو بیشتر می‌بینی. وقتی وارد یه حوزه می‌شی، تازه متوجه می‌شی چقدر چیز هست که بلد نیستی. اینجاست که خودت رو با استادهای بزرگ اون کار مقایسه می‌کنی و خجالت می‌کشی کاری ارائه بدی. اما اون کسی که کمتر می‌دونه چی؟ اون اصلا ابعاد قضیه رو نمی‌بینه! این دقیقا همون چیزیه که بهش می‌گن اثر دانینگ کروگر. در ابتدای مسیرِ یادگیری، چون اطلاعات آدم کمه، اعتمادبه‌نفسش سقف رو سوراخ می‌کنه! چون اصلا نمی‌دونه که چیا رو بلد نیست. در نتیجه، خیلی سریع وارد داستان میشه، بلند حرف می‌زنه، ادعا می‌کنه و چون با قطعیت صحبت می‌کنه، مردم هم فکر می‌کنن حتما یه چیزی بارش هست. دنیا بر پایه شایسته‌سالاریِ مطلق کار نمی‌کنه؛ دنیا به کسی پاداش میده که دیده بشه. مردم معمولا نمی‌رن بگردن بهترین محصول دنیا رو پیدا کنن، اونا چیزی رو می‌خرن که جلو چشماشونه. دنبال کسی راه میفتن که صداش بلندتره و با اطمینان بیشتری حرف می‌زنه. در حالی که من و شما نشستیم گوشه اتاق و داریم روی جزئیات پورتفولیومون کار می‌کنیم یا فونت سایتمون رو تغییر می‌دیم، آدم‌های بی‌کله دارن بیزینس می‌سازن، مشتری می‌گیرن، اشتباه می‌کنن و با همون اشتباهات رشد می‌کنن. اونا با هر موفقیت کوچیک، تجربه‌شون بیشتر میشه و کم‌کم اون تخصص واقعی رو هم توی دلِ کار یاد می‌گیرن. پرفکشنیسم یا همون کمال‌گرایی، خیلی وقت‌ها هیچ چیزی نیست جز تنبلی و ترس در لباسِ شیکِ دلسوزی برای کیفیت کار! ما کمال‌گرایی رو یه ویژگی مثبت می‌دونیم، در حالی که فقط داره ما رو فلج میکنه. پتانسیل و استعدادِ پنهان هیچ ارزشی توی بازار نداره؛ چیزی که ارزش داره خروجیِ واقعیه. اگه همین الان برید اولین ویدیوها، اولین پست‌ها یا اولین محصولات بزرگ‌ترین کارآفرین‌ها یا مدرس‌های دنیا رو نگاه کنید، البته اگه خودشون پاکشون نکرده باشن، می‌بینید که چقدر ابتدایی، گاهی ضعیف و حتی خنده‌دار بودن. سیستمشون ایراد داشته، لحنشون بد بوده، ولی یه تفاوت بزرگ با ما داشتن: اونا شلیک کردن، در حالی که ما هنوز داشتیم تفنگمون رو تمیز می‌کردیم! خیلی از ما فکر می‌کنیم اول باید اعتمادبه‌نفس پیدا کنیم تا بتونیم کار بزرگی بکنیم. فکر می‌کنیم اعتمادبه‌نفس یه حس جادوییه که باید از آسمون بیفته توی دلمون. ولی این مسیر کاملا برعکسه. اعتمادبه‌نفس بعد از عمل میاد، نه قبل از اون. شما هیچ‌وقت نمی‌تونید با فکر کردن به شنا سوئدی رفتن، عضله بسازید؛ باید دستتون رو بذارید روی زمین و فشار رو تحمل کنید. اعتمادبه‌نفس هم دقیقا همینه. باید یاد بگیریم توی همون حالتی که صدامون داره می‌لرزه حرف بزنیم، توی همون حالتی که نگرانیم محصولمون رو لانچ کنیم، و توی همون حالتی که از اولین پیش‌نویس کارمون متنفریم، منتشرش کنیم. وقتی حرکت می‌کنی، حتی اگه نتیجه عالی نشه، مغزت یه پیام دریافت می‌کنه: ببین، انجامش دادی و زنده موندی! آسمون به زمین نیومد! همین دستاوردهای کوچیک، ساختار ذهنی ما رو تغییر می‌دن و کم‌کم اعتمادبه‌نفس واقعی رو توی وجودمون می‌سازن. پنهان شدن از ترسِ قضاوت یا اشتباه، پنهان شدن از رشد کردنه. هیچ‌کس نمی‌تونه توی سکوت و تنهایی نفوذ پیدا کنه، درآمدش رو بالا ببره یا کارش رو گسترش بده. حالا حرف من این نیست که بریم آدم‌های نادونی بشیم یا بدون هیچ دانشی ادعاهای دروغین کنیم؛ اصلا. حرف من اینه که بیاین از این منحنی به نفع خودمون استفاده کنیم. چطوری؟ چند تا راهکار ساده و عملی وجود داره: به خودمون اجازه بدیم که اولش بد باشیم: اولین قدم‌های ما قراره کثیف، نامرتب و ضعیف باشن. این یه ایراد نیست، این طبیعتِ مسیره. باید این رو بپذیریم و با آغوش باز قبولش کنیم. به جای کیفیتِ وسواسی، روی تعداد و تداوم تمرکز کنیم: به جای اینکه بپرسیم آیا این کار بی‌نقصه؟، هر روز از خودمون بپرسیم آیا امروز خروجی داشتم؟. مثلا بگیم من ۳۰ روز پشت سر هم، بدون اینکه به کیفیتش وسواس داشته باشم، روزی یه محتوا تولید می‌کنم، یا هفته‌ای ۵ تا تماس با مشتری‌های احتمالی می‌گیرم. حجمِ بالای کار، اون تردید و صدای درون ذهنتون رو خفه می‌کنه. در ملاء عام شروع کنیم: کارمون رو قایم نکنیم. بذاریم آدم‌ها مسیر رشد ما رو ببینن. اتفاقا مردم عاشق اینن که تلاش و بالا رفتنِ واقعیِ یه آدم رو ببینن، نه اینکه یهو یه آدم همه‌چیز‌تمامِ فیک جلوشون ظاهر بشه. اشتباهات، چالش‌ها و حتی نقص‌های کارتون رو به عنوان بخشی از داستانِ خودتون بپذیرید. اینطوری مخاطب هم بیشتر باهاتون ارتباط دلی برقرار می‌کنه. فقط یک مسیر رو انتخاب کنیم و جلو بریم: به جای اینکه مدام استراتژی عوض کنیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم، یه کار رو انتخاب کنیم و حداقل ۳۰ تا ۹۰ روز بدون دستکاری و تغییرِ مداوم، فقط با تمرکز کامل اجرایی‌ش کنیم. در نهایت، همه چیز برمی‌گرده به یه تغییر هویت ساده. ما باید از قالبِ یک آدم تماشاچی، مصرف‌کننده و برنامه‌ریزِ مدام دربیایم و تبدیل بشیم به یک آدم اجرایی و تولیدکننده. یادمون باشه، همین الان که ما داریم فکر می‌کنیم، آدم‌هایی با تخصصِ خیلی کمتر از ما دارن سهم بازار رو می‌گیرن؛ نه به خاطر اینکه از ما بهترن، فقط به خاطر اینکه جرأت دارن. این بازی رو از همین امروز می‌شه تغییر داد. نیازی نیست ترس و استرسمون کاملا غیب بشه تا شروع کنیم؛ داروی این ترس، انجام دادنِ کار وسطِ همون استرسه. من این رو برای خودم شروع کردم و اینجا با شما به اشتراک می‌ذارم. الان فک می‌کنم یه سری بدیهیات می‌گم که به درد کسی نمی‌خوره. یا دیتایی share می‌کنم که بقیه هم خودشون بلدن. اما اشکالی نداره، حالمو خوب می‌کنه! فیدبک می‌گیرم، اصلاح می‌کنم و بعد در نهایت تصمیم می‌گیرم که ادامه بدم یا نه! خیلی ممنون که توجه کردین. امیدوارم همه‌مون جراتِ شروع کردنِ کثیف ولی واقعی رو پیدا کنیم. ❤️
فارسی
20
31
250
9.7K
Andrew Bolis
Andrew Bolis@AndrewBolis·
You can make $9500/month if you have ChatGPT, a laptop, an internet connection, and 1 hour daily I usually charge $87 for this guide, but today I'm giving it away 100% FREE. Like and reply 'MONEY' and I'll send you my FULL guide for FREE. Must follow me to get guide in DM. Free for 24 hrs only.
Andrew Bolis tweet media
English
680
48
531
72.8K
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
@harandi1367 آقا منم با این مشکل مواجه هستم و زیر بار این کار نمیرم
فارسی
1
0
1
453
حسین هرندی
حسین هرندی@harandi1367·
آفتامات دینام بهش دادم ۵۳۰ تومن میگه توی فاکتور بنویس ۸۵۰ تومن، فاکتور و خودکار رو گذاشتم جلوش گفتم خودت بنویس، نوشت بعد میگه میشه مُهرتم بدی بزنم، گفتم شرمندم نمیتونم مهر بدم، جنسو گذاشت رفت!
حسین هرندی tweet media
فارسی
183
10
794
56.2K
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
@dokhtarenajjar حتما بیمه کنید کامل حتی برای یک روز حضور بیمه رد کنید بعدا از دست همین افراد گرفتار میشید به راحتی ازتون شکایت میکنن
فارسی
0
0
0
22
نجار چپ دست
نجار چپ دست@dokhtarenajjar·
به نیروهای جدید میگم میخوام بیمه‌تون کنم میگن نه نمیخوایم!!! چرا واقعا؟! میگم براتون سابقه کار میشه میگه نه نمیخوایم🫠 حالا از من اصرار از اونا انکار :))))
فارسی
433
6
3K
216.6K
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
خوب ۴۰ سال از عمرمون جهت تست مدیریت جهادی از بین رفت، مرحله جدیدی از زندگی رو تجربه می‌کنیم که امیدوارم برای بچه های نسل های بعد ما هیچ وقت اتفاق نیوفته و آسوده و آرام در کنار هم زندگی کنند.
فارسی
0
0
0
37
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
اولین روز چهل سالگی چگونه گذشت تا اینجا هیچی فردا رو نمی‌دونم :)
فارسی
0
0
0
30
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
تنها چیزی که مردم رو در برابر شرارت ها و مشکلات و هر نوع عوامل خارجی محافظ می‌کنه دانش و ثروت هستش که متأسفانه در وضعیت فعلی در طول سالهای گذشته این دو اصل از مردم در حال دریغ و گرفته شدنه
فارسی
0
0
1
39
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
سه چیز که میتونه یک انسان رو نابود کنه گریبان یک جامعه رو گرفته حراف بودن، دروغگو بودن و فاسد بودن
فارسی
0
0
0
24
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
به جای نفرین و آه و ناله که هیچ تاثیری نداره باید کار کرد
فارسی
0
0
0
34
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
39 سال 11 ماه 9 روز گذشته
فارسی
0
0
0
24
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
دیروز و امروز به ۲ تا از شرکت‌هایی که ازشون تامین کالا میکنم سر زدم وبا مدیراشون صحبت کردم اگر واقعا شرابچیط بازار و مملکت اینطوری نبود چقدر میشد برنامه ریزی کرد و پیشرفت کرد و توی یه اقتصاد سالم و پایدار خوب رشد کرد و زندگی کرد
فارسی
0
0
1
47
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
39 سال 10 ماه 19 روز گذشته
فارسی
0
0
0
20
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
زندگی مثل جاده پرپیچ‌وخمه، گاهی باید گاز بدی، گاهی صبر کنی، ولی همیشه با یه لبخند و یه داستان خوب پیش برو!
فارسی
0
0
0
26
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
چی شد ما به این روز افتادیم چی شد کشورمون به این وضع فاجعه بار رسید چی شد ؟
فارسی
0
0
0
22
Abraham Shad afrough
Abraham Shad afrough@shadafrough·
به نظرم کشور افتاده دست بچه هایی که کال آف دیوتی بازی میکنن و ذهنیتی از جنگ واقعی ندارن
فارسی
0
0
0
32