Aliya
1.7K posts

Aliya
@AliyaBeik
انتخاب من مانيفست رنسانس ايران آزاد/ جمهورى خواه/ جمهورى رنسانسى




ربوده شدن محمدپارسا گلچین و هشدار نسبت به سرکوب دانشجویان و زندانیان سیاسی #محمدپارسا_گلچین، دانشجوی ۱۹ سالهی ادبیات دانشگاه تهران و دارنده مدال طلای المپیاد ادبیات، شنبه ۲۲ فروردینماه در مشهد بهصورت خشونتآمیز ربوده شد و تاکنون در شرایط نامعلومی در بازداشت به سر میبرد. این اقدام، بخشی از تداوم سرکوب دانشجویان و فعالان فرهنگی است و نشان میدهد که حاکمیت نه تنها از اعتراض و پرسشگری میترسد، بلکه هر صدای مستقل را تهدیدی برای خود میبیند. گلچین پیش از ربوده شدن، در ۱۶ آذر گذشته، صراحتاً به جنایتهای حکومتی اعتراض کرده و خطاب به سعید جلیلی گفته بود: «شمایی که دستانتان و هر نفستان، هر نفستان بوی خون میدهد، شمایی که جان پاک ژینا و نیکا و حدیث را گرفتید و هر سال روزهایی که نفس خونآلودتان از ترس حضور مردم در سالگرد پر کشیدنشان میگیرد، خیابان را پر از مزدورانتان میکنید، اما صدای زن نمیمیرد». این گفتهها و سخنان بر حق دیگر او و محکومیت خشونت علیه زنان و فعالان، یادآوری این نکته است که صداهای عدالتخواه خاموش نمیشوند. او همچنین با اشاره به فساد اقتصادی حکومت افزود: «شمایی که کاسبان تحریم و غارتگران سفرههایی هستید که هر سال کوچکتر میشود…»، انتقاد درباره فشارهای ناشی از سیاستهای ناکارآمد بر مردم را بیان کرد. در کنار پرونده محمدپارسا گلچین و بیخبری مطلق از ایشان، گزارشها درباره وضعیت سایر زندانیان سیاسی نیز هشدار دهنده است. طی روزهای اخیر، بین ۱۰ تا ۲۰ نفر از زندانیان سیاسی از زندان اوین به قرنطینه زندان قزلحصار منتقل شدهاند و ارتباط آنها با خانوادهها قطع شده است. محسن پیرایش، یکی از این زندانیان، که پیش از انتقال روزانه با خانواده در تماس بود، از زمان جابجایی هیچ خبری از او در دست نیست. چنین انتقالهای ناگهانی و بدون اطلاعرسانی شفاف، همراه با نگهداری در سلولهای انفرادی و محدودیت شدید امکانات، نه تنها فشار روانی بر زندانیان و خانواده های آنان را افزایش میدهد بلکه نقض جدی حقوق بشر، از جمله منع شکنجه، حق دادرسی عادلانه و امنیت شخصی را نیز نشان میدهد. این اقدامات نمادی از ترس حکومتی نسبت به هر نوع اعتراض دانشجویان و مردم است؛ سیاستی که هدف آن ایجاد رعب و وحشت ملت و محدود کردن آزادی بیان است. با این حال، پیام دانشجویان و نسل جوان ایران روشن است: مقاومت و صدای عدالت همواره پابرجا خواهد ماند. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری باید بر تضمین آزادی بیان، حمایت از دانشجویان و فعالان، و پیگرد قانونی مسئولان نقضکننده حقوق بشر عملا نه صرفا در شعار و حرفهای تکراری، تمرکز کنند. پرونده محمدپارسا گلچین و وضعیت زندانیان سیاسی مانند محسن پیرایش، یادآور اهمیت پایداری، شجاعت و آگاهی مردم در برابر خشونت و سرکوب سیستماتیک است و تأکیدی است بر اینکه هر اقدامی برای سلب آزادی، با مقاومت روبرو خواهد شد. در چنین شرایطی، آنچه رخ میدهد تنها نقض حقوق یک فرد نیست، نشانه نادیدهگرفتن حق تعیین سرنوشت ملت و تحمیل نوعی بردهداری سیاسی است که در آن ابتداییترین حقوق انسانی، از جمله آزادی و امنیت فردی، بهسادگی سلب میشود. از این رو، آزادی فوری محمدپارسا گلچین، روشنشدن وضعیت زندانیان انتقالی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی، یک مطالبه حداقلی برای صیانت از حقوق انسانی و جلوگیری از تداوم چرخهای است که در صورت استمرار، حقوق نسلهای آینده را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #IranianRevolution2026


تأیید احکام اعدام معترضان دیماه ۱۴۰۴ و خطر اجرای قریبالوقوع؛ سایه دادگاههای صحرایی در «آرایش جنگی» قضایی تأکید رئیس قوه قضاییه، محسنی اژهای بر رسیدگی قضایی با «آرایش جنگی» و خارج از «مناسبات عادی»، همزمان با صدور حکم اعدام برای چهار تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، #محمدرضا_مجیدی_اصل، #بیتا_علی_همتی، #بهروز_زمانی_نژاد، #کوروش_زمانی_نژاد، به اتهام «اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم» به مجازات اعدام محکوم و اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» نیز هر یک به پنج سال حبس تعزیری محکوم شدهاند و حکم مصادره اموال آنان نیز صادر شده است. در همین پرونده، امیر علیهمتی، متهم ردیف پنجم، به پنج سال و هشت ماه حبس محکوم شده است. بر اساس متن حکم این افراد، رفتارهایی مانند «پرتاب بلوک سیمانی و اشیا از بالای ساختمان به سمت مأموران» عنوان شده که حتی در صورت پذیرش این ادعاها، در چارچوب جرایم عمومی مانند تخریب اموال، ایراد صدمه یا اخلال در نظم عمومی است و ارتباطی با اتهام «اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم» ندارد مگر اینکه اتهام و مستنداتی در ارتباط مستقیم با یک دولت خارجی یا گروه سازمان یافته، دریافت دستور، هماهنگی عملیاتی، تأمین مالی یا اقدام آگاهانه در راستای منافع دولت دیگر در پرونده مطرح شده باشد که هیچیک عنوان نشده است. از طرفی خطر اجرای قریب الوقوع حکم اعدام #فرزاد_مرادی، معترض دیماه در ایذه با اتهام «محاربه»، نشانهای از تغییر محسوس در نحوه رسیدگی به اینگونه پروندههاست. فرزاد مرادی در قرنطینه زندان شیبان اهواز نگهداری میشود و در جریان بازداشت و بازجویی با خشونت شدید مواجه شده، به طوری که آثار جراحات متعدد از جمله شکستگی بینی، ضربات به سر و صورت و خونریزی داخلی و… در او مشاهده شده است. وی در بهمنماه ۱۴۰۴ به بیمارستان امام اهواز منتقل شد و چندین قاشق یکبار مصرف از معدهاش خارج گردید، اما با وجود مخالفت کادر درمان، پیش از تکمیل روند درمان به بازداشتگاه بازگردانده شد. همچنین، گزارشهای متعددی از داخل زندانها از وخامت شرایط نگهداری زندانیان سیاسی حکایت دارند. کاهش شدید جیره غذایی، محرومیت از دارو و خدمات درمانی و محدود شدن ارتباط با بیرون از زندان، به وضعیتی انجامیده که سلامت و جان زندانیان را بهطور مستقیم تهدید میکند. در برخی موارد، حتی داروهای ارسالی خانوادهها نیز به دست زندانیان نمیرسد. این شرایط، در کنار افزایش اعدامها و بازداشتهای گسترده و انتقال بعضی افراد به مکانهای نامعلوم، بدون اطلاعرسانی شفاف، نشان میدهد که فشار بر افراد به یک روند خطرناک و جانفرسا تبدیل شده است. در نگاهی که بر نفی هرگونه سلطه بر انسان و حق تعیین سرنوشت توسط ملت تأکید دارد، هیچ فرد یا نهادی نمیتواند خود را در جایگاهی قرار دهد که درباره جان انسانها تصمیمگیری کند. در این چارچوب، حیات انسان حقی غیرقابل سلب است و هیچ ساختاری مجاز به سلب آن نیست. از این منظر، مجازات اعدام؟ بهویژه در روندهایی همراه با ابهام و فشار، نقض حق حیات و استمرار همان رویکردی است که بهجای پاسخگویی، مسیر حذف انسانها را در پیش میگیرد. در چنین شرایطی، ادامه صدور و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی، به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. توقف این احکام، کنار گذاشتن مجازات اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی، گامی ضروری و حداقل اقدامی است که میتواند از تشدید این چرخه کشتار، سلب حق حیات انسانهای بیگناه و درد مردم و جامعه ستمدیده ایران، جلوگیری کند. @drmaisato #نه_به_اعدام #StopExecutionsInIran






احسان حسینیپور، بنیامین نقدی و ساغر غلامی در آستانه اعدام؛ ادامه جنایات دیماه ۱۴۰۴، از بازداشت تا شکنجه و قتلهای حکومتی پرونده #احسان_حسینیپور، #بنیامین_نقدی و #ساغر_غلامی، سه معترض بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است که اکنون در معرض صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند؛ بازداشت افرادی که در بستر حق اعتراض و آزادی بیان به خیابان آمده بودند. آنچه پس از بازداشت بر این معترضان گذشته، از بازجوییهای خشونتآمیز تا اعترافگیری در شرایط غیرانسانی است. در پرونده احسان حسینیپور، با وجود آنکه به گفته وکیلش امیر رئیسیانزاده، ردگیری تلفن همراه نشان میدهد در زمان حادثه در محل حضور نداشته، اعترافاتی منتسب به او زیر شکنجههای شدید، از جمله تهدید به قتل با گذاشتن اسلحه در دهان، مبنای اتهام قرار گرفته است؛ وضعیتی که نشان میدهد شکلگیری این پروندهها بر فشار و اجبار استوار است. در ادامه همین سرکوب، در کنار کشتار بیسابقه و فاجعهبار حدود ۴۰ هزار انسان بیگناه در دیماه، هم در خیابان و هم با یورشهای هدفمند شبانه به منازل، شمار زیادی بازداشت شدند و بسیاری از آنان پیش از انتقال به زندانهای رسمی، در مکانهایی خارج از هرگونه نظارت نگهداری شده و میشوند؛ وضعیتی که دسترسی به وکیل و امکان پیگیری حقوقی را عملاً از بین برده است. نگهداری شماری از بازداشت شدگان در مراکز غیر رسمی، آن هم در مناطقی که برخی از آنها در جریان حملات نظامی آسیب دیده یا بمباران شدهاند، نگرانی از آسیب یا کشته شدن معترضان را افزایش داده؛ موضوعی که به دلیل نبود شفافیت همچنان در ابهام مانده است. در این فضا، از ضرب و شتم و تهدیدهای شدید تا بازجوییهای طاقتفرسا، فشارهای جسمی و روانی بصورت گسترده اعمال شده و گزارشها نشان میدهد شدت این خشونتها علیه افراد کم سن و سال و زیر ۱۸ سال بیشتر بوده است. همزمان، تعدادی از بازداشت شدگان با وثیقه آزاد شدهاند، اما در مواردی از آنان خواسته شده با نهادهای امنیتی همکاری کنند؛ فشاری که نشان میدهد پرونده فرد پس از آزادی نیز عملاً بسته نمیشود. انتقال به زندان نیز این فشارها را متوقف نکرده است. گزارشها از زندان قزلحصار نشان میدهد افراد جنایتکار و بیماری مانند قاسم صحرایی و حسن قبادی در ضرب و شتم، تهدید و تحقیر زندانیان نقش مستقیم دارند و انتقال به نقاط خارج از دید، این خشونتها را تشدید میکند. در همین حال، تعدادی از بازداشتشدگان دیماه هنوز در وضعیت نامشخص قرار دارند؛ نه به زندانهای شناخته شده منتقل شدهاند و نه دسترسی مؤثر به وکیل دارند. همزمان، خانوادهها نیز میان تهدید برای سکوت و خطر پیامدهای همین سکوت گرفتارند؛ وضعیتی که بخشی از کنترل آگاهانه جریان اطلاعرسانی پیرامون این پروندههاست. در چنین شرایطی، احکام اعدام امتداد مستقیم همین مسیرند؛ مسیری که از بازداشت آغاز میشود، با فشار و اعترافگیری پیش میرود و به حذف فیزیکی معترض میرسد. تداوم این احکام، حتی در میانه جنگ، بمباران و بحران، نشان میدهد هدف فقط مجازات نیست، بلکه تثبیت ترس عمومی، مهار اراده جمعی و سلب حق تعیین سرنوشت از مردم است. در این میان، حق حیات و برابری انسانها به سادگی زیر پا گذاشته میشود و اعدام به ابزاری برای کنترل جامعه بدل میگردد؛ ابزاری که باید قاطعانه محکوم شود. پرونده احسان حسینیپور، بنیامین نقدی و ساغر غلامی تنها بخشی از این الگو را نشان میدهد. در پس آن، شمار بیشتری از بازداشتشدگان قرار دارند که همچنان در شرایط نامعلوم، تحت فشار و در معرض پیامدهای مشابهاند؛ وضعیتی که بدون شفافیت و نظارت مؤثر، تکرار آن دور از انتظار نیست. این روند باید بیدرنگ متوقف شود. اعدام معترضان، شکنجه برای اعترافگیری و نگهداری انسانها در شرایط غیرانسانی، مصداق آشکار نقض حقوق بنیادین بشر است و باید با شدیدترین لحن ممکن محکوم گردد. همزمان، آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و پایان دادن به این چرخه سرکوب، یک ضرورت فوری و غیرقابل چشمپوشی است؛ چرا که ادامه این مسیر، بهمعنای تداوم تولید قربانیان و تعمیق یک فاجعه انسانی است. @drmaisato #نه_به_اعدام #StopExecutionsInIran












