Sabitlenmiş Tweet

سلام به همه، که همهٔ ما، روزهای سختی را میگذرانیم.
مدتی نبودم.
این نبودن دلایل مختلفی داشت؛ بخشی از آن خستگی بود، بخشی فشارهای شخصی و جسمی، و بخشی هم این احساس که حرفهایی را که باید میزدم، پیشتر گفته بودم و برایشان، بیش از توانم، هزینه داده بودم.
در سالهای گذشته، هر جا فکر کردم تصمیمی، روندی یا ساختاری میتواند به اینترنت، اقتصاد دیجیتال، کسبوکارهای آنلاین یا آینده ارتباطات کشور آسیب بزند، در حد توانم نوشتم و هشدار دادم. گاهی درباره تصمیمهای خطرناک در زیرساخت ارتباطی کشور، گاهی درباره محدودتر شدن فضای اقتصاد دیجیتال، و گاهی درباره تعارض منافع، رانت و سازوکارهای غیرشفافی که در برخی نهادهای صنفی میدیدم.
طبیعی است که هر نقدی میتواند مخالف داشته باشد. نقد همیشه حق مخاطب بوده و هست. اما آنچه فرسودهام کرد، نقد نبود؛ فحاشی بود، تخریب بود، حمله به خانواده بود، و گاهی رفتارهایی که من آنها را تهدید مستقیم نسبت به خودم و عزیزانم برداشت کردم. حتی تجربهای داشتم که در تورنتو، کسی به در خانهام آمد و پیامی رساند (پس از پرداختن به فساد سیتماتیک و رانتی که در نظام صنفی رایانه شاهدش هستیم) که در آن زمینه و آن زمان، برای من اتفاقی ساده و معمولی نبود.
اینها البته فقط مربوط به ماههای اخیر نیست. سالهاست که چنین هزینههایی، به شکلهای مختلف، ادامه داشته است.
از روزهایی که در اعتراض به طرح صیانت، در حد توانمان تلاش کردیم نگذاریم جریانهایی که نگاهشان به اینترنت، نگاه بستن و محدود کردن است، بر ارتباطات مردم مسلط شوند؛ تا روزهایی که پس از اعتراض به کشتهشدن مهسا امینی، تجربهای تلخ و ناعادلانه از بازداشت، فشار، شکنجه و اجبار را پشت سر گذاشتم. در آن شرایط، چیزهایی را پذیرفتم، نوشتم و امضا کردم، حتی بر علیه خودم فیلم ضبط کردند که انتخاب آزادانه من نبود. بار روانی آن روزها هنوز هم با من است.
با این حال، فراموشکار نیستم.
هنوز و همیشه شرمنده لطف و محبت تکتک شما عزیزانی هستم که در آن روزهای تاریک، وقتی دست من و امثال من از دنیا کوتاه بود، کوتاه نیامدید. هر کاری از دستتان برمیآمد برای آزادی کسانی که ناعادلانه گرفتار شده بودند انجام دادید. من آن محبتها را فراموش نکردهام و نخواهم کرد.
چند ماه پیش نوشتم که خسته شدهام و کم آوردهام. راستش هنوز هم آن حال بد کاملاً از بین نرفته است.
مدتی سکوت کردم، چون دیگر توان آن شکل از حضور را نداشتم. بعد هم فشارهای روحی و جسمی، همراه با اتفاقاتی که از دیماه در داخل و خارج از کشور شاهدش بودیم و تجربه کردیم، کار را به جایی رساند که نه تنها ذهن و روحم، که حتی بدنم هم دیگر همراهی نکرد. در نهایت، با یک مشکل جدی جسمی و دو عمل جراحی مواجه شدم. خدا را شکر خطر اصلی برطرف شده و حالا دوران نقاهت را هم تقریبا پشت سر گذاشتهام.
در این مدت زیاد فکر کردم که از این به بعد چه کاری از دست من برمیآید.
واقعیت این است که امروز نه توان دعواهای فرسایشی گذشته را دارم، نه علاقهای به باز کردن زخمهای تازه. اما هنوز فکر میکنم اگر دانشی، تجربهای یا توانی دارم، باید آن را در جایی به کار بگیرم که شاید کمی از فشار روی مردم و کسبوکارها کم کند.
به اتحادیه کسبوکارهای فضای مجازی پیام داده بودم قبلا و اعلام آمادگی کرده بودم که هر کمکی از دستم برای آموزش، مشاوره و بهبود شرایط کسبوکارها برمیآید، بدون هیچ دریافت مالی انجام بدهم. در شرایط حاضر با آن موافقت شد و بسیار خوشحال شدم. این همکاری برای من نه جایگاه سیاسی دارد، نه منفعت مالی، و نه به معنای تأیید هیچ ساختار یا جریانی است. فقط تلاشی است برای اینکه اگر چیزی میدانم، در این روزهای سخت به کار کسبوکارها بیاید.
به دورههای دانشگاه تهران هم پیام دادم که کلاسهای نیمهتمامی را که از اواخر پاییز قطع شده بود، هر زمان امکانش فراهم باشد ادامه بدهیم تا حق دانشجوها ضایع نشود فقط منتظرم یک ارتباط قابل اطمینان پیدا شود.
برای اینکه هیچ شائبهای هم ایجاد نشود، دورههای آنلاین و حضوری شخصی خودم را هم فعلاً تعطیل کردهام. فقط دورهای که نیمهتمام مانده بود برگزار میشود تا تعهدم به شرکتکنندگان کامل شود ولی دانشجوی جدید نمیپذیرد. ویدیوهای بخشهایی از دوره که آموزش خودم بوده را هم بهتدریج رایگان و در دسترس همه قرار خواهم داد. مشکلات سایت را هم به تازگی دسترسی محدود پیدا کردهایم. تلاش میکنیم مشکلات سایت را برطرف کنیم و این وقفه را هم حتما سعی خواهم کرد جبران کنم.
این نوشته هم نه برای باز کردن دعوای تازه است، نه برای توجیه سکوت.
فقط توضیحی است درباره اینکه چرا مدتی نبودم، چه چیزی باعث شد دوباره برگردم، و از این به بعد در حد توانم چه کاری میخواهم انجام بدهم.
امروز فکر میکنم هر کدام از ما، هر جا که هستیم، اگر توان و امکانی داریم، باید بخشی از بار مردم و کسبوکارها را سبکتر کنیم. کاری که از من برمیآید، آموزش، انتقال تجربه و کمک به کسبوکارهاست. همان را انجام میدهم؛ تا جایی که توانش را داشته باشم.

فارسی













