Tweet fijado
Parham Zare
1.5K posts


@ThePinpinik aihero.dev/learn-anything…
میتونین از این اسکیل تو هر کدومکه خواستید استفاده کنید
فارسی


It’s definitely not a good decision. The squad is so arrogant and Mourinho cannot do anything. We need to let go of some players like Vini, Mbappé, and Bellingham,they only care about themselves. Look at Paris, what changed? They became a team, not a group of selfish players.
Madrid Xtra@MadridXtra
🚨 BREAKING: José Mourinho's contract will be UNTIL 2028. @jfelixdiaz
English

@Loc0m0 مثال واقعیش برای نوشتن، FSD, تست و داکیمونت هست، خیلی ها انتظار دارن این قسمت رو Ai بنویسه چون این کار (یدی) هست، ولی این پارت رو باید بنوسییم و پارت کم هزینه اش یعنی کد رو بدیم AI
فارسی

@Loc0m0 خیلی با حرفاتون موافقم، یک نکته که تجربه شخصی خودم بوده این که من باید یاد میگرفتم چه جوری درک و چیزی که میخوام رو برای AI ترجمه کنم، مثل گفتگو من با هم تیمیم هست که اون نمیتونه ذهنم رو بخونه وفوری واکنش نشون میده من نفهمیدم چی میگی ولی Ai فرضش اینه که تودرست میگی
فارسی

(نظر خیلی مفصل من درباره «آینده AI و ارزشمندی مهارتهامون» + ۴ مهمترین مهارتهایی که بهنظرم آینده فردیمون رو میسازه:)
هفته پیش یکی از مراجعین جلسات مشاورهام (مدیر، حوزه تِک، ایرانی، در آمریکا) درباره سختی استخدام کردن و مصاحبه کردن داشت برام میگفت. که اونقدر همه کندیدیتها از انواع AI توی جلسه ویدیویی مصاحبه استفاده (تقلب) میکنن که اصن نمیشه سنجیدشون.
قضیه اینه که زمان قبل از AI، (اگه بخوایم کل بُعدهای ارزیابی رو به یه عدد تقلیل بدیم) فرق دو تا کندیدیت/متقاضی کار شاید مثلاً ۶۰٪ با ۸۰٪ بود. این رو میشد بالاخره تو مصاحبه سنجید. اما با اومدن AI، تابع تولیدکننده اون درصده بهجای 1.0xHuman شده 0.9xAI+0.1xHuman. و با یه هوش مصنوعی یکسان (مثلاً Claude Opus 4.7) که کیفیت عملکرد خودش مثلاً ۹۹٪ باشه، فرق بین دو تا کندیدیت بالا میشه ۹۶٪ و ۹۸٪.
سنجیدن اختلاف ۲۰٪ شدنی هست. اما سنجیدن اختلاف ۲٪، در مصاحبه ویدیویی یکساعته، واقعاً سخت و پرخطاست.
از اونور هم در خودِ بطن کار روزمره، بعد از استخدام، اغلب جاها استفاده از AI مجاز (و حتی ممدوح) هست. پس اگه کسی واقعاً با کمک AI کار رو سریعتر و باکیفیتتر میتونه دربیاره، ذاتاً چیز بد و ارزیابی اشتباهی نیست. منتهی، اگه از بالا نگاه کنیم، وقتی همه افراد AI تقریباً یکسان دارن، چهجوری به عنوان یه کارفرما باید بفهمیم کدوم مناسبتره؟
نکته مهم هم اینه که AI الزاماً بدون اشتباه نیست. اشتباه هم میکنه و همون ۱٪ اشتباه فاحشش هم میتونه خیلی هم هزینهبر باشه. پس الزاماً «بهترین رقصنده با AI» و «سلطان پرامپت انجیرینگ و آشنا به انواع ابزارها» بهترین جواب نیست.
□
حدس کلی خود من اینه که ما این روزهای ۲۰۲۶ توی یه «غبار و مه» زندگی میکنیم.
سُم اسبابهای AIها دو سه سالی هست که رسماً گرد و خاک زیادی بهپا کرده و چشم چشم رو نمیبینه! تغییراتش واقعی هم هست. و اونقدر سرعت رشد و تغییر هم زیاد هست که خیلیها (چه متقاضی، چه کارفرما، چه استادِ راه و چه دانشجوی راه) نمیدونن به چه حبلالمتینی باید چنگ بزنن. و بهنظرم یه ۱ الی ۳ سالی هم همینشکلی باقی میمونه.
بهنظرم AI یه «هایپ» مثل web3 و NFT و بلاکچین نیست. اما با خودش «هایپ»هایی هم داره. قطعاً بهنظرم مفهوم «شغل» رو زیر سوال میبره (تو اپیزود ۱۶ پادکستم در locomo.tips/podcast با دیوید سرش حرف زدیم) و به نظرم قطعاً دولتها از یه جایی به بعد حقوق بیکاری خیلی زیادی به مردم خواهند داد. اما این به معنی بیارزش شدن تفکر و مهارتهای انسانی نیست.
درسته جایگزین یه تیم ۱۰ نفره برنامهنویس، یه برنامهنویس کار درست با مثلاً ۳ تا AI agent قراره بشه؛ اما اینکه ما جزو اون ۹ تای اضافی باشیم یا اون یه دونهی موندنی یه مهارتهای سخت و نرمای رو میطلبه. مهارتهای سخت و نرمی که شاید شکلشون هم نسبت به سابق عوض شده.
□
بهنظرم مهمترین مهارت سخت جدید خود «یادگیری» هست. اینکه بلد باشی هر مفهومی رو درست و بهینه یاد بگیری. با هر روش و ابزاری که مدل خودت هست. نه که در عرض یک روز یه فوقتخصص توش بگیری، اما بتونی ظرف یکی دو هفته قشنگ تمام کلیاتش، و ۹۰٪ فضاش رو بشناسی و باش راحت باشی. میخواد ابزار چت با جیپیتی باشه، یا PDF بدی به NotebookLM برات پادکستش رو بسازه، یا تلفیق سنتی گوگل و یوتیوب با کلاد.
مهمترین مهارت نرم هم بهنظرم «مسئولیتپذیری» و «ذهنیت قربانی نداشتن» هست. قرار نیست روباتگونه چیزی به اسم گلایه در زندگی نداشته باشیم. اما خیلی خیلی خیلی مهمه که برخورد اول و دوم و سوممون با یه مشکل، برداشتنش از روی زمین و تلاش برای بهبودش باشه، و بهانهها و دلایل نشدن و توجیهات رو بذاریم برای گام چهارم به بعد.
بعد از این مهارت، من «تفکر نقادانه و استقلال فکری» (بهجای سرسپردگی به AI و تنبلی کردن و زرنگی نامیدنش) رو دومین مهارت نرم مهم میدونم. اینکه بتونیم به AI بگیم داری اشتباه میکنی و تا زمانی که مطمئن و قانع نشدهایم، فوری تعظیم نکنیم.
و سومین مهارت نرم مهم هم بهنظرم «توانایی فهم و ارتباط انسانی» هست. چیزی که بهنظرم بهاش در دنیا خیلی بالاتر میره و شغلهای مرتبط باهاش رو هم (که دقیقاً به اون ارتباط انسانی، یه «آدم با ذهن و حسهای انسانی» اونورش، نیاز دارن) پررنگتر میکنه در دنیا.
بهنظرم با این ۱+۳ مهارت، برای کسی که دوست داشته باشه تلاش کنه، پیشرفت کنه، و بسازه، همچنان آینده قشنگی (چه بسا بسیار قشنگتر و جذابتر) در انتظار خواهد بود!
ممنون که خوندین.
ارادت،
--لوکوموتیو (آیدین)
پ.ن. بازخوردها رو میخونم و باز فکر میکنم. و بعداً مفصلتر باز هم مینویسم. ممنون.
Hajir D.@hajir_d
@Loc0m0 سخته برقراری تعادل وقتی AI روز به روز داره بهتر میشه. هزینه هوش (intelligence ) با AI به شدت پایین اومده. باهوش بودن و یا باسواد بودن کم کم مزیت رقابتیش رو از دست میده
فارسی

@MehdiAllahyari اینکه برای هر چیز جدید از قابلیت اسکیل استفاده میکنه خیلی جذابه؛ بیشتر به استایل مثل Claude نزدیکه. همونطور که نوشتین، اینکه میشه توسعهاش داد و میتونی ریویوش کنی خیلی خوبه. Openclaw منمیخواستم model router بنویسم براش پیرم کرد 😅
فارسی

دنیای دستیارهای هوش مصنوعی/personal assistant داره میترکونه! پروژههای بزرگی مثل OpenClaw خیلی سروصدا کردند، ولی هزینهشون هم زیاده: ۴۳۰ هزار خط کد تایپاسکریپت و کلی پیچیدگی که آدم رو کلافه میکنه و عملاً شخصیسازیش رو غیرممکن میکنه.
یک سری پروژه دیگه هم معرفی شدند مثل ZeroClaw , ... ولی بنظرم بهترینشون Nanobot هست.
چند هفتهای هست که دارم با «Nanobot» کار میکنم (یه جایگزین پایتونی با حدود ۴۰۰۰ خط کد) و دیگه مطمئن شدم که برای دستیار شخصی، هرچی سبکتر و سادهتر باشه، بهتره.
چرا؟ چون دنبال چیزی بودم که بتونم توی یه عصر بشینم کل کدش رو کامل بخونم، بدون درگیر شدن با ۵۰ تا فایل کانفیگ توسعهاش بدم و با همون زبونی که باهاش کارهای ML و هوش مصنوعی انجام میدم (پایتون) راحت باشم.
نانوبات این قابلیتها رو داره:
✅ پشتیبانی از ۱۹ مدل LLM مختلف (مثل Anthropic، DeepSeek، Groq و...)
✅ حافظه دائم با فایلهای ساده مارکداون (بدون دیتابیسهای پیچیده)
✅ سیستم اسکیل (Skill) خیلی راحت؛ فقط کافیه یه فایل بندازی توی پوشه تا قابلیت جدید اضافه بشه!
✅ معماری تمیز و مبتنی بر Message Bus
مثلا خودم قابلیت streaming در تلگرام را براش پیاده سازی کردم. هر skill/مهارتی هم بخوام بهش میگم خودش پیاده سازی میکنه. از تولید عکس و صدا تا چیزای دیگه بهش اضافه کردم.
به نظر من بهترین دستیار، اونی نیست که بیشترین امکانات رو از قبل داشته باشه؛ اونیه که بتونی پابهپای پیشرفت مدلهای جدید، خودت هم راحت تغییرش بدی.
توی این بلاگ معماریش را توضیح دادم و نوشتم که چرا قید فریمورکهای سنگین رو زدم و چسبیدم به کدی که واقعاً میفهممش و دست خودم هست:
mlnotes.substack.com/p/why-i-chose-…
فارسی
Parham Zare retuiteado

@digitalix Could you share some performance results? I was considering this as well
English








