Gedächtnis

2.4K posts

Gedächtnis banner
Gedächtnis

Gedächtnis

@__Sulamith

Ich habe kein literarisches Interesse, sondern bestehe aus Literatur… И мне хочется к тебе на грудь — спать. El éxtasis no repite sus símbolo. Καρδιά ελληνική!

im Schatten des Wundenmals Bergabung Ekim 2020
11 Mengikuti505 Pengikut
Tweet Disematkan
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«آری، بی‌تردید، باز برخواهیم خاست، بی‌تردید یکدیگر را خواهیم دید و شادمانه به یکدیگر خواهیم گفت که چه بر ما رفته است…» #داستایفسکی
فارسی
0
1
12
1.2K
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
آدمی در ساحل خلیج مکزیک با آن ماسه‌های سفید که نور آفتاب را بازمی‌تابانند، تب می‌کند. آدمی بر ساحل مدیترانه از آبی دریا حیرت‌زده می‌شود. دلم خزرِ سبز را می‌خواهد که خنکای نسیم وقتی از دریا به سوی ساحل می‌وزد، تب را می‌برد. مغزم خزر بی‌آنکه دهانم طعم خون بگیرد را می‌خواهد. #دی‌ماه
Gedächtnis@__Sulamith

اکنون نیک می‌دانم که همه فلاکت‌ها از این تصور غلط سرچشمه می‌گیرد که مغز انسان در سر قرار دارد. چنین نیست، مغز آدمی را باد از جایی اطراف دریای خزر می‌آورد. #گوگول «آب مرا به نام تو پیوند می‌دهد از من چیزی نمانده مگر تو و از تو چیزی نمانده مگر من» ذهن را آورده و خواب را می‌برد.

فارسی
0
0
4
372
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@pandayevsky چون حواسم این روزها بیشتر با سینمای آسیای دور (چین و ژاپن و …) است: ۱-Farewell My Concubine چین ۲- Raise the Red Lantern چین ۳- Love + Anarchism از Kiju Yoshida ژاپن البته امیدوارم برای شما ملال‌آور نباشند، چون دوتای اول بخصوص ریتم کندی دارند.
فارسی
0
0
1
213
پاندایوفسکی
پاندایوفسکی@pandayevsky·
به من پنج فیلم معرفی کنید. فیلمی که معروف نیست و شاید دست هر کسی در مدیا به دیدنش نمیرسه اما شما معتقدید دیدنش عمیقا تاثیرگذار هست. میخوام لیست فیلم های آیندمو بر اساس این سوار کنم. ممنونم
فارسی
6
0
3
337
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«در غیاب ادبیات اروتیسم وجود نمی‌داشت.» #ماریو_بارگاس_یوسا [در پایان کتابی که می‌خواندم، دلدارِ راوی به سبب مصائبی که از سر گذرانده بود نسبت به تماس صمیمانه سرد بود. راوی با آگاهی او را دیگر نوازش نمی‌کرد، با او صحبت می‌کرد. ادبیات است که لذت را به هنر تبدیل می‌کند و بالعکس.]
فارسی
0
1
20
433
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@hamedabdi و بزخی از آنچه ما از سر گذرانده‌ایم هولناک‌تر از تجربیات غرب در جنگ جهانی دوم است. من هم حیرت می‌کنم.
فارسی
0
0
1
31
Hamed Abdi
Hamed Abdi@hamedabdi·
@__Sulamith بخشی از داستانِ ماست ... نمی‌دانیم چگونه ناامید شویم.
فارسی
1
0
1
72
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«تمام این کتاب داستان آدم‌هایی است که نمی‌دانند چگونه ناامید شوند.» #رومن_گاری، هنگام انتشار کتاب بادباک‌ها [از نظر گاری آنچه انسان را نجات می‌دهد نه قدرت و نه ایدئولوژی، بلکه توانایی به یاد آوردنِ عشق، دوستی، شرافت و آزادی است. این کتاب به«حافظه» تقدیم شده است.]
Gedächtnis tweet media
Gedächtnis@__Sulamith

عضلات ساق پاهایم فشرده می‌شوند. کتاب روی پاهایم شبیه شمشیری آماده‌ی خونریزی مرا مضطرب نگه می‌دارد. نگران و دلواپسِ پایانِ رُمان به نویسنده می‌اندیشم که به زندگی خویش پایان داده. بعد سالها کتابی مرا به گریستن وامی‌دارد. خوشحالم که پیش از اشک به ناشر از برای سپاسگزاری پیغام دادم.

فارسی
1
0
15
576
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@hamedabdi دقیقاً… اما میل او به مرگ او به طرز عجیبی لطیف است.
فارسی
1
0
1
35
Hamed Abdi
Hamed Abdi@hamedabdi·
"Through ages of the world we have fought the long defeat." Aye, Lady Galadriel. The long defeat is upon us all.
English
1
0
3
143
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
عضلات ساق پاهایم فشرده می‌شوند. کتاب روی پاهایم شبیه شمشیری آماده‌ی خونریزی مرا مضطرب نگه می‌دارد. نگران و دلواپسِ پایانِ رُمان به نویسنده می‌اندیشم که به زندگی خویش پایان داده. بعد سالها کتابی مرا به گریستن وامی‌دارد. خوشحالم که پیش از اشک به ناشر از برای سپاسگزاری پیغام دادم.
Gedächtnis tweet media
فارسی
1
0
15
1.1K
سام گیوراد
سام گیوراد@SaamGivrad·
#سرو_کاشمر در ناخودآگاه جمعی ایرانیان چنان ریشه دوانده که از شعر و فرش تا سنگ گور، نقش و ردش را می‌توان در هرجایی از ایران یافت‌. به همین شَوند است که زنده‌یاد رستم شهزادی سرو را «درخت ایران» می‌نامید و توصیه می‌کرد برای یادکرد عزیزان درگذشته‌ی خود، سرو بکارید تا مانا باشند.
سام گیوراد tweet media
اِخْوانیات@payman_injaast

۱-از میان خاطرات کودکی‌ام، دو تصویر از سفر به کاشمر در یادم مانده که هردو ‌را در صحن امامزاده حمزه‌ (باغ‌مزار) به‌ذهن سپرده‌ام؛ اولی، تصویر سرو کهنسال قطوری است که میگفتند یکی از شاخه‌های بریدهٔ همان سرو زرتشت است و دومی، تصویر پیرمردی کفاش است که در تنه‌ی توخالی سرو بساط کرده...

فارسی
35
112
2.1K
275.9K
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
من به «جنونِ مقدس» سلام مى كنم. جنون شما، جنون عمويتان آمبرواز، و جنون همه جوانان فرانسوى، كه به علّت حافظه، عقل خود را از دست داده‌اند. #رومن_گاری [پل سلان در شعر خشخاش و حافظه، خود را حافظه می‌نامد، و به همین علاقه من… حافظه متعلق به همه کسانی است که به «پایداری» باور دارند.]
Gedächtnis@__Sulamith

پس آیا ما مجنون‌ایم چون دیوانه نشده‌ایم؟ #هرمان_بروخ

فارسی
0
0
8
332
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«كسى كه مثل تو دوست داشتن را بلد باشد، دوست داشتنِ زنى كه ديگر در كنارش نيست، این شانس را دارد که دوست داشتن چیزهای دیگری را هم، كه به محض ورود نازى‌ها دیگر در كنارش نيست، بلد باشد.» #رومن_گاری [بر قاعده‌ی دوست داشتن و با نیروی حافظه زنده نگه‌داشتن، عشق را، زبان را، میهن را…]
Gedächtnis tweet media
Gedächtnis@__Sulamith

«کوتاه سخن، این که در شهر ما (آتن) دوست داشتن و محبوب بودن از بزرگترین شرافت‌هاست…» #افلاطون، ضیافت فیلم «چشم‌اندازی در مه» تئو آنجلوپولوس علیرغم تمام آن نامه‌های کودکانه و شاعرانه یکی از تلخ‌ترین آثار تاریخ سینماست. اما در همین تلخی تئو عشقِ نخستین را به کودکانش می‌آموزاند.

فارسی
0
0
12
607
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
در سال‌های آخر عمرِ صد ساله‌اش مادربزرگْ حسرتی عظیم داشت که چرا قرنی دیرتر به‌دنیا نیامده است؛ از پیشرفت فناوری حیرت داشت. امروز وقتی به ابررایانه‌های نسل آینده با رایانش نوری می‌اندیشیدم، عمیقاً به آیندگان غبطه خوردم و به ناگاه یادِ پرنده‌ی نامرئی‌م افتادم که عاشقِ زندگی بود.
Gedächtnis@__Sulamith

رها از مرگ و از اندیشیدن به مقوله‌ی هستی، حال نامحدودی و چون پرنده‌یی نامرئی می‌توانی بال بگشائی و از آن مراسم و خاک حزن‌انگیز بگریزی و با من تن به جاده بسپاری. چلیپای آبی پنهان زیر چانه‌ات را زیر چانه‌ام بکوبانی و با من در حافظه‌ی کهن‌ات به جستجوی لالایی‌های ترکی مادرت بپردازی.

فارسی
0
0
5
254
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«در قلب انسان‌ها عواطفی هست که نمی‌توان نابودشان کرد، زیرا از دسترسی به دورند.» #رومن_گاری [چه نباشند آدمی از خلأ قلب خویش رنج خواهد برد.]
LiteraryVienna@LiteraryVienna

„Wir fühlten alle, wie tief und furchtbar die äußeren Mächte in den Menschen hineingreifen können bis in sein Innerstes, aber wir fühlten auch, daß es im Innersten etwas gab, was unangreifbar war und unverletzbar.“ Anna Seghers

فارسی
0
2
15
493
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@Persiicus ما این‌سوتر زخمی– در تقلای زندگی معمولی– گویی در تکهٔ دوم Mulholland Drive هستیم. واقعیت زشت، هولناک، ناامید کننده و غم‌انگیزست.
فارسی
0
0
0
14
Περσιξυς
Περσιξυς@Persiicus·
ما در اولین ثانیه‌های جنگ با انفجار یک بمب اتمی کشته شدیم. همگی. دقیقاً همان لحظه که اینترنت قطع شد. همان لحظه از طریق اکانتهای جیمیل‌مان مثل اپیزود سن جونیپرو به ادامه زندگی در یک پلتفورم AI منتقل شدیم. به همین دلیل دائم حس می‌کنیم یکجای کار می‌لنگد. This can't be real.
فارسی
1
0
11
872
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@asadr_info «بعد از خاتمه‌ی شواليه‌گری، دنيا ياد گرفته است كه محاسبه كند و اين وضع شدّت خواهد يافت. ما ناظر نابودى همه چیزهایی خواهيم بود که عدد در آن نيست: مثل شرافت.» دوست دارم در این نقل‌قول و بسته به احوالات ما به «شرافت» [که برای من بسیار عزیزست] کلمه دیگری هم اضافه کنم: وطن‌پرستی.
فارسی
0
0
3
61
علی صدر
علی صدر@asadr_info·
@__Sulamith تفاوتِ آشکارِ سیاست‌مدارِ سطح‌بالا با این چهره‌های مهملِ جهانِ فعلی را در همین تک‌جمله می‌تواند دید.
فارسی
1
0
6
190
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«به انتخاب تلخ میان جنگ و شرمساری نزدیک شده‌ایم. احساس من این است که شرمساری را انتخاب خواهیم کرد و سپس کمی بعدتر جنگ نیز بر ما تحمیل خواهد شد.» #چرچیل [در مورد قرارداد مونیخ در سال ۱۹۳۸ م. که همه مماشات (Appeasement) با هیتلر و نازیسم بود. جنگ جهانی دوم یک سال بعد شروع شد.]
فارسی
1
2
10
555
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@hamedabdi «از برای‌ من‌ باز كن‌ ای‌ خواهر من‌! ای‌ محبوبه‌ من‌ و كبوترم‌ و ای‌ كامله‌ من‌! زیرا كه‌ سر من‌ از شبنم‌ و زلفهایم‌ از ترشّحات‌ شب‌ پر است‌.» سلیمان به محبوبه‌اش می‌گوید. برخی مفسران قطرات شب در سر را استعاره از رنج (برای رسیدن) می‌دانند. [رأس عشق بر قاعده‌ی فقدان و ملال]
فارسی
0
0
1
140
Hamed Abdi
Hamed Abdi@hamedabdi·
سه‌گانه بیهودگی، رنج و عشق
فارسی
2
0
2
222
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@asadr_info از همین است که من لو آندرئاس سالومه و نیز اینگِبورگ باخمان را بسیار دوست می‌دارم. زنانی که آثارشان تا حدود زیادی محو شده‌اند اما اثرشان نه.
فارسی
1
0
1
59
علی صدر
علی صدر@asadr_info·
زنانی که ناپدید شدند در میانه‌یِ قرنِ هفدهم، الیزابت پرنسسِ بوهمیا که مکاتباتِ مفصلی با رنه دکارت فیلسوف مشهور داشت در نامه‌ای پرسید چطور ممکن است ذهنی که ماهیتاً غیرِمادی‌ست بر بدنی که ماهیتا مادی‌ست اثر گذاشته و آن را به حرکت درآورد؟ این دقیقاً نقطه‌ی ضعفِ ۸/۱
علی صدر tweet media
فارسی
2
6
69
6.6K
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
و پرسیدند: دلهای ما خفته است که سخن تو در دلهای ما اثر نمی‌کند. چه کنیم؟ گفت: کاشکی خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد. دلهای شما مرده است که هر چند می‌جنبانی بیدار نمی‌گردد. #عطار، تذکرة الأولیاء، ذکر حسن بصری
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
12
99
2.6K