Sabitlenmiş Tweet
Duke Maddio 🇮🇷
5.4K posts

Duke Maddio 🇮🇷
@DukeMaddio
«چیزی جز امید آزادی نمانده برای گفتن🍻»
Bologna, Emilia Romagna Katılım Temmuz 2013
1.1K Takip Edilen1.2K Takipçiler
Duke Maddio 🇮🇷 retweetledi

اما اینکه کل زورمو میذارم تا از پس خودم بر بیام هم طاقت فرسا شده:)
#DigitalBlackOutIran
فارسی
Duke Maddio 🇮🇷 retweetledi
Duke Maddio 🇮🇷 retweetledi
Duke Maddio 🇮🇷 retweetledi

فرزند ایران و جان فدای میهن جاوید نام #آرزو_عابدی ۵۰ ساله و مادر دو فرزند
پیامی که از فرزندان وی در فضای مجازی انتشار یافته است به این شکل است
داداشم ۱۹ سالشه و من ۲۵
سلام مرسی از حمایتتون
لطفا از مامان من هم یاد کنید
۱۹ دی توی خیابون باغ دریاچه اصفهان به سر مامانم شلیک کردن کنار چشم من و داداشم
خواهش میکنم ندارید اسم مامانم کمرنگ بشه 😭
من و داداشم تنهایی به کمک یه آقا مامان رو رسوندیم بیمارستان سعدی اصفهان
اما اونجا راه ندادن رفتیم سمت بیمارستان الزهرا
وسط راه پلیس و بسیج جلومون گرفتن و میخواستن پیادمون کنن نمیذاشتن بریم 😭😭
دور ماشین جمع شده بودن و تیر هوایی میزدن
دری ماشینو باز کرده بودن و تفنگاشونو سمتمون گرفته بودن
به زور و التماس ازشون رد شدیم و رسیدیم به الزهرا 😭😭😭😭
اما دیگه خیلی دیر بود
تو بیمارستان خودمون تنها بودیم تلفنا قطع بود
من و داداشم دو ساعت و نیم تو بیمارستان تنها بودیم تا خیابونا آرومتر شد و داداشم به کمک همون آقا رفت و خانواده رو خبر کرد..
#IranMassacre
فارسی
Duke Maddio 🇮🇷 retweetledi

چرا درک رفتار جمهوری اسلامی برای غرب سخت است؟
[بخش ۱ - ادامه در کوت]
ج.ا را نباید فقط در قالب "یک دیکتاتور مذهبی" فهمید! چون دیکتاتور مذهبی معمولاً هدفش حفظ قدرت، کنترل نهادها، و مدیریت جامعه از طریق سرکوب و مشروعیتسازی دینی است. اما در تز ج.ا، چارچوب معناییای که تولید و بازتولید میشود، از جنس "فرقه آخرالزمانی به معنای عام" است! یعنی نظام نه صرفاً حکومتداری میکند، بلکه جهان را به یک روایت متافیزیکیِ جنگ نهایی تبدیل میکند و از این طریق، اطاعت را از سطح سیاسی به سطح ایمان/هویت میبرد. به زبان ساده: "دیکتاتور" میگوید مردم باید اطاعت کنند چون او قدرت دارد! "رهبر فرقه" کاری میکند که بخشی از بدنه، اطاعت را وظیفه اخلاقی و هویتی بداند، و مخالفت را نه اختلاف سیاسی بلکه سقوط به "جبهه شر" تلقی کند. این تفاوت، دامنه و عمق کنترل را تغییر میدهد... کنترل فقط با پلیس و قانون نیست! با تفسیر واقعیت و کنترل معنای زندگی هم هست.
/
فرقه آخرالزمانی در معنای عام دقیقاً چیست؟
Apocalyptic/Doomsday Cult در معنای عام، الزاماً گروه کوچکی با پیشگویی تاریخ قیامت نیست. در تعریف جامعهشناختی عامتر، "آخرالزمانی" یعنی ساختن یک تصویر از جهان که در آن (الف) تاریخ به نقطه تعیینکننده نزدیک شده، (ب) خیر و شر به دو اردوگاه شفاف تقسیم میشوند، (ج) بیطرفی یا زندگی عادی نوعی خیانت/غفلت است، (د) رنج و محرومیت قیمت لازمِ ایستادن در جبهه درست معرفی میشود، و (هـ) رهبر یا هسته رهبری نقش "مفسر حقیقت" و "راهنمای نجات" را پیدا میکند. نکته کلیدی این است که "آخرالزمان" میتواند به جای یک رویداد تقویمی، یک وضعیت دائمی باشد! همیشه در "آستانه" هستیم، همیشه دشمن در حال "آخرین تلاش" است، همیشه لحظه حساس است. این تعلیقِ دائمی باعث میشود نظم فرقهای نیازمند پایانِ واقعیِ جهان نباشد! کافی است احساس اضطرار و نبرد نهایی دائماً
بازتولید شود.
/
نشانه آخرالزمانگرایی در این نظام کجاست؟
نشانهاش در سطح گفتمان، در زبانِ دائماً جنگی و آخرالزمانی است! جامعه به مثابه میدان نبردی دیده میشود که هر موضوعی[از پوشش و سبک زندگی تا دانشگاه و هنر] به جبههبندی "حق/باطل" ترجمه میشود. وقتی سیاست با چنین واژگانی اداره میشود، "وضعیت اضطراری" نهادینه میگردد! در وضعیت اضطراری، آزادیها لوکساند، نقد داخلی خطر است، و هزینههای انسانیِ تصمیمها (فقر، سرکوب، مهاجرت، مرگ) قابل توجیه میشود چون "جنگ است". از نظر منطقی، این همان سازوکار فرقهای است! فرقه برای انسجام به تهدید نیاز دارد، و تهدید را با تبدیل کردن زندگی روزمره به بخشی از "نبرد نهایی" تأمین میکند. اینجا آخرالزمانیبودن در این نیست که گفته شود "فردا قیامت است"، بلکه در این است که گفته میشود "هر روز، روز قیامتِ ماست"! یعنی هر روز، لحظهای است که اگر کوتاه بیاییم، همه چیز از دست میرود.
/
چرا دشمنسازی برای این ساختار حیاتی است؟
چون در منطق فرقهای، دشمن فقط یک بازیگر سیاسی نیست که با او معامله و مصالحه کنی! دشمن "منبع معنا" است. اگر دشمن از "شیطان" به "رقیب" تقلیل پیدا کند، دو اتفاق میافتد! اول، توجیه اخلاقیِ سرکوب داخلی تضعیف میشود (چرا باید با مخالف داخلی مثل دشمن برخورد کرد؟)، دوم، ضرورتِ فداکاری و تحمل رنج فرو میپاشد (چرا باید زندگیمان را قربانی کنیم اگر جنگِ وجودی نیست؟). بنابراین دشمنسازی کارکرد حیاتی دارد! وحدت درونگروه را تضمین میکند، مرزهای هویتی را سفت میکند، و هر شکست یا بحران را به بیرون فرافکنی میکند. از نظر منطقی، این یک سیستم "خود-تقویتشونده" است یعنی هرچه مشکلات داخلی بیشتر شود، نیاز به دشمن بیرونی بیشتر میشود! و هرچه دشمن بیرونی پررنگتر شود، تحمل مشکلات داخلی آسانتر روایت میشود. این چرخه دقیقاً در ساختارهای آخرالزمانی دیده میشود... بحران نه نقص سیستم، بلکه سوخت سیستم است.
/
نقش رهبر در این الگو چیست؟
در دیکتاتوری معمول، رهبر منبع فرمان است، در فرقه آخرالزمانی، رهبر منبع تفسیر است. یعنی او تعیین میکند واقعیت چگونه فهمیده شود! اعتراض چیست؟ "مطالبه" است یا "فتنه"؟ عقبنشینی چیست؟ "عقلانیت" است یا "نرمش قهرمانانه"؟ فقر چیست؟ "سوءمدیریت" است یا "هزینه مقاومت"؟ این نقش تفسیری یعنی رهبر فقط سیاستگذار نیست، بلکه داور معنایی است. در چنین الگویی، وفاداری به رهبر مثل وفاداری به یک خط سیاسی نیست که فرد بتواند در آن تجدیدنظر کند! وفاداری تبدیل به بخشی از تعریفِ "خوب بودن" و "نجات یافتن" میشود. نتیجهاش این است که نقد رهبر، نقد یک تصمیم نیست! نقد یک "حقیقت»" معرفی میشود. این همان لحظهای است که سیاست رنگ فرقهای میگیرد! اختلاف نظر، به ارتداد اخلاقی یا خیانت وجودی تبدیل میشود.
فارسی
Duke Maddio 🇮🇷 retweetledi

@DukeMaddio داداش همون ایتالیا و ناحیه جنوب اروپا منظورم بود شرمندم من
فارسی
Duke Maddio 🇮🇷 retweetledi

@DukeMaddio @justletgoofmee دفعه بعد خودم میرینم بهت که به مرحله ترس از رابطه بعد بریکآپ هم نرسی🎀
فارسی

@Aramiss1999 باید برم دکتر ولی نمیرم :)
نه راحت باش بگو :) دایرکتم میتونی بگی😅
فارسی

@DukeMaddio میخواستم یه چیز دیگه بگم گفتم نگم..... دکتر دانشگاه کاری نمیکنه؟
فارسی














