هر بار که تلاش میکنم با یه نفر ارتباط بگیرم و ریجکت میشم یا به هر دلیلی کنسل میشه چندین درجه اعتماد به نفسم میاد پایین
و الان اینجوریم که خب بیخیال
برو تو غار تنهاییت و از ادما دور شو
تو نه جذابیتی داری واسه کسی و نه شخصیت دوست داشتنی شاید حتی
@Fatemeh_13mk البته مطالعات تون رو اگه بخواهید بیشتر کنید میفهمید که بیشتر کسانی که فاتح بودن عالم بودن و صوفیسم های هر زمان همه گی مرد بودن اما پدر کسکشت هم جزوی از اون نسل برده بوده
هرجا شنیدی که گفتن:" ذات زن تمایل به اطاعت داره"، بهشون بگو: مردان در طول تاریخ بهترین برده ها،بهترین کارمند ها،بهترین کارگرها و بهترین سرباز ها بودند.
نافرمانی، طغیان، عصیان گری و حق طلبی از همون ابتدا زنانه بوده و هست...
♥️✌️
@Morybadakhlagh بگی سلام خوبی به قول این نسل جدیدا ریجکت میشی
باید مثلاً ببینی تو زندگیش دنبال چیه، مثلاً در نظر میگیریم عکاسه.
میری دایرکت ، پی وی یا هرکوفتی ک هس میگی سلام اقدس خانوم من میخوام برای عکاسی معمولی یه دوربین بگیرم به نظر شما چی مناسب منه؟ و بعدش دیگه ب خودت بستگی داره دیگه
دیشب وسط شیفت یهو دیدم آقایی منو دعوت به دیت کردن، تشکر کردم و توضیح دادم که شیفتم برای روزهای آینده باهم هماهنگ میشیم، پیام سین نشد و دیگه جوابی نداد!
صبح دیدم پیام داده دیدم دیر جواب دادی با یکی دیگه اکی شدم!
چکار دارید میکنید؟؟؟
چرا هر روز دارید عجیب تر میشید؟😂
@professor_cxc وقتی به این درک برسیم که ماهم مهم هستیم درست میشه، نمیخوام بگم ما مهمتر هستیم.
فقط اینو بفهمیم که ماهم مهم هستیم، بعدش آروم تر و عاقلانه تر برخورد میکنیم با همچین موضوعاتی
من در همه چی شکست خورده ام
توی محل کارم
در دوستی
در رابطه ای که اصلا شروع نشد
من هر انچه که بلد بودم رو ارائه کردم هرچه که در توانم بود اما همیشه دعوا بر سر خواستنم نبودِ که بلکه همیشه بر سر نخواستنم بودِ
تو اوج رابطهاش متوجه شد پارتنرش سرطان گرفته!
با اینکه خود پارتنرش میگفت تو برو دنبال زندگیت؛پیش خودش گفت رسم مردانگی نیست تو این شرایط رهاش کنم!
برخلاف نظر دوستان و خانواده با ضجههای شبانه موند تو اون رابطه!
آخرش متوجه شد، داستان سرطان سناریویی برای رها کردن خودش بوده!
@Leiiiliiim شماره پلاکشونو بردار یه شب با رفیقت تو یه ماشین بشینید که شمارو نبینن بعدش زنگ بزنید کلانتری یه قصه ای سر هم کنید میان یه گیری میدن. اگه چهار روز این کارو تکرار کنی میرن
یه ماشینی چند مدته جلو در خونه من پارکه توش دو تا پسرن سر یه تایم مشخصی هم میرن اولش فک کردم میشینن تو ماشین چت میکنن و ازین چیزا ولی بعد گفتم هرشب که نمیشه تا اینکه زنگ خونه من ساعت ۱۲ شب یه سره شد اومدم جلو پنجره دیدم داره از سمت خونه میره سوار همون ماشین میشه ://////// ترسناکه