
ملفات كريستوف
3.4K posts

ملفات كريستوف
@CressFiles
مهتم بـ: الأمن الوطني الخليجي - القدرات العسكرية والتقنية - نظم الدمار الشامل - مراكز القوى - الشؤون الفكرية والاقتصادية



I was just briefed by the White House on what to expect this evening. I would encourage every American to tune in tonight to the President’s speech. This may be the most important Oval Office address since the Cuban Missile Crisis. The time for complacency with China is over.


ضمن توجيهات فخامة رئيس الجمهورية أحمد الشرع، أغلقنا صفحة سوداء في تاريخ سوريا برفع التصنيف الذي فرض عليها بسبب سياسات النظام البائد 1979 كل الشكر والتقدير للولايات المتحدة بقيادة الرئيس ترامب على هذا القرار، ولصديقي وزير الخارجية ماركو روبيو وللسفير العزيز توم باراك ولكل من وقف إلى جانب سوريا.

بلافاصله پس از اعلام آتشبس، جان میرشایمر ایران را پیروز جنگ خواند و رابرت پیپ در نیویورکتایمز نوشت که این جنگ، ایران را در مسیر تبدیل شدن به قدرت چهارم جهان قرار داده است. این توهمات شیکاگویی را در تهران باور کردند. در حالی که جنازه رهبرشان هنوز روی زمین مانده بود، از گرفتن عوارض از تنگه هرمز سخن گفتند؛ گویی کشته شدن دهها فرمانده ارشد، نابودی زیرساختهای نظامی و هزینههای سنگین جنگ را میشد با چند مقاله و مصاحبه به پیروزی راهبردی تبدیل کرد. خامنهایِ اول، سه دهه بر سه ستون هستهای، موشکی و نیابتی سرمایهگذاری کرد. قرار بود این سه ستون، بازدارندگی بسازند، امنیت بیاورند و هزینه جنگ را برای دشمن غیرقابل تحمل کنند. اما نتیجه چه بود؟ دو جنگ ویرانگر، کشته شدن دهها نفر از فرماندهان ارشد، فرسایش توان نظامی، انزوای بیشتر و تحمیل هزینهای سنگین بر اقتصاد و جامعه ایران. اکنون همان منطق، در دوره خامنهایِ دوم در قالب «کارت هرمز» بازتولید میشود. مجله تایم با نوشتنِ «تنگه هرمز، گزینه هستهایِ واقعی ایران است»، به سوءتفاهم خطرناکی دامن زد که بهایی سنگین برای ما خواهد داشت. این تصور که میتوان یکی از مهمترین شریانهای انرژی جهان را به اهرم فشار تبدیل کرد، بدون آنکه پیامدهای آن نخست دامان خود ایران را بگیرد، توهمی دهشتناک و تداوم همان الگوی قدیمی است: بزرگنمایی توان خود، کوچکانگاری توان و اراده طرف مقابل، تبدیل ایران به ضاحیه و نادیده گرفتن هزینههایی که مردم ایران میپردازند. تاریخ جمهوری اسلامی، بیش از آنکه تاریخ پیروزی باشد، تاریخ خطاهای محاسباتی است. از اشغال سفارت آمریکا تا ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر، از پروژه هستهای تا راهبرد نیابتی، و اکنون بازی با تنگه هرمز. بزرگترین خطای محاسباتی جمهوری اسلامی این است که هر بار از یک بحران جان سالم به در میبرد، گمان میکند راهبردش درست بوده است. و همین سوءبرداشت، بحران و فاجعهای بزرگتر را به کشور تحمیل میکند. این نظام هیچ درکی از تفاوتِ «تحمل هزینه» و «پیروزی» ندارد. هر بار که از فروپاشی نجات یافته، آن را نشانه درستی راهبرد خود دانسته است؛ نه فرصتی برای بازنگری.


رأي | الحبل الذي صنعته إيران لدول الخليج ثم شنقت به نفسها: الاستراتيجية الإيرانية قائمة ومبنية على العداء المتأصل ضد السعودية ودول الخليج، ما أدى لخنق نفسها وتحجيم خيارات الرد لديها. - خلقت أوراق تهديد لطالما استخدمتها كفزاعة تفاوضية واستراتيجية ردع طوال 4 عقود ضد دول الخليج العربي، تشمل تدمير الاقتصاد العالمي وإغلاق خطوط التجارة الدولية وقطع النفط عن العالم وإرسال آلاف الصواريخ والمسيرات لإحراق دول الخليج "الزجاجية“ وتهديد أمنها الغذائي وفرض رحلات الهجرة واللجوء وقطع المياه وبث الفوضى عبر تحريك الخلايا النائمة وقطع كيابل الانترنت وإطلاق الهجمات السيبرانية، فتم التصدي لكل هذه التهديدات وحرق كل هذه الأوراق بكفاءة وبطرق مفاجئة، بعضها لم يكن في الحسبان وأخرى مجهزة ومعد لها منذ 45 عام، فقد أبطلت السعودية ودول الخليج - بفضل المولى - ثم بجهودها الدفاعية واللوجستية مالا يقل عن 50٪ من حجم القوتين التفاوضية والاستراتيجية الإيرانية مقارنة بما قبل فبراير 2026. - للمثال لا الحصر - خبرين صدرت اليوم وخلال أقل من 24 ساعة: • الخارجية الإيرانية: الرئيس ترمب يتلاعب بالمفاوضات لأجل خفض أسعار النفط وطمأنة المستهلكين. • الصادرات النفطية السعودية تتجاوز أزمة مضيق هرمز وتصل عبر ينبع إلى هدف 5 مليون برميل يوميًا، مما زاد من طمأنة المستهلكين. لذا فإن الاستراتيجية الإيرانية هي من وضعت الخليج في خانة الخصوم تلقائيًا، حتى لو لم ترغب هي بذلك، ما أدى إلى تضييق خيارات الرد لديها، وأوقعها في مواقف حرجة مع الوسيط الصيني والحليف الروسي والجار العربي والمفاوض الأوروبي، وبدلًا أن ينشغل حائك السجاد الإيراني بسجادته، تفرغ لصنع حبل المشنقة الذي في نهاية المطاف، التف حول رقبته وبات يخنقه وحده دون غيره.















