

باهۆز
621 posts

@HHiradei
من دەبێ ڕۆژێک هەر بمرم بەڵام نە کورد دەمرێ و نە زمانەکەی. #ژن_ژیان_ئازادیی #زن_زندگی_ازادی






گارد جاویدان سیاه پوشان لندن و گلاسگو







بذار خیلی ساده بگم، بعنوان طرفدار پهلوی، ما نمیگیم پهلوی نباید مخالف داشته باشه، میگیم آیا فهم و شعورت میرسه مخالفت از جمهوری اسلامی در اولویت هست یا نه؟ یه بشر چقدر میتونه نفهم باشه آخه!




چند تا نکته در جواب این استدلال: ۱ - اینکه امروز همه پادشاهیهای مشروطه دنیا دموکراتیکاند، بهخودیخود دلیل کافی نیست. سوال اصلی اینه که این کشورها چطور به اینجا رسیدند، نه فقط اینکه الان چه شکلیاند. ۲- چون نکته اصلی ادعا مقایسه با نمونههای معاصره، این رو هم باید توجه کنیم که در دنیای معاصر ۵۰ سال اخیر، هیچ موردی که یک سیستم پادشاهی مشروطه از دل یک انقلاب و براندازی یک حکومت دیکتاتوری به وجود بیاد یا احیا بشه وجود نداشته. اگر قراره تجربههای معاصر معیار گرفته بشن، این نکته خیلی مهمه. ۳- نروژ و سوئد و بریتانیا و هلند، نمونه «بازگرداندن سلطنت بعد از سقوط یک رژیم» نیستند. اینها پادشاهیهایی بودند که قرنها وجود داشتند و جامعه، پارلمان، احزاب و نهادهای مدنی، کمکم قدرت واقعی پادشاه را گرفتند و تبدیلش کردند به یک نقش عمدتا نمادین.یعنی مردم اول نهاد ساختند، بعد سلطنت را بیخطر کردند؛ نه اینکه اول دوباره سلطنت را نصب کنند و بعد امیدوار باشند که حکومت یه جوری دموکراتیک بشه. ۴- برای همین مقایسه ایران امروز با نروژ و سوئد از اساس دقیق نیست. در ایران بحث بر سر ادامه یک سلطنت مهارشده نیست؛ بحث بر سر احیای دوباره یک نهاد سلطنتی در دل یک گذار بحرانی و فروپاشی سیاسی است. نگرانی خیلیها هم این نیست که «پادشاهی مشروطه ذاتا بد است». نگرانی اینه که در فضای پساجمهوری اسلامی، قبل از اینکه نهادهای دموکراتیک واقعی شکل بگیرند، یک مرکز جدید قدرت ساخته شود که بعدا مهارش بسیار سختتر باشد. ۵- تنها موردی که در نگاه اول شباهتهایی داره، گذار از اسپانیای فرانکو به خوانکارلوس و احیای پادشاهیه که در موردش میشه زیاد حرف زد و اتفاقا درسهای زیادی برای ایران داره. ولی فعلا اینکه اون گذار از دل یک انقلاب و براندازی بیرون نیومد، بلکه خود فرانکو بود که برآمدن خوانکارلوس را طراحی و اجرا کرد (فرصت شد، بیشتر در موردش خواهم نوشت).