AliHasani

63.5K posts

AliHasani

AliHasani

@AliHasani_

علاقمند به مبحث جامعه‌شناسی سازمان🧐 الان با سوره‌شناسی آرام میگیرم🌷 عضو انجمن امیدواران بی‌دلیل😌 اجازه بدید در تمام عمر از جنگیدن برای موفقیت لذت ببریم

تهران-قم Katılım Mart 2020
1.1K Takip Edilen1.6K Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
بخوانید سوره قدر را زیاد بخوانید
فارسی
14
3
94
0
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
@ahoeimim وقتی نه قدر غذای هیئت رو میدونی نه قدر قورمه.سبزی رو :)))
فارسی
0
0
3
32
behrooz azizi
behrooz azizi@journalist13655·
این #اراذل_اوباش چه کسانی هستند؟ نوادگان #شعبان_بی_مخ
فارسی
25
5
68
1.7K
Mim Mim Jim Jim
Mim Mim Jim Jim@mim_mim_jim_jim·
@AliHasani_ دایی شما هیچ بویی از پدری نبردید. پدرها سردشون نمیشه که کولر رو خاموش میکنن پدرها اون لحظه حال نمیکنن کولر روشن باشه به هر دلیلی. شما بُنیتو قوی کن :)
فارسی
1
0
1
27
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
واقعا از پدرم هم پدرترم. ساعت ۱۰ گفتند که کولر روشن کنم از بس سردم شد، پتو انداختم روم. تا پارسال، توی تابستون کلا‌ پتو استفاده نمی‌کردم ها:))
فارسی
1
0
16
170
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
بلیط قطار داشتم لباسمم پوشیدم کیفم رو هم برداشتم مونده بود کفش بپوشم و بیام که... دیدم حسش نیست، نیومدم تهران.
فارسی
1
0
16
130
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
@hosseinkolakaj روح حرف‌شون چنین نیست حالا باید صوتش شنیده بشه
فارسی
1
0
0
9
مامِتِیْن
مامِتِیْن@hosseinkolakaj·
@AliHasani_ والا الان هم گمون نکنم موافق باشه فقط میگه دعوا راه نندازیم
فارسی
1
0
0
8
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
@hosseinkolakaj الان جمله خاصی یادم نیست ولی یادمه فضای اطراف ایشون بسیار ضد برجام بود
فارسی
1
0
0
13
fateme
fateme@fatemmola·
@AliHasani_ همین پیش‌فرض‌ها کلمه‌ رو به قهقرا برد😁
فارسی
1
0
1
6
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
یواش‌یواش دوستانم دارن به چت با محوریت گیف عادت می‌کنند. دنیا زیبا می‌شود.
فارسی
1
0
16
181
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
@fatemmola من گاهی تا ۱۰ پیام رو با دوستام صرفا با گیف پیش می‌بریم بدون ایموجی به همدیگه پیام بدیم که انگار عصبانی هستیم اصلا:))
فارسی
1
0
1
19
fateme
fateme@fatemmola·
@AliHasani_ وای چطور خوشتون میاد. من اصلا ایموجی هم دوست ندارم چه برسه به چیزای دیگه. فقط کلمه
فارسی
1
0
1
35
°_° همتی 🎒
°_° همتی 🎒@elham_hematian·
@AliHasani_ از کجا معلوم شاید جواب سلامتون از طریق مادر گرامی بهتون داده شده
فارسی
1
0
2
33
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
توی خونه یهو رو به قبله کردم و دست‌به‌سینه به آقاجان امیرالمومنین علیه السلام سلام دادم. حواسم نبود مادرمم روبه‌روم نشسته. فکر کردند به ایشون سلام میدم یهو گفتند: و علیک‌السلام :))))))))
فارسی
4
0
67
601
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
حی إلی الاصول
العربية
0
0
1
35
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
@alinqdi81 نه طرفدار اونهایی که شیرینی می‌دهند نیز هستم اونها هم مثل شیرینی اصالت دارند
فارسی
0
0
1
12
Ali
Ali@alinqdi81·
@AliHasani_ تو فقط طرفدار شیرینی هستی‌. :))
فارسی
1
0
1
13
Ali
Ali@alinqdi81·
۴۸ تیمی‌ شدن جام جهانی با توجه به میزبان‌های این دوره، سختی و آسونی گروه‌ها رو یکسان توزیع نکرده. سه-چهار گروه خیلی بیخود داره ولی بقیه‌ی گروه‌ها شبیه جام‌جهانی‌های ۳۲تیمیه. جالب.
فارسی
2
0
6
786
AliHasani
AliHasani@AliHasani_·
@Mrymshz کلی برکت داره انجام دادید منم دعا کنید لطفاً
فارسی
1
0
1
36
آزاد و گرفتار
@AliHasani_ من مامانم عادت داشت بعد نماز سلام به ائمه رو کامل ایستاده میگفت نمی‌دونم چرا من این عادت رو ندارم با توییت‌تون برام یادآوری شد
فارسی
1
0
1
83
AliHasani retweetledi
Mahdi Kharratiyan
Mahdi Kharratiyan@MehdiKharratya·
مقاله ای تفصیلی پیرامون دلایل صدور پیام تاریخی رهبر انقلاب و ارزیابی توافق مهم ایران و ایالات متحده؛ واکاوی دلایل مداخله آشکار رهبر جمهوری اسلامی ایران در تقابل دو کادر رهبری تحت فشار در حال حاضر در بطن جامعه ایران و همچنین محافل نخبگانی سیاسی کشور، درمورد دو متن بحثها و گفتگوهای فراوانی درگرفته است: نخست، پیام رهبر معظم انقلاب، که حاوی نکات بیسابقه‌ای پیرامون نظر ایشان به روند مذاکرات آتش بس ایران و ایالات متحده است. دوم، انتشار متن یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا پیرامون نحوه پایان جنگ و آغاز مذاکرات هسته‌ای. برای درک دلایل این مداخله و پیام تاریخی، علاوه بر بررسی دقیق متن توافق، به تحلیلهای فرامتنی متعددی نیاز است که شامل فرایند توافق، بررسی پیامهای پیشین رهبری نظام، بررسی بیانیه مهم شورای امنیت ملی در پایان جنگ، شرایط فعلی معادلات قدرت در واشنگتن و تهران و و وضعیت فعلی منطقه خاورمیانه خصوصا لبنان می‌شود. برای شروع، به تبیین پاردایمهای سیاستی میپردازیم که جهت معماری متن و فرامتن این توافق به رقابت پرداختند. از منظر نگارنده، با اندکی اغماض میتوان گفت که جهت شکل‌گیری یادداشت تفاهم یاد شده، حداقل چهار پاردایم سیاستی در محافل سیاسی در تهران به رقابت پرداختند که در ادامه به ویژگیهای هر یک و تاثیری که بر فرایند مذاکرات گذاشتند خواهیم پرداخت. در ادامه، گریزی به نقش لابی کشورهای عربی خصوصا قطر و امارات در تحقق این توافق خواهیم داشت. سپس به بررسی حساسیتهای رهبر انقلاب که در متن پیامهای ایشان منعکس است خواهیم داشت و در ادامه متن توافق را با دقت مورد بررسی قرار داده و نقاط قوت و ضعف آنرا نشان خواهیم داد. در ادامه به بررسی وضعیت منازعات قدرت در واشنگتن و رقابت شبکه راکبریج (حامیان ونس) و لابی اسرائیل خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چرا برغم واقعی بودن این شکاف، این مساله تحت الشعاع انتخابات میاندوره ای و شرایط خاص بازارهای مالی است و این احتمال جدی وجود دارد که پس از انتخابات، روابط واشنگتن و تل آویو «به تنظیمات کارخانه» بازگردد. در این حال توضیح خواهیم داد که این شکاف میتواند در صورت دقت نظر در تهران و عدم سوء محاسبه در مسئولان کشور و نبود اختلاف در کادر رهبری نظام، فرصتهای مهمی را در اختیار ایران قرار دهد. در ادامه به بررسی وضع لبنان خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چرا با توجه به جمیع جوانب، این پیام هشداردهنده ضرورت داشته است. چهار پارادایم سیاستی که در تهران برای نیل به این یادداشت تفاهم به رقابت پرداخته و کوشیدند مسیر نیل به توافق و متن یادداشت را تحت تاثیر خود قرار دهند، عبارت اند از: ۱. پارادایم نرمالیزاسیون: این پارادایم معتقد است: ۱.۱. اگرچه جهان در حال گذر است و قدرت آمریکا نسبت به گذشته کاهش یافته است، اما جهان گذارمعناداری از Pax Americana نداشته و ایران ناگزیر است تمام مسائل خود را دیر یا زود با آمریکا حل کرده، وارد فرایند عادیسازی با واشنگتن شود. ۱.۲. در مورد اسرائیل، این پاردایم آنرا به عنوان واقعیت منطقه خاورمیانه و قدرت برتر سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی منطقه پذیرفته و بشکلی نه چندان آشکار حامی پیوستن ایران به پیمان ابراهیم یا حداقل رفع تخاصم میان ایران و اسراییل است. ۱.۳. این پاردایم عمیقا معتقد است که سطح روابط تهران-پکن و تهران-مسکو به سقف خود رسیده است و هرگونه تلاش در جهت تعمیق این روابط اتلاف وقت است. ۱.۴. در حوزه هسته ای، این جریان حامی سرسخت اعطای امتیازات گسترده در حوزه صنعت هسته‌ای و حتی تعطیلی آن است، چرا که معتقد است این صنعت تا کنون برای ایران صرفا هزینه بوده است. ۱.۵. این جریان حامی گزاره‌هایی چون «ترامپ معامله‌گر» و امکان جداسازی راهبردی اسرائیل و ایالات متحده است. ۱.۶. این جریان بر محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران در قیاس با ایالات متحده و اسراییل تاکید بسیاری دارد و تا پیش از این جنگ هیچ شانسی برای ایران جهت پیروزی یا عدم شکست مطلق در یک جنگ نظامی با آمریکا قائل نبود. ۱.۷. در حوزه منطقه‌ای این جریان با هرگونه تنش با همسایگان خصوصا سعودی و امارات عربی متحده مخالف است و از هر فرصتی برای بهبود روابط با این کشورها استقبال میکند. ۱.۸. این جریان روی شکافها در حزب دموکرات و جمهوریخواه حساب ویژه ای باز کرده و معتقد است تهران میتواند از این شکافها جهت تامین منافع راهبردی و بلندمدت خود را تامین کند. ۱.۹. در مورد تنگه هرمز، این جریان معتقد است که انسداد این تنگه اگرچه موثر واقع شده اما ایران باید در جهت «اعتمادسازی» جهانی هرچه سریعتر شرایط تنگه را به وضعیت پیشین خود بازگرداند. ۲. پاردایم تنفس میان دو جنگ: این پارادایم تخاصم بلندمدت میان ایران و ایالت متحده را مفروض گرفته است و معتقد است که از هر فرصتی برای تنفس و بهبود شرایط جهت فاز بعدی تقابل باید استفاده کرد. ویژگیهای این پاردایم عبارت اند از: ۲.۱. اگرچه این جریان قائل به تخاصم با آمریکاست، اما وضعیت کشور را عمدتا از لنز رابطه جنگ و صلح با آمریکا یا متحدین وی (نظیر اسرائیل) ارزیابی میکند و برای سایر قدرتهای بزرگ در عمل شان چندانی قائل نیست. ۲.۲. این جریان قائل به ارتقای روابط با پکن و مسکو است، اما معتقد است ابتدا باید تکلیف جنگ/صلح با آمریکا مشخص شود و سپس در امتداد آن و بشکل سری (و نه موازی) تکلیف روابط با کشورهای دیگر مشخص شود. ۲.۳. در حوزه هسته‌ای، این جریان معتقد است که ایران در تقابل با آمریکا/اسرائیل نیازی به تغییر وضعیت موجود و دکترین هسته‌ای ندارد، اما باید تلاش کند تا حد امکان در حوزه هسته‌ای امتیاز ندهد. ۲.۴. این پاردایم بنا را بر بی اعتمادی کامل به قولهای آمریکا و ترامپ گذاشته و نسبت به اثربخشی استفاده از شکافهای موجود در آمریکا پیرامون پرونده اسرائیل بی اعتماد است. ۲.۵. این جریان معتقد است که اگرچه ایران دارای توان سیاسی، اقتصادی و نظامی بسیار محدودتری نسبت با آمریکاست، اما دارای مزیتهای ژئوپولتیک منحصر به فردی است که در ترکیب با دکترین دفاع نامتقارن میتواند در برابر آمریکا بازدارندگی ایجاد کند. ۲.۶. در حوزه منطقه ای این پارادایم نسبت به کشورهای عربی خصوصا قطر، سعودی و امارات اعتماد کمی دارد اما معتقد است در صورت استفاده از اهرمهای سخت میتوان با آنها بشکلی مجزا از ایالات متحده و اسرائیل به توافق پایدار رسید و از منافع روابط با آنها در بلندمدت بهره‌مند گردید یا از لابی آنها در واشنگتن جهت تحقق اهداف در حد ضرورت استفاده کرد. ۳. پاردایم تقابل دو نظم: این جریان همه تحولات اخیر را از منظر کل گرا و نظم محور، رقابت قدرتهای بزرگ جهت تثبیت نظم جهانی مد نظر خود و رقابت استراتژیک ایران و اسرائیل جهت تثبیت نظم منطقه ای حول هژمونی خود ارزیابی میکند. این پاردایم به نکات زیر معتقد است: ۳.۱. تقابل ایران و ایالات متحده و رژیم اسرائیل، بیش از آنکه ناشی از یک تضاد ایدئولوژیک قابل حل باشد، ناشی از یک جبر ژئوپولتیک و در عین حال تاریخی (در امتداد رفتار بریتانیا/طبقه حاکم آتلانتیک) در تضعیف یکپارچگی ارضی ایران است که با تشدید رقابت قدرتهای بزرگ شدت یافته است. ۳.۲. بر خلاف جریانهای پیشین، این پاردایم معتقد است که به دلیل رقابت نظمهای «مبتنی بر قواعد» و جهان چند قطبی و رقابت و گسترش کوریدورها و ائتلافها، فرصتهای بالقوه و بینظیری در برابر تهران جهت ارتقای روابط با مسکو و پکن، خصوصا پکن وجود دارد که تهران در بالفعل کردن آنها بشدت کوتاهی کرده است. ۳.۳. در حل و فصل منازعه اخیر، این پارادایم بر خلاف پارادایمهای فوق معتقد است که تثبیت شرایط کشور از تثبیت یک «نظم» پیرامون تهران میگذرد که این تثبیت خود نیازمند نسبت یابی میان نظم مد نظر تهران با نظمهای مد نظر پکن و مسکو (خصوصا پکن) و البته واشنگتن است. ایران باید تلاش کند تا حد امکان ار فرصتهای نظمهای نوظهور استفاده و در عین حال نسبت خود را با نظم مبتنی بر قواعد بشکلی تعریف کند که آسیبهای اقتصادی و امنیتی حداقل شود. لذا تثبیت نظم پسا جنگ نیازمند تعاملی موازی با چین و روسیه به موازات مذاکرات با آمریکاست و ای بسا تعامل با چین از حیث زمانی و رتبه‌ای بر مذاکرات با آمریکا اولویت داشته باشد. ۳.۴. در حوزه هسته‌ای، این پارادایم با توجه به اینکه به نظم در حال گذار جهانی و افزایش سطح آنارشی در روابط بین الملل اهمیت بسیاری میدهد، قائل به تغییر دکترین هسته ای ایران است. با وجود این، این تغییر را نیازمند برخی مقدمات در حوزه اطلاعات/ضداطلاعات و یارگیری از میان قدرتهای اتمی صاحب حق رای وتو میداند. ۳.۵. در حوزه بازدارندگی متعارف، این جریان معتقد است که دریافت سلاحهای «تغییردهنده بازی» از قدرتهای بزرگ نیازمند گفتگوهای راهبردی و همسویی میان «استراتژی بزرگ» تهران با پکن و مسکو (البته به معنای تعمیق همسویی منافع مشترک ملی نه تعریف رابطه متروپل-قمر) است و دریافت سلاح راهبردی، نیازمند گفتگوی راهبردی و همسویی راهبردی است. ۳.۶. در حوزه منطقه ای این جریان به دلیل نگاه «نظم محور» و «کل گرا» نسبت به سایر جریانها حساسیت بسیار بیشتری نسبت به مهار اسراییل، حفظ بازدارندگی شبکه ای و عناصر محور مقاومت و دکترین «وحدت ساحات» دارد و مساله «ژئوپولتیک شیعه» و حفظ آن برایش موضوعیت بسیار زیادی دارد. ۳.۷. این پاردایم نظم و هژمونی را صرفا از لنز نظامی/رئالیستی ندیده و هژمونی را در معنای موسع گرامشینی آن (اقتصادی-سیاسی-نظامی-فرهنگی و ...) میبیند لذا به معادلات اقتصادی و سیاسی و وضعیت بازارهای مالی اهمیت بسیاری میدهد. لذا استفاده از اهرم قیمت نفت و تنگه هرمز به عنوان یک ابزار فشار بر قدرتهای جهانی را تئوریزه مینماید. ۳.۸. این جریان شکافهای بوجود آمده در حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه پیرامون مساله اسراییل را واقعی دانسته و آنرا منبعث از شرایط در حال گذار جهانی و محدودیتهای امریکا در حمایت از یک «شریک پرخرج» در عصر رقابت با چین میداند. با وجود این، استفاده از این شکافها را منوط به یارگیری از قدرتهای بزرگ میداند چون ادامه یافتن اعتبار گزاره «شریک پرخرج» در گروی تاب آوری ایران و عناصر محور مقاومت با کمکهای نظامی و اطلاعاتی و اقتصادی قدرتهای بزرگ است. از طرف دیگر، این جریان نقش لابی اسراییل را در جهت دهی به سیاستهای آمریکا بسیار پررنگ ارزیابی میکند، چون اسرائیل را فراتر از یک کشور و مقدمه نظم Pax Judaica میداند و از همین رو، معتقد است که شاید بتوان با مذاکرات با جریانهای ترقیخواه در حزب دموکرات یا انزواگرا در حزب جمهوریخواه به یک کاهش تنش رسید، اما دریافت منفعت اقتصادی بلندمدت از امریکا با توجه به نفوذ لابی اسراییل عملا ناممکن است. ۳.۹. این جریان همانند جریان دوم به محدودیتهای ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای اذعان دارد، اما معتقد است که در صورت داشتن طرح ایجابی برای نفوذ منطقه ای و یارگیری از قدرتهای بزرگ و استفاده از مزیتهای جغرافیایی، امکان ایجاد بازدارندگی در برابر آمریکا وجود دارد. ۳.۱۰. در مورد کشورهای عربی، این پارادایم بسته به اینکه این کشورها تا چه میزان در نظم آمریکایی-اسراییلی هضم شده‌اند، قائل به کاهش تنش با آنهاست و این کاهش تنش را منوط به کاهش نقش آفرینی آنها در نظم غربی میداند. لذا این جریان نسبت به امارات به دلیل عضویت در ائتلاف I2U2 و ارتباط وسیع با اسراییل بسیار بدبین است و هرگونه تنش زدایی بیجا با دول خلیج فارس را دارای تبعات سنگین برای ایران، ژئوپولتیک شیعه و بازدارندگی شبکه ای ایران میداند. همچنین هرگونه تنش زدایی باید با کمک و وساطت چین و روسیه و بر اساس ابتکارات از پیش آماده باشد، وگرنه در نهایت در جهت تثبیت نظم آمریکایی عمل خواهد کرد. ۳.۱۱. این جریان معتقد است که اهرم تنگه اگرچه در تعیین سرنوشت جنگ بسیار موثر عمل کرده است و در جنگهای آینده نیز شاید بتوان از آن استفاده کرد، اما باید در قالب یک «نظم جدید» به تدریج جا بیفتد و نباید در استفاده از آن افراط و براورد منافع اقتصادی آن اغراق کرد. البته این جریان معتقد است که ایران میتواند (میتوانست) جهت عبور کشتیها با هر کشور بشکلی مجزا وارد مذاکره شود. ۴. پارادایم «ایران ابرقدرت»: این جریان قویا معتقد است که ظرفیتهای درونی ایران جهت تقابل با ایالات متحده فی نفسه کافیست و ایران خصوصا پس از جنگ اخیر و با استفاده از مزیت تنگه هرمز میتواند به تمامی خواسته‌های خود در برابر دشمنان دست یابد. ۴.۱. این جریان اگرچه قائل به تغییر در نظم جهانی است، اما عملا در مورد توسعه روابط راهبردی با چین و روسیه موضع ایجابی محکمی ندارد و محور اقدامات خود را تقابل با ایالات متحده قرار داده است. ۴.۲. در حوزه هسته ای این جریان قائل به عدم کوچکترین انعطاف در برابر ایالات متحده است و از تغییر دکترین هسته ای نیز دفاع میکند. ۴.۳. در مورد تنگه هرمز، این جریان معتقد است که استفاده از تنگه به عنوان ابزاری بسیار کارامد جهت تنظیم رفتار کشورها قابل استفاده است و میتوان با این اهرم تمامی خواسته های ایران را محقق ساخت. ۴.۴. این جریان به محور مقاومت همانند دو جریان اخیر بسیار حساس است و از منظری ایدئولوژیک و امتگرا و ید واحد به عناصر محور مقاومت مینگرد. ۴.۵. این جریان برای محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران وزن کمی قائل است و معتقد است ظرفیتهای درونی ایران جهت تقابل با قدرتهای بزرگ تا حد خوبی کافیست و اگرچه به روابط خارجی با مسکو و پکن نگاه مثبتی دارد، اما آنرا در اولویت قرار نمیدهد. ۴.۶. این جریان در مورد روابط با کشورهای همسایه قائل به سیاست همسایگی است و فقط در صورتیکه اقدام آنها علیه منافع ملی ایران آشکار و محرز باشد، به افزایش سطح تنش با آنها رای میدهد، چون معتقد است ایران به قدر کافی قویست که بتواند خباثتهای همسایگان را هضم کند و به روی خود نیاورد. ۴.۷. این جریان درمورد شکاف میان ایالات متحده و اسرائیل و شکاف در احزاب دوگانه آمریکا پیرامون پرونده جنگ ایران و اسراییل بسیار بدبین است و تقریبا تمامی اخبار در این حوزه را جنگ زرگری و عملیات فریب ارزیابی میکند. اکنون در ادامه نشان خواهیم داد که هر یک از این جریانها چه نقشی در شکل دهی به مسیر مذاکرات و متن ایفا نمودند و متن بر اساس رهنمودهای پیشین رهبر انقلاب دارای چه نقاط قوت و ضعفی است و چرا این تذکر ضرورت داشته است./۱ پ.ن.: نگارش این نوشتار بسیار زمان میبرد. از صبر شما سپاسگزارم.
Mahdi Kharratiyan tweet media
Mahdi Kharratiyan@MehdiKharratya

فرامتن مذاکرات به اندازه متن حائز اهمیت است، و تعریف ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای دارای تعامل فعال و دارای ابتکار عمل در برابر قدرتهای بزرگ، یا قدرتی منفعل ذیل نظم اماراتی/قطری/آمریکایی/اسراییلی، میزان بهرمنده مندی تهران از این توافق و همچنین پایداری آنرا تعیین خواهد کرد. لذا قابل قبول بودن یا نبودن متن، به نوع تعامل تهران با پایتختهای بزرگ و دول عربی و همچنین میزان پایبندی به خطوط قرمز از پیش تعریف شده و رصد میزان پایبندی طرف مقابل وابسته است.‌

فارسی
55
70
420
58.3K
fateme
fateme@fatemmola·
@AliHasani_ چه می‌دونید. شایدم جواب سلام رو از این طریق بهتون دادن
فارسی
1
0
3
46