
Kali
57.6K posts



با کمی تاخیر میخواهم نظرم را در مورد این مصاحبه چالشی و مهم و تابوی شکسته شده دعوت از مجاهدین در رسانههای فارسی و رویکرد خود مجاهدین خلق بنویسم. اول: دم فهمیه خضرحیدری و برنامه میدان گرم که به تابوهای سیاسی ساخته جمهوری اسلامی و بازماندههای رژیم سابق تن نمیدهند. سوالها از قضا به نظر من چالشی بودند و به نظرم با این چالش خیلی نقدها روشنتر هم شد. دوم: انسانیت زدایی از مجاهدین و تاریخزدایی از تاریخ مبارزه مجاهدین چه در زمان شاه و چه در زمان جمهوری اسلامی و تکرار لغلغههای همیشگی پروپاگاندای حاکم، نامش نقد نیست. انسانیتزدایی از مجاهدین که در روند سرکوبها با کشتارهای جمعی بزرگ توسط هر دو رژیم انسانیت زدایی شدند، نامش نقد نیست، نامش نفرتپراکنی است. سوم: عضو ارشد سازمان مجاهدین خلق در این مصاحبه هم نشان داد که چرا اتهام کالت و رفتار کالتی به این سازمان اصلا دور از واقعیت نیست. هیچ سوالی جواب سر راست شفاف نگرفت، جوابهایی که داده شد همان جوابهایی بودند که کادرها و اعضای پایین ردهتر این سازمان هم همیشه میدهند: «مسعود رجوی به دلایل امنیتی ناپیداست. تصویرش نیست ولی صدایش که هست. ما خیلی باز هستیم؛ همه اعضای سابق منتقد مجاهدین توسط رژیم هدایت میشوند. خیلی هم دموکراتیک هستیم؛ نه در جنگ ایران و عراق هم اشتباهی نکردیم» محمد محدثین توانست در این مصاحبه یک ساعت صحبت کند و برای کسی که تاریخ مجاهدین را مطالعه کرده است و اتفاقا حب و بغض خاصی به این سازمان ندارد هیچ چیز جدیدی نگوید. هیچ چیز جدیدی. میدانم که احتمالا این مصاحبه با همه اطلاعات مخابره نشده در آن؛برای کسانی که هرگز یک عضو سازمان مجاهدین با بازماندهشان را از نزدیک ندیدهاند، یک چای با آنها ننوشیدهاند، شاید خیلی جدید باشد، اینجاست که باید به میدان و فهمیه خضر حیدری برای این آشناییسازی و این رویکرد انتقادی در حین از قضا انسانیت بخشی به مجاهدین تبریک گفت. اما این هنر میدان و فهمیه خضرحیدری و دست بازی بود که صدای آمریکا به این روزنامه نگار و فمینیست باسابقه این حوزه داده است. این هنر سازمان مجاهدین نبود. چهارم: کالت لزوما یک گروه کوچک و بدون هوادار واقعی نیست. کالت یک ساختار است. کالتها اما پایگاه اجتماعی ندارند هوادار و عضو دارند. سازمان مجاهدین یک سازمان بزرگ و قوی و متشکل است. هنوز هم در حال مبارزه جدی با جمهوری اسلامی است و در این راه جانهای شریف زیادی فدا شدهاند. با این حال رویکرد دموکراتیک درونی ندارد، لباسهای یکدست همیشگی، ادبیاتی که به روز نمیشود، بیششیفتگی برای مسعود و مریم رجوی، اصرار بر ادبیات اسلامی، استفاده زیاد از عکسهای مریم رجوی در تجمعات، قدسی سازی همه رفتارهای سازمان برای اعضا و غیره، سازمان مجاهدین را خصوصا از زمانی که به عراق رفتند - در یک روند و نه یک شبه- هر چه بیشتر شبیه یک کالت کرد. یکدست پوشی حجاب اعضای زن این سازمان با «انتخاب خود» توجیه میشود، حتی با وجود ویدیوهای مسعود رجوی که میگوید باید همه چیز را به من بگویید، روند از خودبیگانهسازی و فردیت زدایی از اعضای سازمان توجیه میشود. هیچ اصلاح ساختاری حتی بعد از «زن زندگی آزادی » هم در این سازمان ایجاد نشد. همین هاست که این سازمان را که زمانی بزرگترین سازمان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی درون ایران با بزرگترین پایگاه های اجتماعی بود را تبدیل به کالت (البته همچنان قوی و تاثیر گذار) کرده است. پنجم: با اینهمه باید چیز دیگری هم را اذعان کرد، به گواه همه شواهد تاریخی و کنونی و روایتهای ما از زندان، اعضای مبارز این سازمان در زندانها از شریفترین مبارزین بودند و هنوز هم هستند و اینهم از فرهنگ مبارزهای میآید که سالهاست در این سازمان تثبیت شده. سرمایهای بزرگ که امیدوارم روند کیش شخصیت و رفتار کالتی این سازمان بیش از این زیر سایه سرکوبهای شدید جمهوری اسلامی به آن ضربه نزند.
















بچه شاه در عمق حقارت به شکر خوری اضافه در مورد مجاهدین روی آورده آنهم به پابوسی مشتی بریده مزدور.... اگر رژیم شاه و شیخ با آن دستگاه عریض و طویل شیطان سازی کاری پیش برد, این بچه ۶۰ و چند ساله و مشتی مزدور هم کارشان پیش خواهد رفت. #مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر













