
از مونتاژ برلین تا بحران پاسخگویی!
سفر اخیر رضا پهلوی به آلمان صرفا یک رویداد دیپلماتیک نبود بلکه یک آزمایشگاه سیاسی بود که در آن تقابل روپاگاندای سفارشی با واقعیت میدانی و رسانه آزاد به وضوح نمایان شد.
برای سالها یک ماشین رسانهای خاص با پمپاژ یکطرفه اطلاعات کوشید تا از یک شخصیتی که فاقد هرگونه کارنامه عملیاتی و تشکیلات میدانی است یک آلترناتیو بلامنازع بسازد اما خروج از این محدوده اینترنشنال و منوتو و قرار گرفتن در برابر افکار عمومی و خبرنگاران مستقل در اروپا پرده از بحرانهای عمیق این جریان برداشت.
در نشست برلین آنچه بیش از هر چیز خودنمایی کرد فقدان یک مانیفست شفاف و دموکراتیک بود.
خبرنگاران اروپایی که برخلاف رسانههای زرد به دنبال واقعیت هستند با طرح پرسشهای بنیادین پیرامون کارنامه عملی حقوق بشر و ارتباطات مشکوک با بازیگران خارجی عملا این جریان را خلع سلاح کردند.
عدم همراهی نهادهای رسمی آلمان با ادعاهای مطرحشده نشاندهنده یک اصل ساده در علوم سیاسی است: مشروعیت بینالمللی با رزرو سالن و گرفتن عکس یادگاری به دست نمیآید بلکه نیازمند وزن سیاسی و پایگاه ارگانیک در داخل کشور است چیزی که این جریان به شدت از فقدان آن رنج میبرد.
تکاندهندهترین بخش این ماجرا نه در سالنهای کنفرانس بلکه در فضای مجازی رخ داد.
بازنشر گسترده تصاویر تجمعات لسآنجلس تحت عنوان تظاهرات برلین توسط بازوهای سایبری این جریان، یک اشتباه رسانهای نبود بلکه یک استراتژی آگاهانه برای جعل واقعیت بود.
وقتی یک جریان سیاسی قادر به بسیج نیروی انسانی در یک پایتخت اروپایی نیست و برای جبران این حقارت به مونتاژ و نبشقبر تصویر متوسل میشود در واقع رسما اعلام کرده است که حیاتش نه به اراده مردم بلکه به فریب افکار عمومی وابسته است.
این همان مکانیسم آشنای توتالیتر است: اگر واقعیت با ادعای ما همخوانی ندارد واقعیت را جعل میکنیم.
ماجرای برلین یک هشدار تاریخی برای جنبش آزادیخواهی ایران است. جریانی که در دوران اپوزیسیون بودن و در قلب اروپای آزاد تاب تحمل پرسشهای انتقادی را ندارد و با فیکنیوز برای خود سیاهیلشکر میسازد اگر فردا روزی در ایران به قدرت برسد و ابزار سرکوب را در دست داشته باشد با منتقدان داخلی چه خواهد کرد؟!
پاسخگویی شفافیت و پذیرش نقد ارکان غیرقابل معامله دموکراسی هستند. کسی که خود را تافته جدابافته میداند و پاسخگویی را کسر شان تلقی میکند نه رهبر دوران گذار بلکه کاندیدای دیکتاتوری آینده است.
دوران رهبرتراشی از طریق لنز دوربینها به سر آمده است!!
جامعه پویای ایران و بدنه آگاه دانشگاهی امروز دارای یک خرد انتقادی است که به سادگی تفاوت میان نیروی میدان که با خون خود هزینه میدهد را با نیروی رسانهای که با فیکنیوز ارتزاق میکند، تشخیص میدهد.
درس بزرگ برلین این بود که اعتماد عمومی نه با شعارهای توخالی و تصاویر مونتاژ شده بلکه با صداقت ایستادگی در میدان و داشتن یک برنامه مدون دموکراتیک ساخته میشود.
#برلین

فارسی















