Amir
58 posts


از منظر اقتصادی. نسل پدران و مادران ما -نسلی که نقش اصلی در انقلاب57 داشت- یک نسل استثنائی از جهت برخورداری از مواهب دنیوی است. کشور کم جمعیت نفتی در ابتدای رشد اقتصادی، که ایران دهه 50 باشد؛ در نقطه ی بهینه ای از تاریخ توسعه تکنولوژی جهانی؛ هم زمان از مواهب تکنولوژی های نو، پول نفت و جمعیت کم بهره مند شد. بررسی روند جهانی هم با کمی اختلاف در سال ها (در تعریف نسل) همین بهره مندی ممتاز را در آن حوالی نشان می دهد. مادران ما احتمالا اولین نسلی از عروس ها بودند که بلافاصله بعد از عروسی، پا به خانه ی خودشان گذاشتند نه خانه ی پدرشوهر. در همین تهران قدیم به مادر شوهر "خانم" می گفتند. از عروس می پرسیدند: "حال خانم چه طور است؟" فرض این بود که پسر و عروس اتاقی در خانه پدر می گیرند تا وقتی که این قدر خانواده ی خودشان بزرگ شود که جایشان تنگ شود. در این مدت وضع پسر بهتر می شد و می توانست به خانه ی خود برود. همین مثال کوچک را در بسیاری زمینه ها می توان دید. پدران ما وارد شهر خلوت وسیع و کم جمعیت که در سیکل رشد شهری، "جمعیت پذیر" بود (نه همچون امروز "جمعیت فرست") شدند. روزگاری که نزدیک 70% جمعیت روستا نشین بود. چه بسیار کارمند و کارگر و معلم و ... که با همین حقوق کارگری و معلمی اش توانسته خانه بخرد. امروز با حقوق کارمندی که هیچ؛ با درآمد کاسبی و بیزنس هم نمی توان خانه که هیچ، ماشین خرید. در اقتصاد توسعه، توسعه کشاورزی رشد محدودی دارد. توسعه صنعتی و سپس توسعه ی خدماتی است که رشدهای بزرگ می آفریند. اصلا ای بسا شاه اصلاحات ارضی را راه انداخت که برای کارخانه ها کارگر جور شود و موتور توسعه صنعتی ش به کار بیفتد. (قصه اش طولانی است. هدف این نبود. نتیجه ی جانبی ش می بود) یا به قبل تر برگردم. مدت های طولانی در همین تهران پایتخت، زمین (عرصه) را قیمتی نبود و "اعیان"(ساختمان) بود که ارزش داشت. گویی علمای قاجار نظر به اهمیت اعیان، حکم ارث بری زن از عیان را داده بودند. که دیگر وراث، به بهانه بیشتر بودن حق الارث، اعیان را صاحب نشوند و زمین خالی را به خواهر بدهند. امروز البته ماجرا طور دیگری است. اعیان اسمش اغلب کلنگی است و زمین قیمت پیدا کرده. و مثال از این دست فراوان است. الغرض این که برخورداری نسبی نسل قبلی -در برخی موارد- نسل ما و نسل های بعدی را از چند جهت تحت فشار قرار داده است. یکی که والدین ما، سبک زندگی ش عوض شد. نه خودش یاد گرفته با بزرگتر زندگی کند -نیازی نداشته- نه می توانسته سبک زندگی مادرش را -که مبتنی بر قناعت و سازش بود- به فرزندش بیاموزد. سریال پرطرفدار پدرسالار نمایش تسلیم رسمی سبک زندگی قدیم به سبک جدید شد. عرف جامعه تغییر کرده بود. پس راه برگشت به زیست مشترک یا آغاز زندگی در کنار خانواده پدری تا رسیدن به بلوغ اقتصادی عملا مسدود است. دیگر آن که نسل های بعد مدام به پشت سر می نگرند و انتظار دارند که به همان برخورداری یا کمی بیشتر باشند. در برخی زمینه ها به برکت تکنولوژی و توسعه هستند و در برخی نه. این مقایسه ها حس ناتوانی و عقب ماندگی و بی عرضگی به نسل جدید می دهد. در حالی که مساله تقریبا جهانی است و برخوردای نسلی تحقیق دانشگاهی دارد. 5-6 سال پیش که فراغت بیشتری داشتم در تدارک تحقیق برای نوشتن کتابی به عنوان "مرثیه ای برای یک نسل" بودم که سرمان شلوغ شد و فیش برداری ها در گوشه ای ماند. ذهنم پراکنده بود و سریع نوشتم . خواهید بخشید.






























