در حالی که هفتهی پیش این موقع باید به بابام بابت اینکه چرا شب دیر میام خونه جواب پس میدادم، امشب توی خونهی خودم توی یه کشور دیگه منتظر زیدم نشستم و آبجو میخورم.
۱۹ سالم بود مأموریت رفته بودم دبی و اولین سفر خارج از کشورم بود. یالقوز و بیسواد و تنها، از هتل زدم بیرون جایی هم بلد نبودم، نشونه گذاشتم که خب اسم هتلم فندقه، ایول پیداش میکنم. پیاده رفتم و رفتم، یک ساعت بعد دیدم هرچی هتل دورمه اسمش فندقه. شبش فهمیدم هتل به عربی میشه فندق. :)
@SoGangYT یک. زنجیر رو تاب نده دوا میشه
دو. خارش کف دست راست اومدنه پول و خارش دست چپ از دست دادنه پول
سه. اگه تَهه مدادو بتراشی بابا مامانت میمیرن😐😐😐
اخه پدرسگ چه ربطی دارههههه😐😂