زنی که در تصویر میبینید مادرجون منه. تو هفت و پنج سالگی، با زبون روزه، زیر آفتاب، از صبح تا غروب تو زمین کشاورزی مشغوله. این عکس شاید یکی از زیباترین و گویاترین تعریف بخش زیادی از زنهای زحمتکش مازندرانی باشه، سایهشون حالا حالا ها بالای سرمون باشه.
@1mahraz دوران دبیرستانم فوتبال حرفه ای بازی میکردم.
استادیوم فوتبال قدیمی بوشهر(شهیدبهشتی) کنار دریاست.
زمستون ها دما گاهی تا ۶,۷ درجه هم میشد.
بعد از فوتبال که هوا تاریک میشد از کنار دریا راه میفتادم برم خونه،ترکیب،خیابون خلوت، سرما،تاریکی و صدای دریا، آدم رو تا مرز افسردگی میبرد.
تا وقتی کنار دریا زندگی نکرده باشی، مخصوصا غروبهای سرد و خیس پاییز و زمستون که چهار پنج دیگه هوا تاریکه، کنار رودخونه و دریا، نه از سر تفریح، که به عنوان یه پدیده عادی که بخشی از جریان زندگیه راه نرفته باشی، نمیفهمی دریا چه اثر مالیخولیایی روی روانت میتونه داشته باشه.