
فک کن بری شهرکتاب پاسداران بعد کافهای خودشو نری بری اون روبرتوی ادازده
kimia@kimia_1383
برادرزاده امو آوردم شهرکتاب لگو خرید بعد نشستیم تو روبرتو یه چیزی بخوریم اونم درستش کنیم تهش میگه مرسی عمه خیلی خوش گذشت من فکر میکردم تو خیلی فقیری.
فارسی
ژیل بهلاس™
78.7K posts

@GiilBlaas
CEO - I can see you :) - برای واقعی

برادرزاده امو آوردم شهرکتاب لگو خرید بعد نشستیم تو روبرتو یه چیزی بخوریم اونم درستش کنیم تهش میگه مرسی عمه خیلی خوش گذشت من فکر میکردم تو خیلی فقیری.


بامزه نیست تمام آدم های دو سال پیش زندگیم باهم پیداشون شده؟


از میزان علی بی غم بودن خواهرم بگم که دوازده سال پیش آخرین امتحان لیسانسش رو داده و اومده خونه. پارسال میخواست ارشد بده رفت مدرکش رو بگیره دید همون امتحانه رو پاس نشده :)))




چرا بحث، وقتی “ بیا برو کیرم دهنت” هست؟