الان خودمو از پنجره پرت میکنم پایین
۴ تا دونه اسلاید سه ساعته دارم
آپلود میکنم؛ نمیشه
آخرش هم میپره؛
فیلتر شکنها لحظهای قطع میشن
هی به این وصل شو هی به اون
رسمن تجاوز به مغزه،تجاوز!
یک روز بد دیگه تو این روزای مزخرف
آخرین تیر برای پروژه هم فعلا تعلیق موند
وضعیت بلاتکلیف مملکت همه چیز رو لنگ در هوا نگه داشته
مثل اره.. نه راه پیش داریم نه پس
دیگه نمیشه .. باید راهی دگر برم
این مسیر برای من مسدوده چون بلد نیستم پاچه خواری کنم مثل فلان تهیه کننده و کارگردان
امروز یکی از بچه های دفتر اومده بود سر بزنه
از زمان جنگ چون پروژه ها تعطیل شد بچه ها تعطیل شدند
دیدم ناراحته
گفتم چیه
گفت دوست دخترم کات کرد باهام
گفتم چرا
گفت چون بهم گفت تکلیف منو مشخص کن
تو این اوضاع که ۳ ماه هیچ درآمد نداشتم چجوری باید تکلیفش رو مشخص کنم
اونم رفت
😕😞
امروز یکنفر که از طریق رانت و رابطه مدیرعامل یک شرکت بزرگ دولتی شده بود و از هوش و سواد و شخصیت کمترین بهتره را برده فرمود ما با مردم عادی فرق داریم پس اینترنت آزاد فقط برای ما باید باشه :
بي اصل و نسَب اگر به جایی برسد
کی آب خنک به بينوایی برسد؟
از بـاغِ خـودش كسی نچيند ثمَری
حوزه کاری ما عملا تعطیل شده
فیلمنامه نویس و کارگردان و فیلمبردار و تقریباً همه عوامل سینما یا اسنپ کار میکنند یا رفتند سراغ کاری صرفا جهت درآمد بخور و نمیر
اگر در سینما ۱۰۰۰ نفر کار کنند ۹۹۰ نفر باختند و تنها ۱۰ نفر بردند ..
سینما در ایران در عین هیجان یک حباب خالی ست
عجیبه اینجا هیچکس از گرونی و تورم و نبود کار و امنیت شغلی حرفی نمیزنه
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
دو حالت داره یا کارمند دولتی و به تخمته و حقوق ثابتت بجاست یا واقعا اتفاقی نیفتاده و فقط من و آدمهایی که میشناسم درگیر تورم و بیکاری هستند