لوکوموتیو
26.3K posts

لوکوموتیو
@Loc0m0
Thinker. Listener. Learner. Builder. Author. CEO/Founder @theCodelita. Psyc & Art fan. 1:1 Consultant.

بلوغ عاطفی یعنی بتونی ناراحت بشی و ترسی از تنبیه طرف مقابل، بخاطر ابراز حست نداشته باشی.


Problems can be solved. Excuses can't.



اشتباه کردن نشون میده انسانی. رفتار بعد از اشتباه کردن نشون میده چهجور انسانی هستی.


Latest Trump Post, now I’m really confused



تقسیم بار رو دقت کنید!!! این کار یه مرده. اینکار رو باید یه مرد بکنه نه چون وظیفشه. بلکه چون دلش نمیاد دختری که کنارشه سختی بکشه. نباید ارزش اینکار ندید گرفته بشه و وظیفه تلقی بشه


این روزهای سخت اگه در ایران هستین و حوصله و استطاعتش رو دارید، بهجای خرید از فروشگاههای زنجیرهای و بزرگ (که سهامدار و سود عمده داره) بهتره از کسب و کارهای کوچیک خرید کنین تا واقعاً از معیشت یه خانواده هم حمایت موثری کرده باشین. (ایشون از فالوورهای قدیمیه و منشن کردهان.)

رفتارِ بعد از “اشتباه” مهمتر از خود اشتباهه. اونجاس که accountability طرفتون مشخص میشه.



بر باعث و بانی این وضعیت لعنت از منم میتونید خشکبار تهیه کنید سعی میکنم خشکبار درجه یک موجود کنم و بفروشم از طریق دایرکت و تلگرام میتونید ثبت سفارش کنید: t.me/farmstory_ir همینطور کتابم میفروشم: t.me/gobookstory به امید روزهای خوب... پ ن: ممنون میشم حمایت کنید




یه نقش سنتی هست که توش زن مظهر «ناز» و مرد مظهر «نیاز». یا همین حوالی. این رابطهها اوایلش که مرد ناز میکشه و زن ناز میکنه جذابه. قشنگه. به هر دو هویت لذیذ میده. زن از ناز کردن و ناز کشیده شدن (یا به قول این عزیز لوس بار آورده شدن) احساس ارزش میکنه و راحتی داستان هم مطلوب هست؛ مرد هم از ناز کشیدن و لوس بار آوردن لذت میبره و خودش رو یک قهرمان اعطاگر/provider میبینه. اوایل این قشنگه. از بیرون هم این قشنگه. اما در دنیای مدرن این اغلب دوام خیلی زیادی نمیاره. و از یه جایی به بعد این هویتها ناپایدار میشن. مرد خسته میشه از فقط دهنده بودن و لوس کردن. و حس تنهایی عمیق میکنه و ممکنه کمکم پا پس بکشه. چون حس میکنه خود واقعیش (بدون سرویسها و قهرمانبازیهاش) شاید هیچوقت کافی نبوده. زن هم که عادت به سرویس گرفتن و ناز کشیده شدن داشته، حس میکنه شاید بهترش باز پیدا بشه. بهنظرم اینکه بالای ۶۰٪ ازدواجها، خصوصاً تو فرهنگ ما، به طلاق ختم میشه یه قسمتیش سر همینه. که یه تئاتر جذاب و اکلیلی (مثل هزاران لایک توییت عکس اولیه، و ژست توییتکننده) برگزار میشه و طرفین براش ثبتنام/sign up میکنن، بدون اینکه عواقبش رو بدونن. و بدونن این مدل کوه رفتن شاید یک بار و دو بار و یک سال و دو سال اول جذاب باشه، اما در درازمدت وقتی کلیات نقشها حول ناز باشه، پایدار نمیمونه و یه جایی میشکنه. حرف من این نیست که حتماً باید وزن کولهها دقیقاً یر به یر مساوی باشه. بلکه میگم رابطههای قوی و پایدار دو تا آدم هستن که به همدیگه اجازهی رشد و مواجه شدن با کولهبارهای خودشون رو میدن و نقش حمایت پشتپرده دارن. تو این رابطهها کسی قهرمان و بارکش جلوی دوربین و عکس اینستای دیگری نیست. بلکه بدون اینکه تو عکس همدیگه باشن، از پشت اون حمایت و مهر و گرما رو میدن تا خود شخص خودش بارش رو بیاره و رشد کنه. کلاً بازی درازمدت/long term ممکنه جذاب و اینستاگرامی نباشه. اما در عوض عمق و قوام پایدار داره و توش کسی تهش خسته نمیشه و تنها نمیمونه، چون با هم رشد میکنن. ممنون.

چراییِ giver بودن آدمهای giver (بخشنده، دهنده) حکایت جالبیه! 👇 #رشتو


یه نقش سنتی هست که توش زن مظهر «ناز» و مرد مظهر «نیاز». یا همین حوالی. این رابطهها اوایلش که مرد ناز میکشه و زن ناز میکنه جذابه. قشنگه. به هر دو هویت لذیذ میده. زن از ناز کردن و ناز کشیده شدن (یا به قول این عزیز لوس بار آورده شدن) احساس ارزش میکنه و راحتی داستان هم مطلوب هست؛ مرد هم از ناز کشیدن و لوس بار آوردن لذت میبره و خودش رو یک قهرمان اعطاگر/provider میبینه. اوایل این قشنگه. از بیرون هم این قشنگه. اما در دنیای مدرن این اغلب دوام خیلی زیادی نمیاره. و از یه جایی به بعد این هویتها ناپایدار میشن. مرد خسته میشه از فقط دهنده بودن و لوس کردن. و حس تنهایی عمیق میکنه و ممکنه کمکم پا پس بکشه. چون حس میکنه خود واقعیش (بدون سرویسها و قهرمانبازیهاش) شاید هیچوقت کافی نبوده. زن هم که عادت به سرویس گرفتن و ناز کشیده شدن داشته، حس میکنه شاید بهترش باز پیدا بشه. بهنظرم اینکه بالای ۶۰٪ ازدواجها، خصوصاً تو فرهنگ ما، به طلاق ختم میشه یه قسمتیش سر همینه. که یه تئاتر جذاب و اکلیلی (مثل هزاران لایک توییت عکس اولیه، و ژست توییتکننده) برگزار میشه و طرفین براش ثبتنام/sign up میکنن، بدون اینکه عواقبش رو بدونن. و بدونن این مدل کوه رفتن شاید یک بار و دو بار و یک سال و دو سال اول جذاب باشه، اما در درازمدت وقتی کلیات نقشها حول ناز باشه، پایدار نمیمونه و یه جایی میشکنه. حرف من این نیست که حتماً باید وزن کولهها دقیقاً یر به یر مساوی باشه. بلکه میگم رابطههای قوی و پایدار دو تا آدم هستن که به همدیگه اجازهی رشد و مواجه شدن با کولهبارهای خودشون رو میدن و نقش حمایت پشتپرده دارن. تو این رابطهها کسی قهرمان و بارکش جلوی دوربین و عکس اینستای دیگری نیست. بلکه بدون اینکه تو عکس همدیگه باشن، از پشت اون حمایت و مهر و گرما رو میدن تا خود شخص خودش بارش رو بیاره و رشد کنه. کلاً بازی درازمدت/long term ممکنه جذاب و اینستاگرامی نباشه. اما در عوض عمق و قوام پایدار داره و توش کسی تهش خسته نمیشه و تنها نمیمونه، چون با هم رشد میکنن. ممنون.













