Gedächtnis

2.4K posts

Gedächtnis banner
Gedächtnis

Gedächtnis

@__Sulamith

Ich habe kein literarisches Interesse, sondern bestehe aus Literatur… И мне хочется к тебе на грудь — спать. El éxtasis no repite sus símbolo. Καρδιά ελληνική!

im Schatten des Wundenmals Katılım Ekim 2020
23 Takip Edilen491 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«آری، بی‌تردید، باز برخواهیم خاست، بی‌تردید یکدیگر را خواهیم دید و شادمانه به یکدیگر خواهیم گفت که چه بر ما رفته است…» #داستایفسکی
فارسی
0
1
9
521
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«آخر مگر می‌شود با دشمنی که جوهر و ذاتی ضد بشری دارد جز به زور اسلحه جنگید؟» #رومن_گازی
فارسی
0
0
2
53
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«این زندگی [و تاریخ] است که ما را تجربه کرده و مالک ماست.» #رومن_گاری در جاهای زیادی زیسته و به شکلی اختیارم را به دست زندگی داده‌ام. از زندگی در این دره آنچه بسیار دوست می‌دارم طنین طره‌های سربی ناقوس کلیساست که می‌لغزد روی آب و دور تن کوه‌ها می‌تابد و برهنه به من بازمی‌گردد.
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
0
6
114
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«سکوت سهمگین‌ترین نیروست در دستان کسانی که دوست داشته می‌شوند و هُرست آن بر دلشوره‌ی منتظران دامن می‌زند.» #پروست به خیالم حافظه‌ام توانسته بود همه چیز را به وادی فراموشی بسپارد. اما، خوابِ بی‌مرزْ دوست داشتن دیدم. از میانِ خاکسترِ دی‌ماه با دلتنگی شدید برخاستم. دیر زی عزیزکم!
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
0
6
174
Gedächtnis retweetledi
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«گور من در موضعی باشد که هر بهار باد شمال بر من گل‌افشان کند.» #نظامی_عروضی، چهار مقاله، در وصف خیام، از میان یادداشت‌های هدایت چهار روز پیش از آن شبی که خود را از بالای پل میرابو به سن بسپارد، به دیدارش رفتم. گفتم: «سلام پل عزیزم، ما دوستانیم!» شکوفه بارید. [پل سلانِ من!]
Gedächtnis@__Sulamith

«در رودهای شمالِ آینده توری را به آب می‌اندازم که تو با دودلی وزنه‌هایی از سایه‌های با سنگ نبشته شده بر آن آویخته‌ای.» #پل_سلان در ۲۰ آوریل ۱۹۷۰ سلان خود را به رود سن سپرد.

فارسی
0
2
20
2.1K
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«زبان نه‌تنها پلی به جهان می‌سازد، بلکه پلی به سوی تنهایی نیز هست.» #پل_سلان زمانی که پاریس بودم قلبم رضا نداد که قدم روی پل میرابو بگذارم و کمی آنسوتر به سمت خانه‌ی شماره ۶ خیابان امیل زولا که سلان ماه‌های آخر زندگی‌اش را در آن تنها و بدون وسیله گذرانده بود، بروم. [۲۰ آوریل]
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
0
9
192
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
@SaamGivrad یکی از محترم‌ترین مترجمان که فرصت هم‌صحبتی با ایشان را داشتم. امیدوارم کتابخانه ایشان به کسی که هم قدر کارهای جناب موقن و نیز قدر گنجینه کتابهایشان را می‌شناسد، برسد. یادشان گرامی. [اندوه]
فارسی
1
0
3
164
سام گیوراد
سام گیوراد@SaamGivrad·
«روشنگری خروج انسان از صغارتی است که خود بر خويش تحميل کرده است. صغارت، ناتوانی در به کاربردن فهم خود بدون راهنمايی ديگری است و علت آن نه در سفيه بودن بلکه در فقدان عزم و شهامت در به کارگيری فهم خود است، شعار روشنگری اين است: Sapere Aude»  «در به کارگيری فهم خود شهامت داشته باش!»
سام گیوراد tweet mediaسام گیوراد tweet media
پیام ما@payamema

🔻یدالله موقن، مترجم آثار فلسفی، در ۷۷ سالگی در اصفهان درگذشت. او امروز (۳۰ فروردین) بر اثر سرطان دار فانی را وداع گفت. «اسطوره دولت»، «فلسفه صورت‌های سمبولیک»، «فرد و کیهان در فلسفه رنسانس» و «ارنست کاسیرر فیلسوف فرهنگ» از جمله آثار اوست.

فارسی
2
6
151
12.4K
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
پس از شوآ (שואה)/ هولوکاست، ادبیات جهان دچار دگرگونی عمیقی شد. بسیاری از نویسندگان و شاعران، چه بازماندگان مستقیم و چه شاهدان غیرمستقیم، کوشیدند تجربه‌ی رنج، فقدان، و بحران اخلاقی این فاجعه‌ی عظیم را بیان کنند. احمد خدایی در یک کلمه پیش از مرگ این اثر را خلق می‌کند: پیکرهایمان.
Sana Ebrahimi Ledene@__Injaneb96

This one broke me today.💔 A 38 year old nurse and mountaineer named Saleheh Akbari and her husband Ahmad Khodaei opened their home to wounded protesters who were too scared to go to hospitals on Jan 8 and 9, because the regime was hunting them down. They treated them. Hid them. Saved lives. A few days later, on January 12, security forces raided their house. Ahmad wasn’t home yet, so they waited. When he walked in, they jumped him and started beating him. Saleheh threw herself between them to protect her husband. They shot her in the heart. Point blank. Right in front of Ahmad, and their little 8 year old. She died in his arms. The grief destroyed him. Ahmad couldn’t carry it. He wrote one last letter to his wife, said goodbye to the world and posted it on his Instagram. He took his own life. Two hearts that only wanted to help people, gone. Because they dared to show humanity in a regime that has none. This is what bravery looks like in Iran. And the world keeps scrolling. Share this. Their story deserves to be heard. 💔

فارسی
0
0
6
198
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
فسردن نیست دل را بی تو در کنجِ گرانجانی که در هر جزو این سنگْ آتشِ دیگر کمین دارد تصرف نیست ممکن در دلِ ما عیش امکان را که این اقلیم را داغِ غمت زیر نگین دارد #بیدل #دی‌ماه [هیچ غمی غم دی‌ماه خونین ایران نیست که نتوان از آن گذشت. نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.]
فارسی
0
1
7
145
Hamed Abdi
Hamed Abdi@hamedabdi·
@__Sulamith احتمالش اصلا کم نیست. به ویژه که طبق آمار، بیش از ۹۰ درصد ترانزیت تجاری ایران از این طریق هست. حدود ۱۰۰ میلیارد دلار در سال. بسته شدنش یعنی بحران عمیق زیستی در ایران.
فارسی
1
0
1
35
Hamed Abdi
Hamed Abdi@hamedabdi·
تنگه هرمز بیش از آنکه یک دارایی استراتژیک باشد، پاشنه آشیل ایران خواهد بود. و به زودی بحران‌ها از تنگه هرمز سرازیر خواهند شد...
فارسی
1
0
3
108
Hamed Abdi
Hamed Abdi@hamedabdi·
Nyx ateleutetos
Deutsch
1
0
2
77
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«من از شعری سخن می‌گویم که وجود ندارد. شعر ابژه‌ای نیست و مکانی است. مکانی که در آن تمامی ایماژها و استعاره‌ها می‌خواهند به ابسورد برده شوند.» #پل_سلان بعد ازهولوکاست زبان برای شاعر شکسته بود، وجود نداشت. در این خانه‌یی که نبود استعاره‌ به جهان معنا نمی‌بخشید. #هولوکاست #دی‌ماه
فارسی
0
0
9
345
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
… چگونه می‌توانستم از مفهوم «خانه» خوشم بیاید؟ … وقتی به چهره‌اش نگاه کردم، آن‌گاه که در تابوت آرمیده بود– چهره‌ای خاکستری و فرسوده از سرطان– فهمیدم که به چهره‌ی یک قربانی می‌نگرم، و نظامی را که او را قربانی کرده بود، نفرین کردم. #جیمز_جویس به نورا بارنِکِل
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
0
3
200
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«هر انسان، زاده‌ی زمانه‌یی است که در آن زندگی می‌کند، و تنها اندکی از افراد قادرند خود را فراتر از اندیشه‌های رایج عصرشان بَرکشند.» #ولتر وارد کتابفروشی شدم و با شش کتاب در دست خارج شدم. دوست داشتم زاده‌ی عصر جویس می‌بودم و نه جهانِ اندیشه‌ی کسالت‌آورِ امروز. جویس بازمی‌خریدمان!
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
0
4
219
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
می‌اندیشیدم که در مدت اقامتم در لندن به دوستی برای معاشرت نیاز دارم. در ذهنم جستجو می‌کردم که یاد آن دوستم افتادم که بیست سال در وست‌مینستر زندگی کرده بود؛ دوستم با وقاری سنگین، مکثی وصف‌ناپذیر و تعلیقی که شاید از ضرباهنگ قلب زخمی‌ش می‌آمد. دوستم کلاریسا دلووی، خودم در میانسالی.
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
0
6
150
Hamed Abdi
Hamed Abdi@hamedabdi·
Lenta erosio animi ...
Italiano
1
0
2
108
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«و اگر حقیقتی هزاران‌بار نیز تشبّث به نام خدا بجوید و خود را مقدس بخواند، هرگز این حق را نمی‌یابد که بر تقدّس جان آدمی که پرداختهٔ دست آفریدگار جهان است دست بدرازد و نابود کند آن‌را.» #اشتفان_تسوایگ دست از کشتن فرزندان ایران بردارید! بربرهای وحشت‌زده‌ی رو به نابودی!
فارسی
0
0
2
200
Gedächtnis
Gedächtnis@__Sulamith·
«چه فراموشی مرگست.» #پروست دیروز در خیابان پیکادلی لندن هم یاد شما بود و هم یاد جاویدنام #اميرحسين_حاتمى.
Gedächtnis tweet media
فارسی
0
0
3
134